ه‍.ش. ۱۳۹۰ فروردین ۱۱, پنجشنبه

تصاویری از مراسم تشییع جنازه پدر رئیس جمهور میرحسین



عکسها از العربیه
با دیدن این عکس می توان فهمید چرا کودتاگران افتضاح امروز را در مراسم تشییع جنازه پدر رئیس جمهور میرحسین به بار آوردند. خیل جمعیت عامل اصلی وحشت تمام مستبدان تاریخ است.

روایت یک شاهد عینی از مراسم تشییع پدر میرحسین موسوی

بعضی حوادث را باید نوشت. هزار بار و بیشتر. برای ثبت در تاریخ. برای فردا و فردائیان. باید از مراسم امروز نوشت و از تشییع جنازه پدر رئیس جمهورمان. باید نوشت تا آندگان و تاریخ بدانند خامنه ای چگونه حاکمی بوده است. آنکه خود را علی زمان می داند و ولی امر مسلمین جنایتکاری رسواست.
روایتی که می خوانید، روایت یک دوست از مراسم امروز است. خودتان بخوانید و درباره سید علی خامنه ای قضاوت کنید:

صبح ساعت 8:45 جنازه را حرکت دادن

نگذاشتن از کوچه خارج شیم

ولی میر محمود و مردم به زور آمدن تو خیابان اصلی

نیرو ویژه راه را بست و به زور در خیابان جسد را در آمبولانس گذاشت

50دوربین فیلم میگرفت

کلی لباس شخصی بود

مردم هم شعار یاحسین میر حسین سر دادن

کمی درگیری شد

موقع سوارشدن ماشین یه دختری را کشان کشان می بردن

محسن برادر زاده مهندس رفت وساطت کنه زدنش اونم عمل متقابل کرد

پدر شهید سید علی رفت جداشون کنه زدنش

خدا شاهده با گریه دارم برات مینویسم

برادر سید علی رفت کمک پدر 2 شهیدش زدن و بردنش

کار به جای رسید که دکتر سلیمی (داماد میر حسین)رفت جلو وکتک کاری کردن زدن و بردنش

پسر محسن (برادر زاده مهندس)که اول رفته بود برای کمک به اون دختر رفت سراغ باباش رو گرفت، او را هم بردن

خلاصه قراره برای مراسم شب بریم خونه سید علی ولی این خونه 2شهید و 2 زندانی داده مردی دراین خانه نمانده

در بهشت زهرا (س) بعد از غسل جنازه را بیرون ندادن20 نفر از مردم موفق شدن از درب پشت داخل غسالخانه شوند و نماز بخوانند

بعد با ماشین خودشان جسد را به قطعه 9 بردن (فاصله 100 متر) مردم بدون جسد رفتن سر خاک

حتی اجازه ندادن مراسم ختم را اعلام کنند

چند نفر را هم سر خاک گرفتن

حتی در رستوران مامور لباس شخصی بود و بیرون نیروی انتظامی

وقتی مادر مهندس فوت شد میر حسین نخست وزیر بود و چون از قبل برنامه کاشان داشت فقط آمد مادر را بوسید و رفت مراسم تشیع نبود .داخل هلی کوپتر سر به دیوار کم کم گریه میکرد

وقتی پدرش که به هم خیلی وابسته بودن فوت کرد فقط آمد جسد را بوسید و رفت.

ه‍.ش. ۱۳۹۰ فروردین ۱۰, چهارشنبه

حمله شدید الحن یک نویسنده ارزشی علیه حکومت/ حاکمان ایران کوتوله های سیاسی هستند

یک نویسنده ارزشی در گفت و گویی کم سابقه با بی ادب خواندن حاکمان فعلی جمهوری اسلامی از آنان تحت عنوان " کوتوله های سیاسی " که فرق مدیریت و آشپزی را نمی دانند، یاد کرد.
خبر آن لاین نوشت: سیدمهدی شجاعی در گفتگو با این سایت گفته است:حاکمان جمهوری اسلامی «بی‌ادب» هستند٬ کوتوله‌های فکری مدیر فرهنگی شده‌اند٬ ادب در دوره احمدی‌نژاد نزول کرده و مدیران فکری و فرهنگی آشپزی بیش نیستند.
شجاعی که از نویسندگان «ارزشی» محسوب می‌شود٬ پس از سال‌ها سکوت در خصوص مسائل فرهنگی٬ هنری و ادبی، در گفتگویی کم‌سابقه انتقاد‌های تندی متوجه وزارت ارشاد و تمام نهاد‌های فرهنگی در جمهوری اسلامی کرده است.
شجاعی گفته است: «باورم بر این است که ما در وزارت ارشاد هیچگاه در تمام این سه دهه، به این حد از ابتذال و مدیریت فشل و سوء مدیریت دچار نبودیم.»
این نویسنده در عین حال افزوده که «سیاست‌زدگی» و «عوام‌زدگی» در تصمیمات فرهنگی مسئولان جمهوری اسلامی بیداد می‌کند و «شرایط کار فرهنگی بسیار سخت‌تر از گذشته شده است.»
آن‌طور که شجاعی گفته است: «وقتی که سلیقه مولدین فکر و فرهنگ و هنر، سلیقه عامه جامعه یا عوام جامعه باشد، طبیعی است که جامعه دچار سیر نزولی در بخش فرهنگ خواهد شد.»
این نویسنده در ادامه از گسترش عوام‌زدگی در تصمیمات مسئولان فرهنگی کشور انتقاد کرده و گفته کار به جایی رسیده که «حتی نخبگان جامعه ما دیگر از کنار تلویزیون و ارشاد و مجموعه‌های فرهنگی دیگر هم رد نمی‌شوند، برای اینکه مدیریت‌های کوتاه قد حاکم شده‌اند.»
شجاعی اظهار داشته که در حال حاضر «با مدیرانی روبرو هستیم که اولا نشستن روی صندلی مدیریت برایشان غریب است. این‌ها در رویا‌هایشان هم نمی‌دیدند، مدیر شوند. تازه همین آدم‌ها با آن میزان بی‌تجربگی و ناآگاهی و استاد ندیدگی و تعلیم ندیدگی حالا قرار است برای یک قشر فرهیخته برنامه‌ریزی کنند و سرنوشت این‌ها را رقم بزنند.»
وی همچنین با انتقاد از عملکرد فرهنگی محافظه‌کاران در سال‌های اخیر از آن‌ها پرسیده است: «شما تمام دغدغه‌تان این بوده که آن‌ها {اصلاح‌طلب‌ها} دارند خراب می‌کنند. خب شما که آمدید واقعا چه کردید؟ باید بپرسیم که در این دوره شما چرا آدم‌های نازلی که شاخص‌های اولیه مدیریت فرهنگی هم در وجودشان نیست، سر کار آمدند؟»
شجاعی همچنین افزوده که «الان دیکته‌ای نوشته نمی‌شود که ما غلط بگیریم. یعنی سیاست حذف و فقدان برنامه است. اصلا برنامه‌ای در عرصه فکر و فرهنگ وجود ندارد.»
این نویسنده اظهار داشته است: «حیف که چه تحولاتی با این پول‌ها می‌شد ایجاد کرد اما به مفهوم واقعی‌اش بودجه‌های فرهنگی را خرج پفک و برنجک می‌کنند. کارهایی که نه تنها هیچ اثر مثبتی ندارد بلکه در آینده تبعات منفی وحشتناکی دارد.»
وی در پایان گفتگوی خود افزوده که «این سرنوشت فرهنگ ماست و من فقط می‌توانم بگویم که به شدت نگرانم. برای اینکه بعضی وقت‌ها مسائلی را از سرچشمه می‌بینم و متوجه می‌شوم که این آب از سرچشمه گل آلود می‌شود.

خانواده میرحسین: تا موسوی نیاید جنازه را تشییع نمی کنیم

برخلاف خبرهای منتشر شده، برخی منابع غبر رسمی خبر می دهند که خانواده میر اسماعیل موسوی هرگونه اقدام در مورد پیکر میر اسماعیل موسوی را، به حضور میرحسین منوط کرده اند.
بنا به اعلام ندای سبز آزادی در پی درگذشت میر اسماعیل موسوی، پدر میرحسین موسوی، خانواده آن مرحوم اعلام کرده اند پیش از هر اقدامی جهت جابجایی و تجهیز پیکر آن مرحوم، منتظر فرزند ارشد او، میر حسین هستند تا با نظر او اقدامات بعدی را انجام دهند.

این خانواده طی نامه ای به دادستان تهران، تقاضای رسمی خود را اعلام کرده اند و این درحالیست که میرحسین موسوی از روز ٢۵ بهمن به اتفاق همسرش زهرا رهنورد در حبس خانگی قرار دارد و به خانواده اش نیز اجازۀ دیدار با او داده نمی شود.
خانوادۀ موسوی امروز نامه ای به عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران نوشته و از او درخواست نموده اند تا امکان حضور میرحسین موسوی، همسرش و نیز دکتر شریف زادگان را برای مراسم تشییع، تدفین و بزرگداشت آن مرحوم را فراهم نماید.
این در حالیست که هنوز هیچ مقام رسمی مسئولیت حبس خانگی موسوی و همسرش را به عهده نگرفته است.
این در حالی است که وبسایت کلمه، فردا پنج شنبه مورخ ۱۰ فروردین از ساعت ۸ و سی دقیقه صبح پیکر مرحوم میر اسماعیل موسوی از مقابل منزلشان به نشانی خیابان ۱۵ خرداد غربی، درخونگاه، خیابان شهید اکبر نژاد،خیابان شیشه گران، کوچه صاحب اختیار تشییع می شود.
همچنین مراسم تدفین نیز در قطعه نهم بهشت زهرا انجام خواهد شد.

مراسم هفتم پدر میرحسین موسوی سه شنبه 17 فروردین در حسینیه ارشاد برگزار می شود؟

ضمن عرض تسلیت درگذشت با شرف ترین مردی که می شناسیم، از شورای هماهنگی راه سبز امید می خواهم سه شنبه 17 فروردین، یعنی سه شنبه هفته بعد را به عنوان روز برگزاری مراسم هفتم پدر میرحسین، اعلام نمایند. مکان حسینیه ارشاد تهران. این بهترین فرصت برای نشان دادن هواداران واقعی میرحسین موسوی است و امیدوارم که شورای هماهنگی و دست اندرکارانش از این مهم غافل نشوند.
هوادارن سبزی که می خواهند به میرحسین عزیز در فیس بوک تسلیت بگویند به اینجا بروند:
http://www.facebook.com/pages/%D8%AA%D8%B3%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%85%D9%88%D8%B3%D9%88%DB%8C/213998631947703?ref=ts&sk=wall

ه‍.ش. ۱۳۹۰ فروردین ۹, سه‌شنبه

خاطرات هم بندی محسن دگمه چی از رفتار وحشیانه دژخیمان استبداد با او در زندان

خاطرات سعید پورحیدر از شهید دگمه چی در زندان خواندنی است و دردناک. نفرین بر رژیم کودتایی و استبدادی که حتی از زندانی سرطانی اش هم می ترشد. خاطرات سعید رفیق خوبم را با هم می خوانیم: " تق.تق .تق. سعید پاشو یه لقمه نون و پنیر درست کن مردم از گشنگی .... دوازده شب به بعد وقتی تو اتاق همه میخوابیدن عمو محسن دگمه چی که تخت پایینی من بود میزد زیر تختم ، یه لقمه نون و پنیر با خرما براش درست میکردم . مینشستیم تو راهرو بند رو نیمکت و از درد ناله میکرد . از اواسط آبان بود که دردش شروع شد . شبها از درد خوابش نمیبرد ، اولش فکر م...یکردیم ناراحتی معده داره ، نه غذای زندان و نه غذایی که خودمون درست میکردیم نمیتونست بخوره اما وقتی میرزا قاسمی درست میکردم برای اتاق میگفت " جهنم الضرر ، از این نمیشه گذشت "
دو تا برادر عراقی تو بند 350 پیشمون بودن که اتهامشون جاسوسی بود . یکی از این دو برادر پزشک بود . هروقت عمو محسن دردش شروع میشد می رفتم صداش میکردم که دکتر فرجی بیا باز عمو درد داره . دکتر می گفت اینجوری نمیشه باید حتما به بهداری منتقلش کرد . شما میگید معده درد داره اما این علائم زخم معده نیست و حتما باید آزمایش بشه ...
تقریبا هر دوشب مرحوم جعفر کاظمی که مسئول اتاقمون بود میبردش بهداری ، اما به نیم ساعت نمی کشید برمیگردوندنش بند . دکتر بهداری می گفت : " این چیزیش نیست و داره فیلم بازی می کنه ! برگردونیدش بند و دیگه نیاریدش "
هر روز که می گذشت رنگ رخسار عمو محسن به زردی میرفت . چیزی هم که نمیتونست بخوره بخاطر همین در حال کم کردن وزن بود . درخواستها و اعتراض ماهم برای انتقالش به بیمارستان بی نتیجه بود . زجر میکشید و درد اما روحیشو از دست نداده بود . هیچ کس تو اتاق حتی دکتر فرجی هم فکرشو نمیکرد عمو محسن دوست داشتنی و نازنین سرطان داشته باشه اون هم از نوع بدخیم .
محسن دگمه چی از بازاریهای معروف تهران بود . به خانواده زندانیان سیاسی کمک مالی می کرد و به همین خاطر هم دستگیر شد . تو بیدادگاه ، صلواتی بهش 10 سال حکم زندان داد و تبعید به زندان رجایی شهر . سال 60 تا 69 هم تو زندان بود محسن دگمه چی .
نامردهای خدانشناس با همون وضعیت وخیم جسمی که داشت حکم تبعیدشو اجرا کردن . باز دلمون خوش بود به تزریق آرامبخش تو بهداری اوین اما وقتی بردنش رجایی شهر دیگه مطمئن بودیم از آرامبخش هم خبری نیست و عمو محسن باید بیشتر درد بکشه .
رجایی شهر که رفت حالش هر روز بدتر می شد . زندانیان سیاسی اونجا تهدید کردن اگه به وضعیتش رسیدگی نشه اعتصاب غذا میکنن . حال عمو محسن که وخیم تر شد بالاخره مجبور شدن منتقلش کنن به بیمارستان . با دست و بند و پابند بستنش به تخت . چند روزی تو بیمارستان بود که دکترا گفتن با این وضع که دست و پاش به تخت بسته شده نمیتونن به شیمی درمانی که خیلی هم انجامش دیر شده اقدام کنن . "

آیا تاریخ مصرف احمدی نژاد برای خامنه ای به پایان رسیده است؟

همزمان با برگزاری جشن نوروز توسط محمود احمدی نژاد، دیکتاتور کوچک ایران، سید علی خامنه ای، بطور ناگهانی به عسلویه رفته است. معنای این حرکت سیاسی را هر خام دستی متوجه می شود که تاریخ مصرف احمدی نژاد برای " آقا " به پایان رسیده و تمام شده است.
خامنه‌ای که سال گذشته با روسای جمهور و مهمانان نخستین دوره جشن‌های نوروزی دیدار و گفتگو کرده بود٬ امسال همسو با هواداران خود به طور غیرمستفیم مخالفتش با برگزاری چنین جشن‌هایی را با انجام سفر یک‌روزه این‌چنین اعلام کرد.
پایگاه اطلاع‌رسانی دولت نیز عصر روز دوشنبه با انتشار گسترده‌ پیامک‌هایی از دیدار مهمانان جشن‌های نوروزی با رهبر جمهوری اسلامی خبر داد که این خبر فورا تکذیب شد.
مرور رفتار رهبر نظام سیاسی فعلی ایران نشان می دهد که او پس از اتمام تاریخ مصرف مهره های سیاسی اش با آنها بدترین رفتارها را می کند. هاشمی رفسنجانی آخرین نمونه این مدعاست!



