ه‍.ش. ۱۳۹۲ اسفند ۲۶, دوشنبه

یک پوفیوز چگونه می تواند دروغ بگوید؟




یک پوفیوز چگونه می تواند دروغ بگوید؟ جوابش را خیلی از مدیران ارشد نظام جمهوری اسلامی می دانند. از جمله محمد جواد لاریجانی که گفته است در ایران زندانی بهایی نداریم. یاد روزهای آخر زندانم افتادم در سال ۱۳۸۸. مدتی را با یک جوان بهایی هم سلولی بودم. نامش سیستان بود و هم سن و سال بودیم و او چنان شکسته بود که انگار ۲۰ سال از من بزرگتر بود. جرمش بهاییت بود. سیستان یک انسان واقعی بود. از تمام مسلمانانی که در عمرم دیده ام با شرفتر و انسان تر بود. آخوندهای بسیاری را می شناسم که جز پلشتی و کثافت از آنها ندیدم. متدینی که جز دروغ و زشتی چیزی در چنته نداشتند. اما سیستان انسان بود. انسان واقعی. قرآن را بهتر از خیلی از مدعیان اسلامی می شناخت و می دانست. تورات را همینطور و انجیل را. سیستان بیشتر عمرش را در زندان اوین سپری کرده بود با این همه مدارج عالی علمی را در دانشگاه مخفی بهائیان سپری کرده بود. یک پوفیوز چگونه آدمی است؟ نمونه اش را در میان مدیران ارشد این سی و اندی سال جمهوری اسلامی بسیار دیده ایم. آخری اش محمد جواد لاریجانی.



توهین به ستار بهشتی و مادرش در رسانه های افراطی

هر کاری کنند بی فایده است. گوهر عشقی را خواستند بخرند نشد. خواستند مرعوبش کنند نشد. خواستند سانسورش کنند نشد. حالا رفته اند سراغ تحقیر و تمسخرش. البته توهین هواخواهان افراطی خامنه ای به ستار بهشتی و مادر مقاومش گوهر عشقی، چیزی از ارزشهای والای این دو برای مردم ایران کم نمی کند که بدان می افزاید. ای کاش به جای این همه بی شرفتی کمی شعور دست کم می شد از افراطیون هوادار رژیم سراغ گرفت.