درود بر شرفت میرحسین

هیچ کلامی، هرگز نخواهد توانست از شرافت تو بگوید یا بنویسد. درود بر تو. درود بر شرف تو!

دو ایرانی قرار است در کویت اعدام شوند

خبرگزاری فرانسه دارد گزارشی می دهد مبنی بر اینکه قرار است در کشور کویت دو شهروند ایرانی به جرم جاسوسی برای دولت ایران اعدام شوند.
اتهام آنان انتقال اطلاعات از ارتش کویت به سپاه پاسداران ایران است.
این اتفاق در حالی رخ می دهد که پیش از این سخنگوی وزارت امور خارجه ایران خبر دستگیری جاسوسان ایرانی را رد و اینگونه خبرها را ترویج " سپاه هراسی " در منطقه قلمداد کرده بود.
اظهارات رامین مهمان پرستی در حالی بود که شیخ جابر بن خالد آل صباح ضمن تائید خبر اندام یک شبکه جاسوسی برای ایران خواستار همکاری کشورهای منطقه برای جلوگیری از شکل گیری چنین شبکه هایی شده بود.

ه‍.ش. ۱۳۹۰ فروردین ۸, دوشنبه

وقتی بی بی سی فارسی نعل وارونه می زند و ده نمکی را هنرمند جا می زند!

گزارشی دیدم از بی بی سی فارسی درباره تحریم فیلم اخراجی های 3 از سوی سبزها و متاسفانه باز هم تلاشی زیرکانه برای تخطئه کردن سبزها. چرا می گویم تخطئه و زیرکانه؟
- گزارشگر و مجری 60 دقیقه تلاش می کنند با این گارد که " هنر به صرف هنر " اهمیت دارد، اصل ماجرا و دعوا را به این سمت ببرند که هواداران جنبش سبز به این دلیل مخالف فیلم اخراجیهای سه هستند که مثلن ده نمکی قبلن از دار و دسته حزب الله و گروه فشار بوده است. نعل وارونه ای که بی بی سی می زند همین جاست. اگر هواداران جنبش سبز خواهان تحریم فیلم هستند نه به سابقه کارگردان آن که به موضوع خود فیلم بر می گردد. بی بی سی یادش می رود که بگوید این فیلم اساساً برای تمسخر جنبش سبز ساخته شده است و دلیل ناراحتی هواداران جنبش سبز از فیلم و موضوع آن همین است نه دعواهای کودکانه ای که بی بی سی تلاش می کند آن را به عنوان موضوع مناقشه جا بزند!
- آیا پوستر فیلم اخراجیهای سه برای اثبات توهینهای مکرر فیلم اخراجیهای 3 به جنبش سبز کافی نیست؟



- منتقدی که به عنوان منتقد به برنامه دعوت شده است نه تنها به این مسئله اشاره نمی کند، بلکه برعکس از تماشاگر بی بی سی می خواهد که دست از تحریم فیلم اخراجی ها بردارد و برود فیلم را ببیند. این آقای منتقد از خودش نمی پرسد چرا این درخواست را از مخاطب بی بی سی فارسی برای فیلم جدایی نادر از سیمین نمی کند که تمام جوایز جشنواره برلین را درو کرد؟ آیا وظیفه منتقد سینما این نیست که از فیلمهایی که دست مایه های فرهنگی بالاتری دارد و توانسته افتخار بین المللی برای کشور کسب کند، حمایت کند؟
- گزارشگر بی بی سی فارسی گزارشش را با یک دروغ شروع می کند: " جدایی نادر از سیمین " جنبش سبز است! همین دروغ او برای نشان دادن وجه زیرکانه بی بی سی فارسی در تخطئه واقعیت کافی است. کجا جنبش سبزی ها گفته اند که جدایی نادر از سیمین نشانه جنبش سبز است؟ گزارشگر که اصلن از فضای ایران پرت است نمی داند که دلیل حمایت سبزها از فیلم جدایی نادر از سیمین بی عدالتی ها و ناروایی هاست که کودتاگران علیه فرهادی صرفن به واسطه حمایت او از جعفر پناهی به کار برده اند.
- گزارشگر در ادامه گزارش به دروغ می گوید " کمپین حمایت از فیلم جدایی نادر از سیمین به ضرر سبزها تمام شده است! " شما از کجا فهمیدی که به ضرر سبزها بوده؟ آیا این جمله من درآوردی و بدون پشتوانه عدد و رقم، رعایت اصول حرفه ای روزنامه نگاری و رسانه است؟ بر اساس آمارهایی که جمهوری اسلامی می دهد اتفاقن جدایی نادر از سیمین فروش خیلی خوبی داشته و بالای 500 میلیون فروخته! گزارشگر هیچ اشاره ای به اکران فوق العاده برای فیلم فرهادی بخاطر استقبال کم سابقه تماشاگران از چنین فیلمهایی نمی کند. امری که برای فیلمی با شرایط جدای نادر از سیمین فوق العاده است. چرا دروغ؟ چرا تحریف واقعیت؟
- مبنای تحلیل گزارش گزارشگر، خبرگزاری فارس است! خبرگزاری که دشمن جنبش سبز است و هوادار سر سخت کودتاگران. خبرگزاری که ساعت 6 روز انتخابات 22 خرداد احمدی نژاد را رئیس جمهور ایران کرد. خبرگزاری که بدترین تهمت ها و دروغها را علیه رهبران جنبش سبز بکار برده است!
- گزارشگر دروغهایش ( یا درحالت خوشبینانه برداشت شخصی خودش ) را اینگونه ادامه می دهد: "  البته شخصیت این دو کارگردان دلیل اصلی جنگ است! " دروغی دیگر که محور اصلی گزارش را می خواهد به دعوای هواداران جنبش سبز با کودتاگران در حد سوابق دو کارگردان تقلیل دهد. حال آنکه اصلن محل منازعه موضوع فیلم و وجهه سیاسی آن است.
- مجری بی بی سی فارسی با هیجانی وصف ناشدنی از منتقد میهمان می پرسد " چرا باید این دعواهای سیاسی وارد فضای فرهنگی شود؟ " ( نقل به مضمون ) او که احتمالن اصلن موضوع فیلم ده نمکی را نمی داند، سئوالی را مطرح می کند که نقیض ماهیت فیلم ده نمکی است. چرا که اساساً فیلم ده نمکی با تار و پودش سیاسی و حمله به سبزهاست.
-  مجری برنامه بارها مسعود ده نمکی را به عنوان هنرمند در کنار اصغر فرهادی می نشاند. آیا هنرمند خطاب کردن مسعود ده نمکی توسط بی بی سی فارسی می تواند حاکی از بی طرفی سیاسی یک رسانه مدعی حرفه ای گری در امر رسانه باشد؟
- بی بی سی فارسی و منتقد دعوت شده به برنامه اش یادشان می رود که طی یکسال گذشته شدیدترین حملات رسانه ای توسط هواداران دولت کودتایی احمدی نژاد به اصغر فرهادی کارگردان هنرمند و پر افتخار ایرانی تنها به دلیل حمایت او از جعفر پناهی شده است. بی بی سی فارسی یادش می رود که مسعود ده نمکی با استفاده از رانتهای قدرت می تواند در شرایطی در ایران فیلم مزخرفی چون مجموعه اخراجیها را بسازد که کارگردانان خوش فکر و خوش ساختی نظیر اصغر فرهادی، بهمن قبادی، عباس کیارستمی، محسن مخملباف، داریوش مهرجوی و رخشان بنی اعتماد صرفن به دلیل نگاه منتقدانشان به شرایط موجود ایران قادر به ساختن فیلم در ایران نیستند.
- از همه تلختر دفاع منتقدی که خودش را مدعی حمایت از سینمای مستقل ایران می داند، از فیلم مزخرف ده نمکی است. البته نمی شود ایرادی به امیر قادری گرفت. بالاخره دارد در ایران و زیر ساطور جمهوری اسلامی زندگی می کند. اما تعجب من از بی بی فارسی است که خودش را بی طرف می داند و به تبلیغ همه جانبه از فردی اقدام می کند که نهایتن فیلمش یک فیلم درجه سه سینمای فیلم فارسی است.
- این گزارش دم دستی و آبکی یکبار دیگر به من ثابت کرد که بی بی سی فارسی، دروغگوی ماهری نیست و به رغم ادعای بی طرفی، رسانه ای محافظه کار و به شدت هوادار حفظ نظام سیاسی حاکم بر ایران است. نظامی که نبودنش موجب تعطیل شدن بی بی سی فارسی و منافع اقتصادی دست اندرکاران آن می شود.

بیش از هزار نفر از فعالین سیاسی پس از 25 بهمن بازجویی شده اند

علی مزروعی از اعضا حزب مشارکت به رادیو فردا گفته که در پی 25 بهمن و حضور گسترده مردم در خیابانها، بیشتر از هزار نفر از سران احزاب مخالف دولت در ایران مورد بازجویی نهادهای امنیتی قرار گرفته اند.بنا به گفته وی هدف آنها بازداشتن نيروهای سياسی از فعاليت است. اما قطعا رخداد های روز ۲۵ بهمن ماه و پس از آن، سه شنبه های اعتراضی و همين طور قيام ها و جنبش های مردمی که در کشورهای عربی به وقوع پيوستندند، به نظر می رسد که آنها را شديدا به وحشت انداخته است.
آنها از اين طريق تلاش کرده بودند که تا حدودی، بخصوص در ايام سال نو و روزهايی که در پيش هست، در واقع نوعی بازدارندگی در پيش بگيرند و قريب به هزار نفر را در همان هفته آخر سال احضار کردند.
بخش عمده افراد احضار شده، کسانی بودند که بعد از انتخابات بازداشت و زندانی شده بودند. حالا تلاش می کردند که به گونه ايی از آنها تعهد بگيرند که ديگر فعاليت سياسی نداشته باشند.

ه‍.ش. ۱۳۹۰ فروردین ۷, یکشنبه

حامیان احمدی نژاد: پادشاه اردن نوه امام حسن مجتبی است!

این دیگر از آن حرفهاست! طرفداران احمدی نژاد که بدجوری از بهم خوردن سفر ملک عبدالله پادشاه اردن به ایران شاکی هستند، حالا سند رو کرده اند که پادشاه دو رگه اردن که از مادری انگلیسی است، از نوادگان اما حسن مجتبی است!
سه هفته پس از آنکه برخی وبلاگ‌های نا‌شناس از عبد‌لله دوم پادشاه اردن با عنوان امام دوازدهم شیعیان یاد کردند، سایت «باکری‌آنلاین» در یادداشتی نوشت نسب شاه اردن به «امام حسن مجتبی» می‌رسد.
این سایت در واکنش به انتقاد از دعوت ملک عبد‌الله برای سفر به ایران نوشته که «خانواده هاشمی (در اردن) با استناد به شجره نامه‌ای نسب خود را به امام حسن مجتبی می‌رسانند.»
آن‌طور که «باکری آنلاین» نوشته است: «این شجرنامه در سطح وسیع در اردن دیده می‌شود و حتی در وب‌سایت رسمی ملک عبدالله نیز در معرض دید عموم قرار گرفته است.»
در ادامه این یادداشت آمده است: «دولت اردن به منظور مشروعیت بخشی به حکومت خود، همواره فضائل اهل بیت و سادات را با اغراض سیاسی تبلیغ نموده و این چنین به مردم اردن القا کرده که حاکمیت، مختص سادات و نوادگان رسول‌الله می‌باشد و چون خانواده سلطنتی اردن سید هستند لذا فقط آن‌ها مشروعیت لازم برای حکومت کردن را دارند.»
این یادداشت در شرایطی منتشر می‌شود که در ماه‌های گذشته دولت احمدی‌نژاد به رهبران برخی کشور‌ها به خصوص ملک عبد‌الله پادشاه اردن نزدیک شده است.
ملک عبد‌الله قرار بود به منظور شرکت در مراسم‌ جشن‌های نوروزی به دعوت محمود احمدی‌نژاد به ایران سفر کند که این سفر به خاطر مخالفت آیت‌الله خامنه‌ای لغو شد.
گروهی از حامیان خامنه‌ای علت نزدیکی دولت احمدی‌نژاد به عبد‌الله را اعتقاد انجمن «راه حقیقت» به ظهور قریب‌الوقوع امام دوازدهم شیعیان در اردن می‌دانند.
پیش‌تر نیز چند وبلاگ نا‌شناس ادعا کرده بودند ملک عبد‌الله‌‌ همان امام دوازدهم شیعیان است که تاکنون این مسئله را پنهان کرده است.
جل الخالق از این جماعت کودتاگر!

هواپیمای اسپرت دونفره عیدی احمدی نژاد به رئیس جمهور ترکمنستان

برخی از منابع خبری از اهدای یک فروند هواپیمای اسپرت دو نفره توسط محمود احمدی نژاد به رئیس جمهور ترکمنستان خبر می دهند. این هواپیما در کلاس LSA و از نوع هواپیمای 'پرنده آزاد' است و سومین هواپیما در دنیا در این کلاس پروازی به شمار می‌رود. قیمت هرنوع از این نوع هواپیما حدود 130 میلیون تومان است.
قربانقلی محمداف هم در مقابل به احمدی نژاد هزار تن آرد به عنوان عیدی به احمدی نژاد داده است.

ه‍.ش. ۱۳۹۰ فروردین ۶, شنبه

زنان ایرانی چگونه مادر یک نماینده مجلس را به عزایش نشاندند؟

باز هم گلی به جمال همت خانمها و زنان ایرانی. موسی قربانی نماینده ساندیس خور و افراطی مجلس هشتم را خیلی ها می شناسند. دشمن درجه یک اصلاح طلبان و نماینده ای که خیلی ها او را طراح اصلی لایحه موسوم به " حمایت از خانواده " می دانند و از مدافعان سرسخت این لایحه است.
با این همه قربانی برای خبرآنلاین تعریف کرده است که زنان ایرانی و یا مردان مخالف این لایحه آنقدر به شماره تلفن همراهش زنگ زده اند که او مجبور شده شماره اش را عوض کند.
او گفته است: " آنها به صورت اس ام اسی یا تلفنی، بارها و بارها با من تماس گرفتند. عمده تماس​ها هم از سوی خانم​ها از محافل فمینیستی و  زنان معترض به این لایحه بود که مخالفت‌هایشان را می​گفتند.
«آنقدر خط من از دست این ضعیفه​ها شلوغ شد که من خطم را عوض کردم»!
این نماینده اصولگرای مجلس گفته که نمی​تواند متن آن تماس​ها یا اس​ام اس​ها را به دلیل غیرمتعارف بودن محتوایشان افشا کند، تنها به یکی از پیام​های تلفنی​اش اشاره کرد و گفت: تلفن من یک پیام​گیر صوتی داشت که وقت​هایی که در جلسات مجلس بودم پیام می​گذاشتند. یک مرد اصفهانی که در پیام شنیده می​شد زنانی به او می​گفتند چه بگوید و چه نگوید، پیامی برای من گذاشته بود. او در این پیام می​گفت: مگر شما خودتان خواهر مادر ندارید که می​خواهید چنین چیزی تصویب کنید؟ حاضرید این قانون برای خودتان اجرا شود؟

یک زوج یهودی - مسیحی در زندان اوین بطور مخفیانه اعدام شده اند

دفتر کشیک شعبه 28 دادگاه انقلاب تائید کرده است که سحرگاه روز دوشنبه 23 اسفند ماه سال 1389 یک زوج یهودی - مسیحی به همراه یک زن و دو مرد که هنوز هویتشان برای نهادهای حقوق بشر ایران فاش نشده اعدام شده اند. در این باره هرانا نوشته است: " دفتر کشیک شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب ضمن تائید اجرای حکم اعدام ۵ نفر در سحرگاه دوشنبه از ارائه هرگونه توضیحی در خصوص نحوه تحویل اجساد و تدفین پیکر این زوج خودداری کرد. خانم آدیوا میرزا سلیمان کلیمی از ایرانیان کلیمی به همراه همسرش وارژان پطروسیان از ایرانیان ارمنی به همراه یک زن و دو مرد با هویت نامعلوم به صورت مخفیانه در زندان اوین اعدام شدند. از اتهام اعدام شدگان اطلاعی در دست نیست. گفتنی ست اقوام زوج اعدامی مذکور که قصد داشتند بر اساس آداب و رسوم خود مراسم تدفین ایشان را اجرا کنند از سوی نیروهای اطلاعاتی و امنیتی تهدید به بازداشت شدند. "

بیچاره امیری!

برخی منابع خبری در تهران خبر می دهند که شهرام امیری، دانشمند هسته ای که سال گذشته با ادعای ربوده شدن توسط ماموران سی آی ای از آمریکا به ایران برگشت، تحت شکنجه های شدید فیزیکی و روانی اتهام جاسوسی برای آمریکا را پذیرفته است.
از همان ابتدا هم معلوم بود داستان بازگشت شهرام امیری دانشمند هسته ای که آمریکا را متهم به ربودن خود کرده بود به ایران، مشکوک است و داستان همانی نیست که جمهوری اسلامی تعریف می کند و اصلاً ربودنی در کار نبوده و اصل ماجرا فرار خود امیری از ایران بوده و اینکه احتمالن خانواده اش مخالف رفتن به آمریکا بوده اند و یا نتوانسته اند که بروند و گروگان جمهوری اسلامی شده بودند و بالاخره فشار ماموران امنیتی و اطلاعاتی کارگر شده بود و امیری را به لطایف الحیل به ایران بازگرداندند.
حالا سایت " ایران بریفینگ "  خبر داده که شهرام امیری که آمریکا را متهم به ربودن خود کرده بود و به عنوان "قهرمان ملی" به ایران بازگشت، هم اینک به "جاسوسی و اقدام علیه امنیت ملی" متهم شده است.
این سایت تاکید کرده که امیری دوم مارس جاری در دادگاه نظامی حاضر و به تماس غیر قانونی با کشورهای دشمن، "اقدام علیه امنیت ملی و دادن اطلاعات محرمانه به دشمن" متهم شده است. بنا بر این گزارش محاکمه امیری سری بود و احتمال داد جلسه های دادگاه در ماه های آینده نیز ادامه یابد.
این خبر درحالی منتشر شده است که پیشتر خبرهایی درباره قرار دادن امیری در "خانه امن وزارت اطلاعات" در شرق تهران و سپس انتقال دادن او به زندان نظامی "حشمتیه" منتشر شده بود.

ه‍.ش. ۱۳۹۰ فروردین ۵, جمعه

زهرا کاظمی، زهرا بنی یعقوب، زهرا بهرامی و حالا زهرا جباری

یک زهرای دیگر به مسلخ استبداد دژخیمان کودتاگر ایران فرستاده شده است. این بار زهرا جباری!  یک انسان دیگر که پدر و مادرش نام زهرا را برایش برگزیده بودند تا شاید قربانی خودکامگی های جلادان نقاب دین بر چهره کشیده نگردد که گشت! حالا زهرا جباری در کماست و رژیم مدعی تشیع و حب علی و خاندانش، حتی اجازه ملاقات خانواده اش را هم از آنها دریغ می کند. زهرا جباری را بازجویان وزارت اطلاعات و عباس جعفری دولت آبادی دادستان وقت تهران به این روز کشانده اند. آنان که ادعای ناموس فاطمه زهرا را می کنند، خود قاتلان درجه یک زهراهای وطن هستند.
زهرا کاظمی، زهرا بنی یعقوب، زهرا بهرامی و حالا زهرا جباری. دریغا و دردا که نظامی که جرثومه ای از نیرنگ و فریب و استبداد است به اسم فاطمه زهرا و به ادعای ولایت او و خاندان او این همه زهرا را به کام مرگ و نیستی فرستاده است. تا مگر مارهای ظلمت و جهالتش دمی آرام گیرند که این ضحاک به این همه هم راضی نیست و امروز جوان دیگری را هم به کام مرگ کشانده اند. پورمند مدحت نیا. جوان " کول بر" کردی که برای گرفتن حقش دیروز به پاسگاهی در کردستان مراجعه می کند و با گلوله ای کشته می شود.
و حالا زهرایی دیگر در آستانه شهادت قرار می گیرد تا شاهدی باشد از دین دروغین و نیرنگ پلید آنهایی که به نام دین به قتل ناموس و شرف انسانها آمده اند.
فراموش نباید کرد زهرای دیگری را که اکنون در چنگال نخوت و استبداد خامنه ای و احمدی نژاد گرفتار است. زهرا رهنورد را می گویم. و هزاران زهرای دیگری که هم اکنون در زندانهای مستبدان دینی حاکم بر ایران زندانی هستند.

چرا بی بی سی فارسی از جمهوری اسلامی حمایت می کند؟

به نظرم ادعای بی طرفی بی بی سی فارسی در مواجه با تحولات سیاسی، اجتماعی ایران، که دائمن از سوی مدیرانش تبلیغ می شود، ادعایی غیر صادقانه و شعاری است. مرور رفتار دست اندرکاران و برنامه سازان بنگاه خبرپراکنی بی بی سی و بویژه بی بی سی فارسی در قبال تحولات سیاسی، اجتماعی و حتی اقتصادی ایران، نشان دهنده، حمایتی زیرکانه و تردستانه از حفظ نظام سیاسی حاکم بر ایران به منظور تأمین منافع پیدا و پنهان دولت مطبوع بریتانیاست. من برای اثبات این مدعا ادله فراوانی دارم که شاید از حوصله این بحث خارج باشد اما چند نمونه را برایتان مثال می زنم:
1- چطور می شود که صادق صبا، مدیر بخش فارسی بنگاه سخن پراکنی بی بی سی دو سال پیش از این به ایران می آید و به قول خودش پس از 30 سال موفق می شود با هماهنگی های گسترده مستندی آبکی و باسمه ای از ایرانی بسازد که همه چیز در آن خوب است و مردم آنقدر خوش و خرمند که یا مشغول تفریحند و یا مشغول خوردن و کسی هم کاری با جناب آقای صبا ندارد. حال آنکه وقتی یکی از خبرنگاران رادیو فردا برای ملاقات مادرش به ایران می آید به سرعت دستگیر می شود و روانه زندان می گردد؟
2- شب تحویل سال بی بی سی فارسی از هادی خرسندی دعوت به اجرای برنامه می کند که بدترین توهین ها را به میرحسین موسوی و زهرا رهنورد می کند وبیشترین تعریف و تمجیدها را از احمدی نژاد. و عجبا که بی بی سی فارسی به طور مکرر این برنامه را نشان می دهد. برنامه ای که در آن هادی خرسندی ضمن به تمسخر کشیدن زهرا رهنورد، از او تحت عنوان گونی یاد می کند که میرحسین به او تکیه داده است! جالب است که بی بی سی فارسی که مدعی بی طرفی است، همچنان اصرار عجیبی به توهین و تمسخر میرحسین موسوی و زهرا رهنورد دارد.
3- به نظر شما چرا بی بی سی فارسی در مرور مهمترین وقایع 10 سال اول قرن 21 اصلن حتی یک خط هم راجع به جنبش سبز و حوادث پس از انتخابات چیری نمی نویسد؟ و بعد با یک معذرت خواهی یواشکی، صادق صبا تلاش می کند تا آن افتضاح را ماست مالی کند!
4- الان که بحث بر سر تحریم فیلم " اخراجی های 3 " از سوی سبزهاست، بی بی سی فارسی در وب سایتش به تبلیغی در خور از این فیلم دست می زند و ضمن اعلام این نکته که اخراجیهای ۳ رکورد فروش نوروزی را زده است، در هیچ کجای صفحه اولش رد پایی از فیلم " جدای نادر از سیمین " که مورد علاقه سبزهاست دیده نمی شود. در عوض تا دلتان بخواهد تعریف و تمجید از ده نمکی است و فیلمهای قبلی اش! مثلاً نویسنده متن در جایی می نویسد: " چنانکه انتظار می‌رفت، تماشاگران ایرانی، همانند قسمت‌های اول و دوم، استقبال زیادی از این فیلم کمدی به عمل آورده‌اند و فروش اخراجی‌ها ۳ از فروش فیلم پرمخاطب جدایی نادر از سیمین ساخته اصغر فرهادی (برنده خرس طلایی جشنواره فیلم برلین)، پیشی گرفته است. "



زمانی که به اتهام جاسوسی و اقدام علیه امنیت ملی بخاطر شرکت در امتحان ورودی رادیو فردا زندان اوین بودم، بازجویم همیشه به من سرکوفت می زد که " اگه جاسوس نبودی می رفتی تو امتحانات بی بی سی شرکت می کردی نه رادیو فردا! " همان زمان هم می دانستم بی بی سی فارسی حامی درجه یک جمهوری اسلامی ایران است. باور نمی کنید؟ بروید در سایت بی بی سی فارسی ببینید آیا خبری از اظهارات دیروز نتانیاهو درباره ایران و " لزوم مواجه غرب با سران آن همانند نحوه مواجه آنان با سرهنگ قذافی "هست یا نه؟ اگر بود اسمم را عوض می کنم!
واقعیت امر این است که دست اندرکاران بی بی سی فارسی در قبال ادامه حیات نظام سیاسی فعلی حاکم بر ایران منافع و مطامع فراوانی را به جیب زده و می زنند که حاضر به جابجایی نظام فعلی نبوده و نیستند!

ه‍.ش. ۱۳۹۰ فروردین ۳, چهارشنبه

وقتی خاندان خمینی، استبداد خامنه ای را به چالش می کشد

آنها که تاریخ معاصر را بی غرض و مرض دنبال می کنند، می دانند که از همان ابتدای انقلاب سید علی خامنه ای سودای عجیبی در به دست گرفتن قدرت و هدایت مستبدانه آن داشته است. در این باره کافی است به نقش او و هاشمی رفسنجانی در پائین کشیدن بازرگان و دولت موقت از قدرت و خلع ید بنی صدر و آیت الله العظمی منتظری نگاهی دوباره بیاندازیم. جدال خاندان خمینی با زیاده طلبی های خامنه ای حدیث تازه ای نیست و اوج این جدال را می توان در مرگ مشکوک سید احمد خمینی جستجو کرد. این یک واقعیت غیر قابل انکار است که ماجراهای انتخابات سال 1388 و حوادث پس از آن این جدال را به نقطه های نهایی تری منتهی کرده است و ملاقات سید یاسر خمینی با خانواده کروبی و فرزند وی و محکومیت حصر میرحسین و کروبی توسط وی، گام مهم دیگری در همین راستاست. آیا آنها انتقام مرگ مشکوک سید احمد خمینی را از خاندان خامنه ای می کشند؟

ه‍.ش. ۱۳۹۰ فروردین ۲, سه‌شنبه

نام احمد جنتی، مکارم شیرازی، مصباح یزدی، احمد خاتمی، محمد یزدی و علم الهدی، در فهرست مخالفان امام زمان!

بامزه است. واقعن بامزه است. ماری که خامنه ای رهبر ایران در آستین پروراند تا اصلاح طلبان و چهره هایی نظیر هاشمی رفسنجانی و میرحسین موسوی را از گردونه قدرت خارج کند، حالا قصد بلعیدن نزدیک ترین یاران خودش را دارد. به نظر می رسد پیش بینی رفسنجانی در سال 1388 و در نامه مشهورش که چند روز پیش از انتخابات ریاست جمهوری دور دهم منتشر شد، رفته رفته رنگ واقعیت به خود می گیرد.
حالا سه وب سایت نزدیک به دولت فهرستی را منتشر کرده اند که نام مخالفین ردیف اول " امام زمان " در زمان ظهورش در آن دیده می شود. احمد جنتی، محمدتقی مصباح یزدی، احمد علم‌الهدی، ناصر مکارم شیرازی، محمد یزدی و احمد خاتمی در این فهرست به عنوان روحانیونی که در زمان ظهور امام زمان به مقابله با وی برخواهند خواستف معرفی شده اند.
این سایت‌ها با انتشار یادداشت مشترکی که در انتقاد از موضع‌گیری این روحانیون علیه دولت محمود احمدی‌نژاد منتشر کرده‌اند، آنها را «پیرانی» خطاب کرده‌اند که تحت تاثیر خبر‌های دروغی قرار گرفته‌اند که منجر به بروز «فجایعی» در جمهوری اسلامی شده است.
این سایت‌ها در ادامه با دعوت از مردم برای انتقاد از این روحانیون نوشته‌اند: «احدی حق ندارد به بهانه بزرگی و سابقه افراد نسبت به بعضی مواضع آنها که ممکن است آینده انقلاب را به خطر بیاندازد سکوت کند.»
این سایت‌ها همچنین اضافه کرده‌اند که در «هنگامه ظهور یک گروه از مخالفان سرسخت امام عصر  بعضی از چهره‌های وجیه دینی هستند و لکن این واقعیت را هم در عصر نزدیک به ظهور نمی‌توان نادیده گرفت.»
شش روحانی نزدیک به علی خامنه‌ای که بسیاری از آنها نمایندگان وی در نهاد‌ها و سازمان‌های دینی و سیاسی هستند از زمان به قدرت رسیدن احمدی‌نژاد همواره انتقاد‌های تندی علیه اقدامات و تصمیمات دولت مطرح کرده‌اند.
انتقاد‌های این روحانیون در ماه‌های اخیر از اقدامات احمدی‌نژاد و نزدیکان وی افزایش یافته و علنی‌تر شده است و با گسترش این انتقاد‌ها نیز رسانه‌های حامی دولت حملات خود علیه این افراد و منتقدان دولت را افزایش داده‌اند.
به نظر می‌رسد اختلاف‌ها میان حامیان خامنه‌ای و احمدی‌نژاد در ماه‌های آتی و همزمان با نزدیک شدن به زمان برگزاری انتخابات مجلس افزایش قابل توجهی یابد.
من همیشه گفته ام که برگ برنده مشایی در انتخابات ریاست جمهوری سال 1392 اعلام کودتای انتخاباتی و تقلب در انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 به فرمان خامنه ای به منظور کسب آراء بالاست. به نظرم بعد از نامه به خامنه ای و درخواست تعطیل شدن ولایت فقیه از سوی نزدیکان مشایی، انتشار این نامه قدم بعدی در همین راستاست.

ه‍.ش. ۱۳۹۰ فروردین ۱, دوشنبه

دم بچه های شیراز گرم!



این فیلم مربوط به نخستین لحظات پس از تحویل سال در حافظیه شیراز است. احتمالن شعار دهندگان مسافرند، اما دم بچه های شیراز گرم!

ندا جان سال نوات گرامی باد!


ندا جان، شرمسارم از اشک خون آلود مادرت. چنانکه شرمسارم از نگاه مادران ژاله و محمد مختاری و روح الامینی و کامرانی فر و دهها شهید دیگری که جایشان به هنگام هفت سین خالی است. ندا جان! تنها یک در غربت نشسته دور از وطن می تواند حال و روز پدر و مادرت را درک کند. بدان که یاد و خاطره ات هرگز در هفت سین فردای آرزوهای سبز وطن خالی نخواهد ماند. روحت شاد و خاطرت جاودان باد.

دم حامد بهداد گرم

حامد بهداد در برنامه زنده ای که در شبکه سوم سیما به مناسبت نوروز، دعوت شده بود، از همه سینمایی ها که نامشان از تلویزیون برای سالها حذف شده بود به نیکی یاد کرد و مهمترین بخش سخنانش هم آنجایی بود که از محمدرضا شجریان صدای ماندگار آواز ایران و جنبش سبز یاد کرد.این هنرپیشه مطرح سینمای ایران در بخشی از سخنانش گفت: یادم می آید استاد شجریان با آن صدای آسمانی اش که در ذهن ملت ایران، در جشن لحظه ی تحویل سال، دعای تحویل سال را خواندند. بهداد صدای محمد رضا شجریان را صدای ربنای ملت ایران خواند و گفت: از همینجا خدمت ایشان عرض ادب می کنم.  دم حامد بهداد گرم!

ه‍.ش. ۱۳۸۹ اسفند ۲۸, شنبه

دیدار میرحسین موسوی با پدرش تحت نظارت شدید نیروهای امنیتی

سایت عماریون از سایتهای نزدیک به جناح استبداد، در خبری از حضور میرحسین موسوی در منزل پدرش به مدت یک ساعت به همراه ماموران امنیتی خبر داده است. منابع نزدیک به میرحسین ضمن تأیید این خبر از حضور گسترده ماموران امنیتی در خانه پدر میرحسین همزمان با حضور رئیس جمهور اصلی ایران خبر داده اند.

یک پناه جوی ایرانی در دانمارک به اعتصاب غذای خود پایان داد

یک پناهجوی ایرانی، پس از 12 روز اعتصاب غذا به واسطه پا در میانی نماینده کلیسای کانادا به اعتصاب خود پایان داد.
علیرضا حسنکی که پس از هشت ماه انتظار با پاسخ منفی دولت دانمارک برای درخواست پناهندگی اش روبرو شده بود، 12 روز پیش دست به اعتصاب غذای زد که با پادرمیانی نماینده کلیسای پروتستان کانادا در دانمارک به اعتصاب غذای خود پایان داد.
این پناهجوی ایرانی که دلیل درخواست پناهندگی خود را اتهامات واهی سیاسی توسط جمهوری اسلامی عنوان می کند، پس از خروج از ایران دین خود را از اسلام به مسیحیت تغییر داده است.
 بر اساس ماده 4-225 قانون مجازات اسلامی مصوبه مجلس شورای اسلامی ایران کسی که حداقل يكي از والدين او در حال انعقاد نطفه‎ ‎مسلمان بوده و بعد از ‏بلوغش اظهار اسلام كرده و سپس از اسلام خارج شود، مرتد فطری محسوب شده و بر اساس تبصره شماره 7 همین بند حکم وی اعدام است.
علیرضا حسنکی علت اعتصاب غذای خود را بی توجهی مسئولین دولت دانمارک به پرونده پناهجویی وی اعلام کرده است. وی در خصوص انگیزه شکستن اعتصاب غذایش می گوید: " به دلیل احترام و گرایشات مذهبی که به دین مبین مسیحیت یافته ام ، موقتاً اعتصاب غذای خود را شکسته ام

ه‍.ش. ۱۳۸۹ اسفند ۲۷, جمعه

قائم مقام وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی: ما به اسرائیل احترام می گذاریم! حرفهای خامنه ای علیه اسرائیل حباب است

قائم مقام وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی در گفتگویی که اخیراً با هفته نامه ویک اند دانمارک داشته گفته است: "  ما اسرائيل را قابل احترام دانسته و با آن همدلى مى کنيم. ما مثل عربها که از قديم الايام از يهوديان نفرت داشته اند نيستيم! " مهدی صفری در ادامه این گفتگو نسبت به "اسرائيل" ابراز احترام کرده، با مسئولانش اظهار همدلى نموده و تاکيد کرده اند که "اظهارات تندى که گاه به گاه از بعضى مقامات ايرانى عليه اسرائيل شنيده مى شود، فقط حبابهايى براى جلب توجه و تاييد کشورهاى عربى و اسلامى است".
محمد رضايى و مهدى صفرى به رابطه اى نژادى بين "فارسها" و ملل اروپايى اشاره کرده اند و براى اين رابطه دليل آورده اند که "زبان فارسى يک زبان "هندو اروپايى" است و از همه نزديکتر زبان آلمانى را در کنار خود دارد.
سخناناین دو دیپلمات ارشد جمهوری اسلامی در روزنامه دانمارکى "ويک اند" که توسط روزنامه نروژى "داگ بلادت" نيز منتشر شده است.
آقا! یکی بگه ما ایران نیستیم انقلاب شده؟ رژیم برگشته؟ چی شده که احمدی نژاد با زن بی حجاب تو دفتر رئیس دولت مصاحبه می کنه و این دو نفر اینطوری پاچه خواری اسرائیل را؟!

ه‍.ش. ۱۳۸۹ اسفند ۲۵, چهارشنبه

بحران مشروعیت نظام با این مصاحبه ها حل نمی شود

برای نخستین بار طی 32 سال گذشته یک خبرنگار زن اسپانیایی بدون رعایت حجاب اسلامی در دفتر دومین مقام اجرایی جمهوری اسلامی به گفتگو با رئیس دولت کودتا نشست. گفتگویی که موجب عصبانیت رئیس دولت کودتا هم شد. آنجا که خبرنگار تلویزیون دولتی اسپانیا درباره رفتار خصمانه کودتاگران با رهبران جنبش سبز سئوالی را از احمدی نژاد پرسید و شاهد واکنش عصبی وی بود. رئیس دولت کودتا البته به سیاق دروغگویی های همیشگی اش با متهم کردن هواداران جنبش سبز به قتل و دزدی و آنارشیسم سعی کرد تا با نعل وارونه زدن، حقیقت را منکر شود. با این همه آنچه در این نوشته مورد توجه قرار گرفته اسلام گرایی ریاکانه کسانی است که بیشتر از آنکه دغدغه اسلام و اجرای موازین اسلامی را داشته باشند به منافع و مطامع سیاسی و اقتصادی خود می اندیشند.
اصولگرایی ریاکارانه
سکوت اصولگرایان در برابر آنچه در حین مصاحبه خبرنگار تلویزیون دولتی اسپانیا، در دفتر رئیس دولت کودتا که مدعی ریاست ِ جمهور ِ مردم ایران است، رخ داد، نشانه آشکار دیگری از عدم صداقت آنان در طرح شعار پایبندی به رعایت اصول اسلامی و اصرار بر اجرای آن در تمام این سالهاست.
رئیس دولت کودتا، در بیست و چهارمین روز اسفند 1389 در حالی در برابر دوربین تلویزیون دولتی اسپانیا در دفتر ریاست جمهوری « جمهوری اسلامی » نشست که مطابق قوانین همین نظام رعایت شئونات اسلامی توسط هر غیر مسلمانی که به ایران سفر می کند الزامی است و جمهوری اسلامی سالهاست که به بهانه عدم رعایت حجاب زنها و دختران بی شماری را دستگیر و راهی زندان کرده است و در موارد متعدد پلیس ایران اقدام به ضرب و شتم آنان به جرم عدم رعایت حجاب کرده است.
بحران مشروعیت
دولت کودتا به شدت از فقر مشروعیت رنج می برد و اقدام به گفت و گو با یک خبرنگار زن بی حجاب اسپانیایی در دفتر ریاست جمهوری در ایران،  نشان دهنده تلاش وی برای گریختن از بحران مشروعیتی است که دولت کودتایی اش، در آن دست و پا می زند. به عقیده بسیاری از ناظران سیاسی، رئیس دولت کودتا سعی می کند تا با تن دادن به بازیهای عوام فریبانه ای نظیر مصاحبه با یک زن بی حجاب آن هم در دفتر خودش، خرده مشروعیتی ولو اندک در میان کسانی پیدا کند که در مخالفت با نظام سیاسی حاکم بر ایران تنها دغدغه شان نبود آزادیهای اجتماعی نظیر حجاب برای زنان در ایران است و این مسئله خود گواه غیر قابل انکاری از بحران مشروعیتی است که عملاً دولت وقت را از پا انداخته است و اینک سران آن برای ترمیم شکافهای عمیق رخ داده در ساختار درونی و بیرونی دولت، حتی راضی به پذیرفتن پیش شرط انجام مصاحبه بدون حجاب با یک زن خبرنگار خارجی در دفتر رئیس دولت شده اند. امری که به عقیده بسیاری از کارشناسان سیاسی موجب عمیق تر شدن خشم و نفرت اسلامگرایان حامی دولت کودتا شده و در آینده نزدیک شاهد برون داد این خشم و نفرت خواهیم بود.
آنها حالا از خود می پرسند، آیا این ادعا که دولت کودتایی احمدی نژاد دغدغه حفظ اسلام را دارد مغایرتی با نحوه رفتار او در برابر این خبرنگار زن اسپانیایی ندارد؟ آیا ادعای وابستگی به اجرای اصولی موازین شرعی که فصل الخطاب تمام گروههای مدعی اصولگرایی در ایران است، مغایرتی با مواردی نظیر این مصاحبه و برپایی جشن نوروز در تخت جمشید با حضور سران دیگر کشورها و ادعای مکتب ایرانی ندارد؟
کدام اصولگرایی
هنوز یادمان نرفته است که همزمان با پخش شایعه دست دادن سید محمد خاتمی رئیس جمهور دوران اصلاحات آن هم در یک کشور خارجی چه جنجال و هیاهویی توسط هواداران به اصطلاح اصولگرای دولت احمدی نژاد در داخل کشور به وقوع پیوست و هر روز روزنامه هایی نظیر کیهان و رسالت مقاله ها و نوشته هایی تند و افراطی علیه محمد خاتمی قلمی می کردند. حالا اما مدعیان اصولگرایی جملگی در سکوتی خیره کننده فرو رفته اند و دم هم نمی زنند و همین سکوت آنها نشان دهنده عدم صداقت شان در به سینه زدن سنگ دین و اسلام است. که اگر آنان واقعن خواستار پیاده شدن اصول اسلامی در ایران بودند همان زمانی فریادشان به آسمان بلند می شد که به جوانان بی گناه این کشور  در زندان کهریزک تجاوز شد و مظلومترین آنان در اثر شدت جراحات ناشی از شکنجه های قرون وسطایی جان خود را از دست دادند. که اگر آنان به راستی دغدغه اسلام داشتند همان روزی صدایشان بلند می شد که جوانان بی گناه را در خیابانهای تهران و دیگر شهرهای ایران به جرم گناه ناکرده به قتل رساندند و جنازه آنان را شبانه به خاک سپردند.
مرور رفتار جناح مدعی اصولگرایی در پنج سال گذشته و مماشات آنان با دولتی که جز دروغ و فریب و تقلب، تخصص دیگری ندارد، نشان دهنده ریاکاری و قدرت طلبی طیفهای وسیعی از گروههای سیاسی حامی احمدی نژاد است که مدعای اصولگرا بودن را تنها برای تأمین منافع سیاسی و اقتصادی خود برگزیده اند و سنگ اسلام را تنها زمانی به سینه می زنند که بخواهند حریف و رقیب را از صحنه به در کنند. وگرنه کافی است تصور کنیم که اگر مثلاً به جای رئیس دولت کودتا، سید محمد خاتمی اقدام به انجام مصاحبه با یک زن بی حجاب در دفتر خودش در دوران اصلاحات می کرد. معلوم نبود چند لشکر کفن پوش به ناگاه در خیابانهای تهران و قم و مشهد، ندای وااسلاما سر می داد؟
در همان دوران اصلاحات زمانی که برخی گمانه زنی ها از احتمال انتخاب یک وزیر زن توسط سید محمد خاتمی خبر می داد، برخی از روحانیون حوزه علمیه قم ، پنهانی برای رئیس جمهور مشروع و قانونی مملکت پیغام فرستادند که در صورت اقدام به چنین کاری، مالیات دادن به دولت را حرام اعلام می کنیم. آنهم دولتی که رئیسش روحانی بود و متخصص دین. همین روحانیون زمانی که رئیس دولت کودتا اقدام به معرفی سه وزیر زن برای کابینه اش کرد، سکوتی ساکت اختیار کردند و دم بر نیاوردند. امری که به عقیده به بسیاری از کارشناسان باید ریشه هایش را در عدم استقلال حوزه های علمیه قم و مشهد از دولت و حکومت، جستجو کرد.
همین عده از روحانیون که بدترین توهین ها را نسبت به مردم و رهبران جنبش سبز روا می دارند، هرگز در برابر مدعای مکتب ایران که برداشتی باسمه ای از ناسیونالیست افراطی دهه های 20 و 30 خورشیدی است، هیچ واکنش قاطعی از خود بروز نداده و نمی دهند.
واقعیت این روزهای نظام سیاسی حاکم بر ایران و هواداران آن به شدت شبیه همان نکته ای است که میرحسین موسوی و مهدی کروبی بارها و بارها به آن اشاره کرده اند. این نظام دیگر نه جمهوری است و نه اسلامی. جمهوری نسیت چون هیچ ارزش و احترامی برای رای مردم قائل نیست و اسلامی نیست چون رفتار حاکمانش با مخالفان و منتقدان هیچ شباهتی به اصول اسلامی و دین شیعه ندارد. سهل است که سکوت نمایندگان مجلسش در برابر حیف و میل بیت المال و ناکارآمدی و بی کفایتی دولتیان کودتائی اش، حتی نشانی از وطن دوستی و وطن پرستی هم ندارد و عمق ماجرا نشان دهنده برآمدن فرومایگانی بر عرصه و اریکه قدرت است که تنها به مطامع و منافع شخصی خود نظر دارند و برای بیشتر کردن سهم خود در دایره قدرت و ثروت تن به هر چشم پوشی و سکوتی می دهند.

بیشتر از 150 نفر در ماجرای شب گذشته زندان قزل حصار کشته یا زخمی شده اند

در حالیکه برخی از منابع خبری از کشته شدن بیش از 150 نفر در اثر حوادث رخ داده در زندان قزل حصار در سه شنبه شب گذشته خبر می دهند، روابط عمومی سازمان زندانها همچنان از ارائه آمار واقعی مجروحین و کشته شدگان این حوادث خودداری می کند.
بر اساس اطلاعیه سازمان زندانها "تعدادی از زندانیان شرور و قاچاقچیان مواد مخدر که حکم اعدام آنها صادر شده است، قصد داشتند در یکی از بخش های زندان قزلحصار با انجام خرابکاری در زندان مبادرت به فرار نمایند که با حضور مقتدرانه عوامل مسئول و همکاری سایر زندانیان... ناکام ماندند"
این در حالی است که سایت هرانا تعداد واقعی مجروحین و کشته شدگان این حادثه را 150 نفر اعلام کرده است.
غلامحسین اسماعیلی، رئیس سازمان زندان های ایران هم در گفت و گو با خبرگزاری فارس، کشته و زخمی شدن تعدادی را در درگیری سه شنبه شب زندان قزلحصار تأیید کرده و گفته است که "عوامل اصلی اغتشاش" شناسایی شده اند.
سایت جام جم آنلاین، پایگاه خبری متعلق به سازمان رادیو و تلویزیون ایران، از احتمال کشته شدن ۱۰ نفر از زندانیان در این واقعه خبر داده است.
در اطلاعیه سازمان زندان ها، نوشته شده که زندانیان شورشی حریق عمدی ایجاد کردند و شیشه ها را شکستند، اما با برخورد "جدی و قاطع" مأموران مواجه شدند و چند نفر از آنها در اثر "جراحات وارده و گاز گرفتگی" جان باختند.
در این اطلاعیه و اظهارات رئیس سازمان زندان ها اشاره ای به ماهیت "برخورد قاطع" انجام شده با زندانیان نشده است، اما سایت هرانا، پایگاه خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، نوشته است که مأموران با استفاده از گلوله های جنگی به زندانیان شلیک کرده اند.
به نوشته این سایت، اعتراض زندانیان به کثرت احکام اعدام بوده است

خبر فوری: ترکیه یک فروند هواپیمای ایرانی را مجبور به فرود کرده است

همین الان بچه های ترکیه خبر دادند که دولت ترکیه یک فروند هواپیمای آنتونف ایران که به مقصد سوریه در حال حرکت بود را در فرودگاه دیربکیر مجبور به فرود کرده است.  گفته می شود که این هواپیما حامل چند فروند موشک دور برد به طرف سوریه بوده است و این کار به دستور سازمان ملل صورت گرفته است . 

ه‍.ش. ۱۳۸۹ اسفند ۲۴, سه‌شنبه

درگیری شدید در شهرک رشدیه تبریز در چهارشنبه سوری

امروز شهرک رشدیه تبریز همزمان با چهار شنبه سوری به صحنه ی درگیری مردم و پلیس یگان ویژه و نیروهای لباس شخصی تبدیل شد .از ساعت 20/30کلیه ی مبادی ورودی شهرک باغمیشه و رشدیه پر از جمعت شده است .مردم به صورت پیاده و تردد با خودرو در خیابان های اصلی و کوچه های فرعی به نحو گستر ده ای حضور دارند . صدای الله اکبر ، یا حسین میر حسین به کرات شنیده می شود . پلیس یگان ویژه و لباس شخصی ها به صورت گسترده در محل حاضر هستند و برخورد خشنی با مردم می کنند . پلیس با نرده های پیش ساخته در امر عبور و مرور مردم اخلال ایجاد کرده اند . در یکی از تقاطع ها جوانان با پخش روبان های سبز به اعتراض خو دادامه می دهند . در مناطق حساس مثل پمپ بنزین ها نیروی انتظامی حضور گستر ده ای دارد .
 

 

چهارشنبه سور ۲۴ اسفند مبارک بن علی نوبتت سید علی-

MUST SEE - Iran Sanandaj. 15 March 2011. Setting regime forces motor bik...

Iran - Shiraz 15 March 2011 - Independent Freedom And Iranian Republic!!

Iran - Tehran. 15 March 2011. War zone at Tehran streets. People control...

ه‍.ش. ۱۳۸۹ اسفند ۲۳, دوشنبه

جامعه مدرسین و طلاب قم و نجف خطاب به خامنه ای: شما بدتر از قذافی و مبارک هستید، رفتارتان را عوض کنید

نامه ای منتشر شده از سوی جامعه مدرسین و طلاب قم و نجف خطاب به رهبر نظام سیاسی حاکم بر ایران، تند، بر پروا و شجاعانه است. آنها طی نامه ای شدید اللحن خطاب به سید علی خامنه ای می نویسند: "  شما نمونه ای کامل تر از دیکتاتور جنایتکار لیبی، معمر قذافی در ایران هستید که برای دو روز حکومت بیشتر و غارت بیت المال و منابع ایران، حاضر به انجام هر گونه جنایت هستید. شما برای مداحان و ثناگویان بارگاه خلافت غصبی خود، بی حساب از اموالی که می بایست صرف هزینه آبادانی و سازندگی کشور شود، خرج کردید و اخیرا برای باج دهی به گماردگان خود در مجلس زینتی خبرگان، مجلس و شورای نگهبان را به لغو بازرسی اموال ایشان پس از دوره عضویت در این مجلس امر نموده اید."
نویسندگان نامه ضمن زیر سئوال بردن مقام ولایت و مرجعیت خامنه ای در بند دوم این نامه نوشته اند: " رحلت مرحوم آیت الله العظمی اراکی را به خاطر دارید؟ و خوب می دانید که چگونه چماق به دستان را به قم فرستادید و با کودتایی ننگین در حوزه علمیه قم، اعضاء جامعه جعلی مدرسین حوزه علمیه قم را وادار کردید تا نام شما را هم در ردیف با مراجع تقلید قرار دهند. "

در بند سوم این نامه هم آمده است: " آیا یک شبه آیت الله شدن و رهبری کشور را به عهده گرفتن برای جاه طلبی شما کافی نبود که اکنون فراموش کرده اید خود نیز موظف به تقلید یکی از مراجع تقلید شیعه هستید و با کمال وقاحت کوس مرجعیت می زنید و در تاریخ به عنوان یکی از غاصبین این مقام مقدس نام خود را رقم می زنید؟ مرحوم آیت الله العظمی منتظری قدس سره که در قبال کشتار دهه 60 موضعی تاریخی گرفت و برای رضای خدا از قائم مقامی رهبری کنار کشید، شما را پدرانه از این بلند پروازی ها نهی نمود و جواب شما چیزی جز خصر خانگی برای ایشان، تخریب حسینیه و هتک حرمت ساحت مرجعیت نبود. البته در جمهوری به ظاهر اسلامی، حصر مراجع امری جدید نبود و آیات عظام مرحوم شریعتمداری و سید محمد روحانی اولین قربانیان این بی احترامی به ساحت مرجعیت بودند. "
این نامه به گمانم تاریخی خواهد شد. سندی دیگر که تاریخ درباره صحت و سقم آن قضاوت خواهد کرد.

45 درصد یا 90 درصد، کدام واقعی تر است؟

وقتی مرکز پژوهشهای مجلس می گوید : " 45 درصد جامعه از هدفمندی یارانه ها ناراضی اند " و آن را"  موجب بروز نارضایتی عمومی در آینده می دانند. " معنایش این است که 90 درصد مردم ایران از وضعیت فعلی ناراضی هستند و به احتمال 90 درصد، بزودی در ایران شاهد بروز نارضایتی های گسترده عمومی خواهیم بود.
ممکن است پرسیده شود تو از کجا این 90 درصد را آوردی؟ جواب کاملن واضح است. معمولن سیاستمدارانی چون احمد توکلی برای خوش آیند مقامات مافوق نظام هم که شده باشد، خبرها را وارونه جلوه می دهند. اینکه رئیس پژوهشهای مجلس جرات ندارد تمام واقعیت را بگوید شاید البته از ترس عواقب ناشی از عصبانیت مقامات عالی نظام هم باشد که به شدت مدافع اجرای طرح هدفمندی یارانه ها هستند. شاید حالا راحت تر بتوان نتیجه گرفت که چرا هاشمی رفسنجانی بی سر و صدا در حال ترک کشتی نظام است!
برای دیدن مشروح گزارش مرکز پژوهشها به اینجا بروید.

مهدی کروبی زیر شکنجه است؟

سایت کلمه نیوز که با جعل عنوان سایت کلمه ،ارگان رسمی میرحسین موسوی، طراحی شده است، طی خبری از اقدام مهدی کروبی برای نوشتن توبه نامه خبر داده است. بنا بر نوشته این سایت: " در بعضی سایتها ومحافل خاص شنیده شده ، آقای کروبی از سر پشیمانی توبه نامه نوشته است !"
نویسنده این خبر در ادامه می نویسد:  این خبربا وجودیکه هنوزاز سوی مسئولین تائید نشده است ولی بگفته ناظران سیاسی دوراز انتظارنمی باشد چرا که بسیاری از کسانی که اخیرا وقبل از بازداشت خانگی با آقای کروبی ملاقات کرده اند ، اذعان داشتند ، رفتار تردید آمیز و مثبتی از ایشان ملاحظه نموده اند ، بگفته این افراد که خواستند نامشان برده نشود ، آقای کروبی در شرایطی قرار دارد که با رجوع به رفتار وگفتار نسنجیده اش می تواند بر نفس خود و وسوسه های خناسان فائق آمده وراه صحیح را پیدا نماید ."
گرچه مجتبی واحدی مشاور رسانه ای مهدی کروبی در گفتگو خود با روزآنلاین به شدت این خبر را تکذیب کرده است، اما
به عقیده بسیاری از کارشناسان امور سیاسی در ایران، انتشار اینگونه اخبار برخی گمانه زنی ها درباره احتمال اعمال شکنجه از سوی چکمه پوشان استبداد علیه مهدی کروبی و میرحسین موسوی را به شدت تقویت می کند.
  

ه‍.ش. ۱۳۸۹ اسفند ۲۱, شنبه

فکر کن اگر همچین اتفاقی در ایران رخ می داد چند نفر می مردند

با دیدن این تصاویر آدم از خودش می پرسد اگر چنین اتفاقی در ایران رخ می داد چند نفر می مردند؟






ه‍.ش. ۱۳۸۹ اسفند ۲۰, جمعه

ی‍ک سایت نزدی‍ک به کودتاگران: فرزند جانشین سازمان بسیج هوادار جنبش سبز است

وب سایت «باکری‌آنلاین» نزدیک به محمود احمدی‌نژاد در حمله‌ای بی‌سابقه به سردار علی فضلی جانشین سازمان بسیج مستضعفین اعلام کرد که فرزند وی هوادار جنبش سبز بوده و در راهپیمایی سال گذشته نیز بازداشت شده است.
«باکری آنلاین» روز پنجشنبه در این مورد نوشته است که علی فضلی سال گذشته به عنوان «قهرمان» از سوی رسانه‌های بیگانه مورد تشویق قرار گرفته که این تشویق‌ها به خاطر سکوت وی در خصوص وقایع پس از انتخابات بوده است.
این سایت ادامه می دهد که سکوت علی فضلی باعث «غبار آلوده‌تر شدن فضا» شد و با گذشت ۱۹ ماه از آغاز اعتراض‌ها این فرمانده سپاه باید درباره سکوت خود و بازداشت فرزندش در راهپیمایی‌های اعتراضی مردم توضیح دهد.
انتقاد تند این وب سایت نزدیک به رحیم‌مشایی و احمدی‌نژاد در واکنش به گفته‌های علی فضلی که وقایع ۱۴ خرداد را «غیر الهی و تلخ» خوانده، مطرح شده است.
روز گذشته (چهارشنبه) سایت‌های محافظه‌کار به نقل از جانشین فرمانده بسیج نوشتند که وی در جلسه طرح و برنامه ستاد بزرگداشت بیست و دومین سالگرد درگذشت آیت‌الله خمینی، وقایع ۱۴ خرداد را محکوم کرده است.
آن‌طور که این رسانه‌ها اعلام کرده‌اند آقای فضلی در این جلسه گفته است که «ما اظهار ناخشنودی خودمان از جانب فرمانده سپاه و همه فرماندهان و اعضای سپاه را از حادثه تلخ ۱۴ خرداد اعلام می‌کنیم. آن حادثه تلخ بود هیچ کس تایید نمی‌کند. کار، کار غیر الهی بود که باید به صورت دقیق واکاوی شود.»
گفتنی است ۱۴ خرداد سال گذشته گروهی از لباس شخصی‌های سازمان‌دهی شده در آرامگاه بنیانگذار جمهوری اسلامی با سر دادن شعار‌هایی مانع از سخنرانی سید حسن خمینی در مراسم سالگرد پدریزرگش شدند که این اقدام بازتاب‌های گسترده‌ای به همراه داشت.
سایت «باکری ‌آنلاین» در واکنش به اظهارات اخیر علی فضلی نوشته است که گفته‌های این فرمانده سپاه «کاملا در تضاد با بیانات ولی‌امر مسلمین» است و او «از چه جایگاهی ناخشنودی فرمانده و دیگر رده‌های سپاه از وقایع ۱۴ خرداد» را اعلام کرده است.
این سایت همچنین در واکنش به این گفته فضلی که برنامه امسال سالگرد درگذشت آیت الله خمینی با محوریت «بیت امام» برگزار خواهد شد، نوشته که وی «از چه جایگاهی این محوریت را به خانواده امام داده است؟ مگر امام متعلق به افرادی خاص است؟»
این برای نخستین‌بار پس از آغاز اعتراض‌ها به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته است که یک سایت نزدیک به دولت محمود احمدی‌نژاد چنین حملات و انتقاد‌های تندی متوجه یکی از فرماندهان سپاه پاسداران می‌کند.
سال گذشته گزارش‌هایی از مخالفت علی فضلی که در آن زمان فرمانده لشکر ۱۰ سید‌الشهدا‌ء تهران بود با سرکوب خونین مردم منتشر شد که بعد‌ها فرماندهان سپاه این گزارش‌ها را به طور تلویحی رد کردند.
منبع ندای سبز آزادی

ه‍.ش. ۱۳۸۹ اسفند ۱۸, چهارشنبه

ربودن میرحسین و کروبی و کنار گذاشتن هاشمی، نشانه های غروب خامنه ای است

هاشمی رفسنجانی هم رفت. حالا دیگر " علی " مانده است و حوضش. حوضی که این روزها به شدت گل آلود است. حوضی که دیگر حوض نیست. اقیانوسی مملو از مشکلات است. اقیانوسی از تنهایی و گرفتاری. مشکلاتی که هر روز بر سر رهبر نظام سیاسی ایران آوار می شود. آنقدر که جرأت و شهامت او را تختطئه کرده اند. هاشمی رفسنجانی هم رفت. با این همه پیش از رفتنش حرفهای اصلی را زد. آنجا که گفت: «  نگذاريم مسائلی که حقيقتا نبايد به پای رهبری نوشته شود به پای ايشان نوشته شود. البته خود ايشان هوشيار و مواظب هستند، اما می‌بينيم که چند روز بعد از نصايح ايشان به حرف‌ شان گوش داده نمی‌شود.»
هاشمی رفت اما حرف آخر را زد و رفت. کسی دیگر حرف رهبر فعلی نظام سیاسی ایران را گوش نمی دهد. و این یعنی بی اعتباری رهبری که اعتبارش را به پای چکمه پوشان کودتاگر خرج کرده است و راه برگشتی هم ندارد. کسی دیگر از آیت الله خامنه ای حرف شنوی ندارد. رهبری که تنها مانده است. رهبری که جرأت اعتراف به شکست را ندارد. رهبری که میرحسین موسوی و کروبی و همسرانشان به دستور مستقیم او ربوده شده اند و حتی جرأت اعلام این خبر را هم ندارد. رهبری که متهم به آدم ربایی است. رهبری که ترسیده است. از مردمی که دیگر او را قبول ندارند. مردمی که حالا در خیابانهای تهران و دیگر شهرهای ایران رفتنش را می خواهند. مردمی که فریاد می زنند: " مبارک، بن علی، نوبت سید علی! "
تمام تنهایی های یک رهبر
هاشمی رفسنجانی رفت تا رهبر نظام سیاسی ایران از همیشه تنهاتر شود. او آنقدر تنهاست که به هیچ کس جز " وحید حقانیان " که از گماشتگان ویژه بیت است برای ربودن سران جنبش سبز و همسرانشان، اعتماد ندارد. " آقا " از همه می ترسد. می داند که به همان راهی می رود که ناصرالدین شاه رفت. موافقانش معترفند به تنهائیش و مخالفانش تمام بار این تنهایی را به گردن خود او می اندازند و او را متهم به تاسیس حکومت " بنی خامنه " می کنند. اتهامی که پر بی راه هم نیست. کسی که صمیمی ترین یاران خودش را به تازه به دوران رسیده های قدرت طلب نظام سیاسی ایران فروخت و در برابر چشمان بهت زده تاریخ نخست وزیر هشت سال جنگ ایران و عراق که از یاران نزدیک روح الله خمینی رهبر فقید ایران محسوب می شد، را ربوده است و در یک گروگانگیری مسلم حتی اجازه ملاقات اقوام درجه یک آنان را نمی دهد.
با این همه بر خلاف تمام دیکتاتورهای پرآوازه تاریخ رهبر نظام سیاسی ایران حتی جرأت بیان حقیقت را هم ندارد و دادستان جلاد صفت کشورش، که به قلع و قمع مخالفان و منتقدان شهره است، را به پشت میکرفونها می فرستد تا بگوید : « میرحسین و کروبی و همسرانشان، در خانه های خود هستند و تنها ارتباطشان با بیرون کمتر شده است! »  دروغی که کسی باورش نمی کند. که ماههای ماه است که دروغ گویان مستبد و کودتاگر ایران را کسی باور نمی کند. آنان که دست پرورده رهبری هستند که حتی از صمیمی ترین یاران خود نیز بیم دارد.
هاشمی رفسنجانی رفت تا کودتاگران آخرین سنگر را هم فتح کرده باشند و همه اعتبار و آبروی سید علی خامنه ای را خرج مقاصد استبدادی و ویران کننده خود کنند. حالا سنگر آخر مانده است. سنگر مردی که بازنده اول و آخر رقابتهای سیاسی سالهای اخیر ایران است. مردی که دلسوزترین مشاورانش هم اینک از سوی نظریه پردازان کودتای خشن و استبداد مسلحانه شان " طلحه " و " زبیر " و " شمر " و ... معرفی می شوند. رهبری که حالا انواع و اقسام اتهامات ریز و درشت را در کارنامه 21 سال سلطه اش بر نظام سیاسی ایران برای خود رقم زده است. رهبری که برای ماندن در قدرت حتی حاضر است رئیس جمهور واقعی مردم را به همراه همسرش در قلعه ای از نفرت و دروغ محصور کند.
سخیف ترین واکنشهای یک قدرت طلب وامانده
هاشمی رفسنجانی رفت و هنگام رفتنش به درست گفت: « هیچ کس به نصایح ایشان [ آیت الله خامنه ای ] گوش نمی دهد. » و این خود ختم صلاحیت او برای رهبری نظام سیاسی ایران است. رهبری که برای تاسیس نظام " بنی خامنه " ( چنانکه مخالفانش می گویند ) به سخیف ترین کنشها و واکنشهای غیر قابل باور در بازیهای قدرت روی آورده است و دزدیدن سران جنبش سبز و همسرانشان، آخرین نمونه آن است. سخیف ترین واکنشی که ممکن است یک رهبر قدرت طلب وامانده در برابر مخالفان و منتقدانش از خود نشان بدهد. که این آخری البته بدترین آنهاست و گرنه در کارنامه کاری آیت الله خامنه ای می توان طیف گسترده ای از بدوی ترین واکنشهای ممکن در عالم سیاست را دید که آدمی را بیشتر به یاد واکنشهای بنی امیه و معاویه در ایام رویارویی با خاندان بنی هاشم و علی ( ع ) و فرزندانش سراغ گرفت.
مداخله مستقیم در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 و قربانی کردن صمیمی ترین دوستان و یاران انقلابی اش به پای فرد کودتا کننده و کشتن بهترین فرزندان این آب و خاک به جرم بی گناهی و به گناه ناکرده و زیر بار مسئولیت این کشتار نرفتن و آن را به گردن مخالفان و منتقدان سیاسی انداختن، سکوت کردن در برابر جنایات وحشتناکی که توسط عاملین مستقیم شخص رهبر نظام سیاسی ایران و به فرمان مستقیم او در سرکوب و منکوب معترضان به کودتای انتخاباتی سال 1388 ، در زندانهایی نظیر اوین و کهریزک رخ داده و می دهد، کشتن مخالفان و معترضان و دزدیدن جنازه های آنان و مصادره به مطلوب کردنشان و دست آخر زیر فشار قرار دادن خانواده های قربانیان برای سکوت کردن در برابر جنایات چکمه پوشان استبدادی اش و حالا دزدیدن رهبران جنبش سبز و همسرانشان و زیر بار مسئولیت ربودن و حصر آنان نرفتن و دروغ گفتن و وقت خریدن برای تصفیه کردن تمام منتقدان و مخالفان، همه و همه نشانه های تنهایی مردی است که به انتها رسیده است و دیگر مشروعیتی ندارد و کارش به جایی رسیده که بی سوادترین و فحاش ترین واعظان بر منابر شهر وعظ کنان از مردم، برای " آقا " یشان اعتبار گدایی می کنند.
اینک آیت الله خامنه ای ژنرال پرستاره بی لشکر مانده ای را می ماند که برای بقای خودش دست به هر حرکت سخیف سیاسی هم می زند. او حالا تنها مانده است و فرمانده ای را می ماند که نقش توازن‌بخش خود را در جغرافیای سیاسی ایران از دست داده است و دیگر کسی نقش فصل‌الخطابی در بحران‌ها را برایش قائل نیست و با ملازمانی روبروست که به او به عنوان حلال مشکلات نظام توجهی نمی کنند و همین امروز و فرداست که پرچم ولایتش را به شیوه های حاکم بر فضای حذف مخالفان و منتقدان، پیش از مردم به زیر بکشند تا بقای خود را به خواست تغییر عالی ترین مقام سیاسی و نظامی ایران، که خواست فعلی بخش اعظمی از مردم ایران است، گره بزنند.
آفتاب ولایت سید علی خامنه ای بر نظام سیاسی ایران، مدتهاست که غروب کرده است. ربودن میرحسین موسوی و کروبی و همسرانشان تنها یکی از نشانه های آن است و نشانه آخر این غروب، کنار گذاشته شدن هاشمی رفسنجانی از ریاست خبرگان رهبری است.

سخنان شدیدالحن آیت الله وحید علیه سید علی خامنه ای

دکتر خزعلی در وب سایتش از سخنان شدید الحن آیت الله وحید مرجع تقلید مستقل حوزه علمیه قم بر علیه سید علی خامنه ای رهبر نظام سیاسی حاکم بر ایران خبر داده است.
به روایت دکتر خزعلی آیت الله وحید که از سر اتفاق پدر زن صادق لاریجانی، رئیس قوه قضائیه هم هست امروز ( چهارشنبه 18 اسفند ) طی سخنانی در حوزه علمیه قم گفته است: " ... این ها روی ریاست خود دعوا دارند! کسی نیست به این دستگاه فاسد بگوید این همه تبلیغات ضاله و مضل - حتی در قم - یعنی چه؟ این ها را در قبال اسلام بخورد این ملت می دهند!

این مرجع تقلید مستقل در ادامه سخنانش در پایان درس امروزش ادامه است: " این دستگاه با این بساط اگر جایی یک کلمه سوئی برای تزلزل مقام من باشد, همه قوا آنجا حاضر است!  اما دین و ایمان از مغز جوانها برده می شود و همه خفقان گرفته و خوابند، دنبال مقام و مالند، دم از اسلام می زنند و از اسلام خبری نیست! "

عکسهای تجمع ایرانیان مخالف حکومت در مقابل سفارت ایران در دانمارک

دهها ایرانی مخالف جمهوری اسلامی روز گذشته و همزمان با روز جهانی زن در مقابل سفارت جمهوری اسلامی در دانمارک دست به تجمع زدند. عکسهایی از این تجمع را می بینید.




ه‍.ش. ۱۳۸۹ اسفند ۱۷, سه‌شنبه

تظاهرات دانشگاه بابل - 8 مارس، 17 اسفند

آخرین عکسها از امروز تهران ( 17 اسفند 1389 )


Iran Tehran 8 March 2011 riot forces beating protestors

هاشمی رفسنجانی: جمهوری اسلامی در حال متلاشی شدن است/ کسی خامنه ای را آدم حساب نمی کند

به نظر من مهمتر از کنار گذاشته شدن هاشمی رفسنجانی از ریاست خبرگان حرفهای امروز اوست. باید با دقت حرفهای امروزش را مرور کنیم. او در سخنان امروزش نکاتی را گفته است که در تاریخ خواهد ماند.
1- مهمترین بخش این سخنان آن جاست که هاشمی می گوید: « نگذاريم مسائلی که حقيقتا نبايد به پای رهبری نوشته شود به پای ايشان نوشته شود. البته خود ايشان هوشيار و مواظب هستند، اما می‌بينيم که چند روز بعد از نصايح ايشان به حرف‌ شان گوش داده نمی‌شود.»
جان کلام هاشمی این است که پس از انتخابات و اشتباهات مکرر خامنه ای، رهبر نظام سیاسی حاکم بر ایران دیگر ارزش و اعتباری حتی نزد هوادارانش هم ندارد و به قول معروف کسی اصلن برای خامنه ای تره هم خورد نمی کند.
2- هاشمی به زیرکی به متلاشی شدن نظام جمهوری اسلامی اعتراف می کند. آنجا که می گوید: «اگر مردم وفادار باشند...مشکلی نخواهد بود ولی تفرقه دارد جدی می شود و بايد تلاش کنيم مردم را منسجم نگه داريم.»
معنای ساده شده این حرف این است که نظام جمهوری اسلامی دیگر متلاشی شده است. چون مردم دیگر به این نظام وفادار نیستند. او می گوید : « تفرقه دارد جدی می شود. » این یعنی فروپاشی کامل نظامی که بوی الرحمانش بلند شده است.
3- هاشمی در بخش دیگری از سخنانش تصريح می کند که «با زور و ترساندن کار پيش نمی ‌رود. البته در اسلام زور، ترساندن و تعزيرات و مجازات وجود دارد، اما مردم را بايد معتقد به احکام بار بياوريم.»
او حرفهایش را غیر مستقیم به خامنه ای زده است. او به یاد خامنه ای می آورد که زور و ارعاب و تهدید هم چاره ساز این فروپاشی وحشتناک نظام نیست.
حرفهای امروز هاشمی رفسنجانی در تاریخ ثبت خواهد شد. من در این تردید ندارم. 

ه‍.ش. ۱۳۸۹ اسفند ۱۶, دوشنبه

آیت الله دستغیب به نشانه اعتراض به دستگیری میرحسین و کروبی در نشست خبرگان شرکت نمی کند

پایگاه اطلاع رسانی حدیث سرو که به بیت آیت الله دستغیب نماینده مجلس خبرگان رهبری در شیراز منتسب است از عدم شرکت وی به نشانه اعتراض نسبت به شرایط موجود کشور و دستگیری میرحسین موسوی و کروبی، خبر داد.

در این پایگاه اطلاع رسانی آمده است: " نهمین اجلاسیه مجلس خبرگان رهبری هفدهم اسفندماه در تهران برگزار می شود. اما عدم ارسال به موقع دعوتنامه برای تنها عضو منتقد مجلس خبرگان رهبری باعث شد ایشان نتواند در این اجلاسیه شرکت کند. پس از مصاحبه صورت گرفته توسط تارنمای حدیث سرو ، حضرت آیت الله دستغیب ،علت عدم حضور خود در جلسه خبرگان را بیان نمود. ایشان علت عدم حضور خود را به موقع ارسال نشدن دعوتنامه دانست .همچنین ایشان در ادامه خواهان آزادی زندانیان سیاسی بخصوص مهندس میر حسین موسوی و مهدی کروبی و لغو احکام صادره برای چند نفر از طلاب حوزه علمیه خود شد."





چهار روحانی به نشانه اعتراض مراسم سخنرانی احمدی نژاد را ترک کردند

نماینده خامنه ای و سه نفر از علمای شیراز امروز مراسم جشنواره صنعت و معدن که در تالار حافظ این شهر با حضور احمدی نژاد در حال برگزاری بود را به نشانه اعتراض ترک کردند.
ظاهراً علت ترک این مراسم اجرای موسیقی توسط یک گروه موسیقی سنتی بوده است.
احمدزاده استاندار فارس در جدیدترین مطلب وبلاگ خود با عنوان "الموسیقی و ما ادراک الموسیقی" از کم کاری مدیران فرهنگی برای احیاء و تقویت درخور شان موسیقی ایرانی و اسلامی انتقاد کرده بود. 

مهدی طائب: به بعضی ها در خارج پول دادیم تا به میرحسین موسوی و اعدامهای 67 گیر بدهند

نمی دانم این خبر چقدر صحت دارد اما وبلاگی تحت عنوان کافی شاپ سبز، متن حرفهای حسین طائب در حوزه علمیه قم را منتشر کرده است که در آن فرمانده بسیج به نکات جالبی اشاره می کند. خواندن این متن خالی از فایده نیست. اما مهمترین بخش صحبتهای او در این سخنرانی نکته ای است که من مدتهاست که به آن یقین دارم. او در جایی از سخنانش می گوید: " یکی از نقطه ضعف‌های فتنه‌گران، جاه‌طلبی آنهاست و اصلا این فتنه، فتنه‌ی جاه‌طلبان است و ما هم روی همین کار کردیم؛ مثلا نقطه ضعف موسوی در خارج این است که در سالهای اعدام گسترده ضد انقلاب، نخست‌وزیر بوده است، اگر بخواهد آن دوره را نفی کند، حضرت امام را نفی کرده چون ایشان دستور داده و این باعث می‌شود ارادتمندان امام در داخل کشور که متاسفانه هنوز موسوی را قبول دارند و انحراف او را باور نکرده‌اند از او فاصله بگیرند و اگر هم بخواهد تایید یا سکوت کند اپوزوسیون خارج کشور را که همه بر محور سران فتنه متحد شده‌اند از دست می‌دهد، کافی است شما یکی از این عناصر ضد انقلاب که هم کینه حضرت امام را به دل داشته باشد و هم جاه‌طلب باشد را غیر مستقیم اجیر کنید، پول یک‌ سایتی، چیزی را به او بدهید، تأمین‌اش کنید و شیرش کنید که هر روز از آن اعدام‌ها بنویسد و از موسوی و سران فتنه بخواهد اظهارنظر کند، خوب ما این کار را کردیم، گرفت و بین خودشان الان معضل شده است، برنامه‌های دیگری هم داریم که مصداق مکر الهی این انقلاب است. "
بقیه حرفهای این روحانی افراطی و خشونت طلب را می توانید اینجا بخوانید:
http://greencoffeeshop.wordpress.com/2011/03/07/بولتن-محرمانه-بسیج-مدرسه-علمیه-الهادی/

ه‍.ش. ۱۳۸۹ اسفند ۱۵, یکشنبه

شعار درود بر موسوی و کروبی روی خودروی نیروی انتظامی

یکی از کارهایی که با بچه ها می کردیم ماژیک خریدن و شعار نوشتن بود. یادش بخیر! یکبار تمام خیابان طالقانی را با چند تا از رفقا پیاده رفتیم و روی هر در و دیواری که می توانستیم نوشتیم : درود بر موسوی و کروبی
حالا با دیدن این عکس یاد آن روزها افتادم. راستش شعار نویسها از همه تئوریسینهای پشت میز نشین شجاع تر و آگاه ترند.

تظاهرات روز 10 اسفند - تهران - حوالی میدان انقلاب

ه‍.ش. ۱۳۸۹ اسفند ۱۴, شنبه

روزی 100 نفر در ایران به طور غیر قانونی دستگیر می شوند

اعترافات اخیر معاون اول رئیس قوه قضائیه در ایران واقعن دردناک است. او می گوید: " در يک سال و نيم گذشته ۵۵ هزار نفر به آمار زندانيان کشور اضافه شده و اين در حالی است که حتی ۵۵ متر هم به فضای زندانها اضافه نشده است. "
این اعلام رسمی حکایت از افزایش بی سابقه زندانیان در ایران دارد. نباید فراموش کنیم که اظهارات سید ابراهیم رئیسی با معذوریات فراوانی این آمار را می دهد و شک نباید کرد که آمارهای واقعی بسیار بیشتر از این رقم است. چنانکه محسنی اژه ای سخنگوی قوه قضائیه و دادستان کل کشور می گوید:"تنها در 6 ماه گذشته 250 هزار پرونده وارد قوه قضائیه شده است. "
معاون اول قوه قضائیه ادامه داده است: " متاسفانه برخی به دليل بالا رفتن صدای متهم و يا برای اينکه روی او را کم کنند وی را بازداشت می کنند که اين صحيح نيست. من به دادستانها توصيه می کنم که در آخر هر هفته وضعيت بازداشتی های خود را کنترل کنند."
بر اساس اعلام مسئولان سازمان زندان‌ها در حال حاضر از جمعيت ۲۲۰ هزار نفری زندانيان، ۷۰ هزار نفر با قرار تامين در زندانند. همچنين سالانه ۳۰ هزار نفر از افراد بازداشت شده با قرار منع تعقيب و رای برائت از زندان بيرون می‌آيند و هر سال نيز ۳۵ هزار نفر از کسانی که با قرار به زندان رفتند با قرار موقوفی تعقيب و گذشت شاکی بيرون می‌آيند.
فاجعه است این آمار. فاجعه!
این آمار به ما می گوید در ایران میزان دستگیریهایی که احتمالن سیاسی هم هست، علاوه بر آنکه افزایش یافته است، عمدتن بدون دلیل هم بوده است!
این آمار به ما می گوید در ایران تقریبن، روزی 100 نفر به زندان افکنده می شوند که بنا به گفته رئیسی اغلب آنها غیر قانونی است!














تظاهرات روز 10 اسفند - تهران - حوالی میدان انقلاب

ه‍.ش. ۱۳۸۹ اسفند ۱۲, پنجشنبه

سکوت " آقا " آغاز یک پایان است

" آقا " ساکت است. سکوتی ساکت و سرد. سکوتی سرشار از ناگفته ها. سکوت سنگین این روزهای رهبر ایران نشانه چیست؟ آیا آیت الله خامنه ای دچار تردید شده است؟ آیا او صدای مردم را شنیده است؟ آیا چیزی در درون رهبر نظام سیاسی ایران فرو ریخته است؟ یا اینکه این سکوت واکنشی زیرکانه است برای دمیدن بر آتش تنور خشونت طلبانی که میکروفونهای مجلس را با چاله میدان اشتباه گرفته اند و خواستار اعدام رهبران جنبش سبز هستند؟ براستی راز سکوت عالی ترین مقام سیاسی ایران در چیست؟ ترس؟ اضطراب؟ تردید؟ وحشت و یا تدبیر؟


سرانجام یک گاف سیاسی

برخی از کارشناسان امور سیاسی در ایران معتقدند سکوت این روزهای آیت الله خامنه ای در برابر وقایع رخ داده پس از 25 بهمن بیشتر از آنکه از عجز و ناتوانی او ناشی شود، نشانه ای از تردیدهای کلانی است که رهبر نظام سیاسی ایران این روزها به آن دچار شده است. به عقیده این دسته از کارشناسان، ورود آیت الله خامنه ای به ماجراهایی که در تونس و مصر می رفت، یک خطای بزرگ سیاسی برای او بود. او در خطبه های نمازجمعه تهران در 15 بهمن 1389 به اشتباه تلاش کرد تا سرچشمه قیامهای مردمی مصر و تونس را به ایدئولوژیهای سیاسی حاکم بر نظام سیاسی ایران پیوند بزند و از این وقایع به نفع خودش بهره برداری تبلیغاتی و یا همانطور که مخالفانش می گویند، آنها را مصادره کند.

غرور رهبر نظام سیاسی ایران اما به عقیده این عده از صاحب نظران کار دستش داد و بهترین فرصت و زمینه را به رهبران جنبش سبز داد تا پس از یکسال تحمل بدترین ضربات حریفان خشونت طلب خود به جنبش به ظاهر فرو خفته شان، فرصت بیداری دوباره بدهد. آنها حمایت آیت الله خامنه ای را بهانه کردند و خواستار حضور سمبلیک هوادارانشان در خیابانها شدند و در این راه حتی به ارائه درخواست رسمی به وزارت کشور دولتی که نامشروعش می خواندند هم تن دادند.

روز 25 بهمن، روز غافلگیری حاکمیت فعلی ایران بود. روز بهم ریختن تمام طنطراق و دبدبه و کبکبه ای بود که چکمه پوشان استبداد از سکوت هوشیارانه سبزها برای خود ساخته بودند. آنها در این روز با بهت باورنکردنی غافلگیر شدند و تمام تئوریها و خیالبافیهایشان فرو ریخت و سهم سید علی خامنه ای در این فروپاشی بیشتر از همه بود. او که مخالفان خودش را " میکروبهای سیاسی " خوانده بود و نظامش را " واکسینه " شده از هر حرکت اعتراضی می پنداشت بازی را از هر دوجهت باخته بود.

مصیبتی به نام 25 بهمن

25 بهمن ماه مردم ایران بار دیگر شدت و علاقه خودشان را به میرحسین موسوی و مهدی کروبی نشان دادند و به رغم تمام تهدیدها و فضای رعب آور امنیتی حاکم در خیابانهای تهران و دیگر شهرهای بزرگ ایران، ندای رهبران سبزاندیششان را لبیک گفتند و به خیابانها آمدند و شد آنچه نباید بشود. شعارها که قرار بود در حمایت از مردم مصر و تنس باشد، بواسطه خشونت اعمال شده از سوی گاردیهای حکومتی و نیروهای لباس شخصی به تیزابهای تندی علیه هیئت حاکمه ایران تبدیل شد. " مبارک، بن علی، نوبت سید علی! " شعار اصلی مردمی شد که در بدترین شرایط امنیتی موفق به تشکیل اجتماعاتی چند هزار نفره شده بودند و با آتش کشیدن تصاویر عالی ترین مقام سیاسی ایران بار دیگر بر عظم و خواسته خود تاکید کردند. اجتماعاتی که اگر حمایت نیروهای پلیس را در پی داشت قطعن به میلیونها نفر می رسید.

شب 25 بهمن ماه در هیئت حاکمه ایران غوغایی بود و بیشتر از آن این سید علی خامنه ای بود که در تنهایی خویش فروپاشیدن اقتدار و اعتبار نیم بندش در میان هواداران خود بود. نیم بند دیگر این اعتبار در روز عاشورای سال 1388 فروپاشیده بود و او برای ممانعت از فروپاشیدن نیمه دیگر آن هزینه سیاسی، اقتصادی و حتی اجتماعی فراوانی کرده بود و سالی و ماهی می شد که به خیال خودش اعتبار و مشروعیتش دوباره جان گرفته بود. ای بسا که آن نطق نابجای نمازجمعه 15 بهمنش هم ناشی از اعتماد به نفس دوباره بازیافته اش بوده باشد.

با این همه 25 بهمن بار دیگر به " آقا " ی خشونت طلبان استبدادی در ایران ثابت کرد که مشروعیت و اقتدارش نه در میان مردم و نه حتی در میان هوادارانش، محلی از اعراب ندارد. از سر همین خودباختگی سیاسی است شاید که خبرهای پشت پرده از فشار رهبر نظام سیاسی ایران به نیروهای اصولگرای میانه رو تری نظیر ناطق نوری و قالیباف و حتی هاشمی رفسنجانی خبر می دهد. که باید در برابر این حادثه چیزی بگویند و از آن برائت بجویند و این درخواست خامنه ای از ژنرالهای معتدل تر سپاهش، معنایی جز هزینه کردن بیش از پیش از کیسه مشروعیت و اقتدارش ندارد.

25 بهمن با این همه آغاز یک پایان هم برای او محسوب می شد. چرا که نظام سرکوب حکومت 21 ساله سید علی خامنه ای حالا با مشکل تازه ای روبروست. " خواست " و " اراده " مردمی که اینک پایان یافتن حصر و زندان رهبران خود را طلب به هر بهانه و ترفندی از حاکمیت طلب می کنند و اهمیت روزهای " اول اسفند " و " دهم اسفند " هم در همین پافشردن مردم بر خواست اساسی خود یعنی بازپس گیری رهبرانشان از چنگال استبدادیان است. چه اول اسفند و دهم اسفند به رهبر نظام سیاسی حاکم بر ایران نشان داد که مردم به رغم تمام سرکوبها و دستگیریها و محصور و زندانی شدن رهبرانشان، بر تغییرات اساسی در نظام سیاسی ایران تاکید و اصرار دارند. اصراری که موجب عمیق تر شدن شکاف میان هواداران آیت الله خامنه ای است.

ماشین سرکوب رژیم ناخردمندی که رهبری اش بر عهده با سید علی خامنه ای است، حالا با انبوهی از مشکلات درونی و بیرونی روبروست. گذشته از تمام نابسامانیهای مدیریتی حاکم بر نظام سیاسی، اقتصادی، اجتماعی ایران که محصول خرابکاریهای محمود احمدی نژاد و یاران حلقه زده بر گرد اوست، چند دستگی مدیران عالی نظام سیاسی حاکم بر ایران و شدت گرفتن منازعات سیاسی فی مابین شان، افزایش فشارهای بین المللی بر ایران از سوی قدرتهای جهانی، موج فراگیر قیامهای مردمی منطقه خاورمیانه، و وحدت دوباره شکل گرفته میان سطوح مختلف و گروههای گوناگون جنبش سبز ایران ( چه در داخل و چه در خارج از کشور ) بر سر آزاد کردن رهبران جنبش سبز، باعث شده تا غرور " آقا " ترکهای جدی و عمیقی بر دارد. ترکهایی که می تواند به فروپاشیدن تمام پیش فرضهای او در هواداری از کودتای رخ داده در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته گردد و همین امر او را به سکوت واداشته است.

اگر اعلام حمایت و پشتیبانی از قیامهای مردمی در مصر و تونس توسط سید علی خامنه ای در خطبه نمازجمعه 15 بهمنش را گاف اول او در جدال با مخالفانش طی دو سال گذشته بدانیم، گاف دوم و البته بزرگتر او همانا دستگیری و زندانی کردن میرحسین موسوی و مهدی کروبی و همسرانشان است. چه این دستگیری دو نتیجه بیشتر در پی ندارد. یا حاکمیت استبدادی ایران وادار به آزاد کردن این چهار نفر خواهد شد، که در آن صورت مردم آمده به خیابان در روزهای 25 بهمن، اول و دهم اسفند آن را نوعی عقب نشینی حاکمیت تلقی کرده و برای بدست آوردن خواستهای بعدی شان دچار انگیزه مضاعف می شوند. یا اینکه حاکمیت همچنان به دستگیری این چهار نفر ادامه می دهد و کار را به محاکمه آنها هم می کشاند که در این صورت علاوه بر شدت بخشیدن به خشم و انزجار عمومی و رادیکالیزه کردن خواست مردم، موجبات استمرار هدایت جنبش، توسط یاران رهبران آن از خارج از ایران را فراهم می آورد.

ضمن آنکه استمرار دستگیری این چهار نفر موجب قوام یافتن وحدت تمام نیروهای اپوزیسیون داخل و خارج از کشور برای آزاد سازی آنان و در نتیجه مستحکم تر شدن قدرت مقاومت و برنامه ریزی و مدیریت جنبش سبز در آینده خیلی نزدیک می گردد. علاوه بر این طیفهای میانه رو تر اصلاح طلبان نیز به نیروهای تندرو تر تمایل بیشتری پیدا کرده و دست کم مجبور به اظهار انزجار از دستگیری آنان خواهند شد. موضعگیریهای اخیر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، بیانیه مجمع نمایندگان ادوار مجلس و موضعگیریهای آیات عظام دستغیب و صانعی و بیات، بهترین نمونه برای این ماجراست.

و دست آخر اینکه ادامه رفتار وقیحانه حاکمیت با میرحسین موسوی، مهدی کروبی، زهرا رهنورد و فاطمه کروبی، این سئوال را در میان صفوف مدیران هوادار خامنه ای بوجود می آورد که " وقتی عاقبت نخست وزیر هشت ساله امام خمینی و رئیس دو دوره مجلس شورای اسلامی این است، وای به حال ما که اعتقاد و ابرامی به محمود احمدی نژاد و نظامیان خشونت طلب افراطی هوادار او نداریم! "

سکوت " آقا " این روزها سکوت تلخ و گزنده ای برای چکمه پوشان استبداد است. سکوت رهبر نظام سیاسی حاکم بر ایران شاید بهترین نشانه از آغاز یک پایان است. هر ثانیه ای که از ادامه حصر و یا دستگیری و زندان رهبران جنبش سبز می گذرد، این پایان را نزدیک تر می کند. هر ثانیه!

خشونت،خشونت می آورد

داشتم وبلاگ حسین قدیانی را می خواندم که ظاهرن از برادران بازجوست و به قول خودش دستی هم به قلم دارد. دیدم ضمن فاش کردن نام واقعی کسی که به فائزه هاشمی فحاشی کرده است، خشونت کلامی سعید تاجیک ( کسی که به زعم او به فائزه هاشمی توهین کرده است ) را تائید کرده و آن را برداشت درستی از کردار و رفتار حضرت علی دانسته است و به نهج البلاغه استناد کرده. با این همه آنچه در این نوشته دردناک است خطاب نویسنده است که از خوانندگان خود می خواهد به سعید تاجیک فحش ندهد! و عجبا که خوانندگانش بدترینها را نثار او و دیگران و حتی رهبر ایران کرده اند. و البته تمام فحشها ظاهرن پاک شده است و تنها پیامهای تائیدی در وبلاگ مانده اند.
یادم افتاد این کلام معروف را که خشونت، خشونت می آورد. مشکل برادران بازجویی نظیر حسین قدیانی و تاجیک این است که خشونت آنها، موجب باز تولید خشونتی می شود که تنها متوجه آنها نیست. بلکه متوجه شخص اول نظام است. و این سلسله مدور تا جایی می رود که به فروپاشی نظامی بیانجامد که جرثومه استبداد دینی است. البته فروپاشی که کمترین قیمت آن فروپاشی نظام ارزشی و اخلاق اجتماعی در جامعه ایران خواهد بود.
من در اینجا عکسی از پیامی که احتمالن تا الان پاک شده را برایتان می گذارم تا ببینید. قضاوت با خود شما!

نمایش فیلم سوفار، ساخته احمد جلالی فراهانی در کپنهاگ دانمارک

ندای سبز آزادی: فیلم مستند سوفار ساخته احمد جلالی فراهانی، غروب روز چهارشنبه 11 اسفندماه در کافه RETRO کپنهاگ به نمایش عمومی گذاشته می شود.
به گزارش ندای سبز آزادی، پس از نمایش فیلم، سمیناری تحت عنوان " جنبش سبز ایران، علتها و پیامدها " نیز با حضور کارگردان فیلم برگزار می شود.
فیلم سوفار پیش از این در نوامبر سال 2010 میلادی در جشنواره بین المللی فیلمهای مستند کپنهاگ در بخش سینمای مستند زیر زمینی ایران به نمایش گذاشته شده بود.



به گفته کارگردان این فیلم مستند، سوفار روایت دو خواننده رپی است که قصد دارند با خواندن ترانه ای مردم را به شرکت در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران در خرداد ماه سال 1388 دعوت کنند که پس از وقوع تقلبات گسترده انتخاباتی موضوع ترانه خود را عوض کرده و آن را به ترانه ای حماسی علیه حاکمیت تبدیل می کنند.
فیلم سوفار بنا به گفته احمد جلالی فراهانی روایتی بی طرفانه از اتفاقاتی است که بر سر این دو خواننده، پس از ضبط آن در استودیو توسط ماموران بسیج آمده است.
قرار است عواید مالی نمایش این فیلم به پناهندگان ایرانی مقیم ترکیه اختصاص یابد. 

ه‍.ش. ۱۳۸۹ اسفند ۱۱, چهارشنبه

Movie 10 Esfand.mp4

مهسا امرآبادی همراه فخرالسادات محتشمی پور دستگیر شده است

یک منبع موثق اطلاع داده است مهسا امرآبادی همسر مسعود باستانی به همراه فخرالسادات محتشمی پور دستگیر شده است.

ه‍.ش. ۱۳۸۹ اسفند ۱۰, سه‌شنبه

Videos Posted by 25 Bahman تهران ۱۰ اسفند

Iran Tehran protest 1 March 2011 riot forces attacking

خبرها از مجروح شدن هشت نفر در درگیریهای میدان انقلاب حکایت دارند

اخبار تائید نشده ای از مجروح شدن هشت نفر در درگیریهای میدان انقلاب حکایت دارند. بر اساس اظهارات شاهدان عینی تیراندازی مستقیم به مردم از سوی اوباش حکومتی عامل اصلی این حادثه بوده است.

تهران 10 اسفند

الله اکبر شبانه مردم تهران-ده اسفند

Iran Tehran 1 March 2011 Death to diktator

MUST SEE Iran 1.March of 2011 "Dictator Say hello to your End"

Iran Tehran Tohid Sq 1 March 2011 Y hossein Mir hossein

Iran Tehran 1 March 2011 Chants of Death to Dictator

Iran - Shiraz 1 March 2011 - "Mubarak ben ali- Now its time for Seyed ALi"

فخرالسادات محتشمی پور در درگیریهای امروز دستگیر شده است

برخی از منابع خبری غیر رسمی خبر از دستگیری فخرالسادات محتشمی پور در درگیریهای امروز تهران خبر می دهند. امیدوارم این خبرها صحت نداشته باشد.

Iran Shiraz Protest 1 March 2011 Death to diactator

استقرار هشت نفربر سپاه در میدان انقلاب

برای اولین بار سپاه پاسداران از هشت نفربر برای برخورد با معترضین استفاده کرده است. این خبر البته هنوز تائید نشده و راست و دروغش با راوی!

صدها هزار نفر به خیابانهای تهران آماده اند

گزارشات تائید نشده ای از حضور صدها هزار نفری مردم در خیابانهای منتهی به خیابانهای انقلاب و آزادی حکایت دارند. 
برخی از شاهدان عینی از تهران گزارش می دهند که حضور جمعیت در خیابانهای منتهی به خیابانهای انقلاب و آزادی به مراتب بیشتر از حضور آنان در روز 25 بهمن است.
هم اکنون یکی از خبرنگاران ندای سبز آزادی از میدان امام حسین گزارش داد که مردم به رغم وجود ترافیک سنگین همچنان به سمت میدان انقلاب در حرکت هستند

حضور گسترده مردم در میادین امام حسین، انقلاب و ولی عصر

دوستی از تهران از میدان انقلاب خبر از حضور گسترده مردم در میادین امام حسین، انقلاب و ولی عصر داده است. جمعیت البته هنوز شعار نمی دهند، اما به گفته دوستم با دیدن این صحنه ها آدم یاد 25 خرداد در سال 1388 می افتد.

درگیری و شلیک گاز اشک آور در میدان انقلاب

الان یکی از بچه های ایران در فیس بوکش از درگیری و تیراندازی در میدان انقلاب خبر داده. راست و دروغش با راوی!

حضور گسترده توده های مردم در میادین ولی عصر و خیابان بهبودی، میدان توحید

میدان ولی عصر و خيابان بهبودي مملو از حضور مردم است. این خبری است که ندای سبز آزادی داده. گزارش ها از حضور مردم در حوالی میدان توحید نیز خبر میدهند.
اما آنچه تا كنون تاييد شده عدم شعار از سويي مردم و برخورد ازسويي مامورين بوده است. اين گزارش حاكيست اكثر خيابانهاي فرعي منتهي به خيابان آزادي با تردد زياد مردم همراه شده است.

تجمع گسترده مردم تهران در خیابانهای منتهی به خیابان آزادی

الان با چند نفر از دوستانم که در خیابان طالقانی بودند صحبت می کردم. آنها از تجمع گسترده مردم در خیابانهای منتهی به خیابان انقلاب تا آزادی خبر می دهند.
به گفته آنها جمعیت زیادی قدم زنان در پیاده روها به سمت خیابان انقلاب در حرکتند و بیشترین تجمعات را در محدوده دانشگاه پلی تکنیک و چهارراه ولی عصر گزارش کرده اند. شعار مرگ بر دیکتاتور یا حسین میرحسین به شدت شنیده می شود.

تاریخ به زیر پایمان امروز صیقل می خورد، در خیابان انقلاب، میدان آزادی

دهمین روز اسفند من و تو همین امروز است. و امروز تاریخ دیگری است. تاریخی که به زیر پای تو صیقل می خورد. در خیابان انقلاب، میدان آزادی. در ساعت پنج عصر.
تاریخی که من و تو را به نظاره نشسته است. با تمام دردهایش. اشکهایش. زخمهایش. و تمام سجاده هایی که بوی نفرین ِمادران ِسیاه پوش ِسرزمین مان را می دهد. مادران سیاه پوش ِ سرزمین من و تو، که "داغداران زیباترین فرزندان آفتاب و باد" اند.
دهمین روز اسفندِ ماه ِمن و تو همین امروز است. امروزی که بوی بهار و توپ و کاغذ رنگی نمی دهد. امروزی که بوی نمناک سلولهای زندان "حشمتیه" را می دهد. انفرادی های اوین. تبعید گاه گناوه. دهمین روز اسفند من و تو، بوی زمستان می دهد هنوز. بوی خون. خون آماسیده شهیدانی که تابوتهای خالی شان را هم از ما دریغ داشته اند. بوی "صانع" را می دهد دهمین روز اسفند ماه و "محمد مختاری" که گناهشان جوانی بود. و انگشتانی که هفتشان را به سپهر تاریک استبداد نشانه می رفتند.
دهمین روز اسفندِ من و تو بوی آماسیدگی های نمور مستبدان محال اندیش را می دهد که چکمه پوش و بی نقاب، هست و نیستمان را به ریشخند ظلمتِ مغرورِ چماقداران ِبی شرافتشان گرفته اند.
دهمین روز اسفندِ من و تو، دروازه دوباره تاریخی است که منتظرمان ایستاده است. منتظر من و تو، که شاید ما بشویم.
اینک دورازه های تاریخ عبور من و تو را به نظاره ایستاده است. در دهمین روز اسفند ماه. فغان که سرگذشت من و تو سرشار از فخر به فلک برفروختن ِمستبدانی است که تقوای ِسبز بهار را هرگز باور نداشته اند. بهاری که در راه است. بهاری که سبز است به استقامت و ایستادگی مردان و زنانی که به پای من و تو استوار و سربلند ایستاده اند. استقامتی که با نام نامی آنان، رقم می خورد. میرحسین و کروبی! و تمامی یارانشان که اینک در بندند و من و تویی که به خیال خود رهائیم که آزادی در سرزمین استبداد، خیال ِخام ِخوش باورانی است که زیستن به قیمت آب و نان را پربهاتر از شرافت و آزادگی می دانند. که "غافلان همسازند! " مردگانند که در هیبت زندگان خیابانهای دهان گشاده زندگی را رج می زنند.
اینک دهمین روز اسفند ماه، من و تو که روز مبادایمان بوده است. روز قدم برداشتن و چراغ برافروختن. روز فریاد کردن نام مردان و زنانی که درد مشترکمان را فریاد کردند. مردان وزنانی که ریشه هایمان را دریافته بودند و در خلوت روشنشان با ما گریسته اند. مردان و زنانی که مرامشان استقامت است و راهشان ایستادگی. مردان و زنانی که شرافت را به بهای حصر و حسرت و بند و اسارت، پرداخته اند. مردان و زنانی که جاودانه شده اند و اینک تاریخ که وفاداری من و تو را به نظاره نشسته است.
دهمین روز اسفند من و تو چه پاک و معصومانه از راه رسیده است و تمام نتوانستنها و نخواستنهای پدران و مادرانمان را از ما طلب می کند. در آئینه ای که نامش تاریخ است. "23 مرداد" را می گویم. هناق ِترس خورده نسلهای پشیمان دیروز را. "فین کاشان" را می گویم و رگهایی که از فرط استبداد سر باز زده بودند. "مصدق" را می گویم و "امیرکبیر" را. "قائم مقام" را می گویم و گناه نابخشودنی آنانی که دیدند و دم برنیاوردند که تاریخ، مملو از سکوت ِ شرمسار کسانی است که سرافکنده نسلهای من و تو گشته اند.
مبادا که ما نیز به راه خطای آنان برویم؟ امروز روز توست. که تاریخ را از تکرار ملال آور استبدادیان چکمه پوشش برهانی. امروز روز توست. روز برخاستن و از پای ننشستن. که رهبران سبز اندیش و استوارمان به عهد خود فروتنانه وفا کرده اند و نوبت به وفاداری من و توست.
دهمین روز اسفند ِ من و تو امروز است. همان حادثه ای که در رویاهای خویش منتظرش بودیم. همان روز عظیم برخاستن و فرو ننشستن. روز از مرگ نهراسیدن. روز نعره کشیدن بر دیوار بلند شب. که وطنمان را به تسخیر خویش درآورده. روز شکستن حصر استبداد. روز فریاد کردن نام بلند آزادی و آزادگی. روز بزرگ امتحان مقاومت و ایستادگی.
امروز را باید که من و تو در گستره تاریخ بال و پر دهیم. با رفتن. به خیابان رفتن و در خانه نماندن. با همدلی و همراهی. در خیابان انقلاب، میدان آزادی.
قرار امروزمان حادثه است. رهایی است. قرار امروزمان میرحسین موسوی است و مهدی کروبی. قرار امروزمان خیابان انقلاب است، میدان آزادی. قرار امروزمان سینه ستبر کردن است و ندا در گلو انداختن و بانگ برآوردن. قرار امروزمان تکبیر بلند ایستادگی است.
دهمین روز اسفند من و تو، فلق را شکافته است و به پنجره می زند. چونانکه تاریخ به روزگار نفرین شده باغ و درخت پنجه می کشد. بهار به قدمهای سبز من و تو چشم دوخته است. " پروا مکن بشتاب! " پروا مکن... بشتاب!