۱۳۹۰ خرداد ۲۴, سه‌شنبه

پیام مادر سهراب اعرابی دو سال پس از شهادت سهراب: همه جوانان ایرانی سهراب من هستند

مادر سهراب اعرابی در سالگرد دومین سال شهادت فرزندش در پیامی خطاب به ایرانیان خارج از کشور ضمن قدردانی از تلاش ایرانیانی که در خارج از کشور صبورانه و بدون منیت پیگیری آزادی ایران و حقوق اساسی مردم کشورمان هستند می گوید: « اگر در دو سال گذشته به چگونگی پر کشیدن فرزندان و عزیزانمان درست می اندیشیدیم و عمل می کردیم، شاید بعد از آن شاهد از دست رفتن صانعها، محمدها و هاله ها نمی بودیم! »


او در ادامه می گوید: « صلح، حقوق بشر، دموکراسی و تحمل و به رسمیتشناختن حقوق همگی حتی مخالفین تنها با صبر و تلاش خستگی ناپذیر همه ما دور از دسترس نیست! »

زد و خورد شدید نیروهای امنیتی حامی احمدی نژاد و خامنه ای در 22 خرداد

این خبر در میان خبرهای ریز و درشت دیروز گم شد. خبری که به غایت مهم است. خبر زد و خورد نیروهای حامی احمدی نژاد با نیروهای امنیتی در خیابان ولیعصر که تا حد مرگ یکدیگر را زده اند.
در این باره گویانیوز به نقل از یکی از دانشجویان حاضر در راهپیمایی سکوت 22 خرداد نوشته: « روز گذشته [ 22 خرداد ] ساعت هفت بعد از ظهر در حالی که موج جمعيت معترضين با آرامش و سکوت در حال حرکت در پياده روهای خيابان ولی عصر بودند درگيری در اين خيابان در ابتدای کوچه نوربخش ميان نيروهای امنيتی شکل گرفت که با زد و خورد شديد ميان طرفين همراه بود.
به نوشته این سایت اين دانشجو در ادامه اظهارات خود می افزايد: «با توجه به دادوفريادهايشان به نظر می آيد علت درگيری ميان نيروهای امنيتی اعتراض برخی از نيروهای امنيتی که کاورهای فسفری رنگ پوشيده بودند به نحوه بد برخورد يکی از لباس شخصی ها با مردم بود.» اين دانشجو می افزايد: «ديروز در خيابان ولی عصر افرادی با کاور يک دست فسفری رنگ حضور پيدا کرده بودند که ظاهر امنيتی نداشته و بيشتر شبيه کارمندان ادارات دولتی بودند تا نيروی امنيتی و اين افراد هيچ گونه سلاح و يا وسيله سرکوب نيز در دست نداشتند و برخوردهايشان با مردم مسالمت آميز تر از ديگر نيروها بود.»
اين دانشجو همچنين افزود: «در حين درگيری از پنجره يکی از ساختمان های مجاور اين حادثه دو دختر در حال فيلم برداری توسط موبايل شخصی خود از اين درگيری بودند که ناگهان يکی از لباس شخصی ها متوجه اين موضوع گرديده و ديگران را مطلع می نمود و نيروهای امنيتی به زدو خورد خود خاتمه داده و همگی که تعدادشان قريب به صد نفر بود با وحشت بسيار از اين فيلم برداری به طرز وحشيانه ای با شکستن درب ساختمان مسکونی آن خانه برای دستگيری آن دو دختر وارد اين ساختمان شدند.»
اگر حضور خیابانی مردم در روزهای آینده ادامه یاید بعید نیست که شدت درگیریها میان حامیان امنیتی خامنه ای و حامیان امنیتی احمدی نژاد بیشتر هم بشود!

دو طرح زیبا برای 25 خرداد

هر شهروند یک رسانه! همراه شو عزیز! این طرحها را منتشر کنید لطفاً



۱۳۹۰ خرداد ۲۳, دوشنبه

عکسی کمتر دیده شده از هدی صابر به همراه عزت الله سحابی

روحشان شاد. هر دوشان راحت شدند و از قفس بزرگی به نام ایران پریدند. گرچه عمری را در قفس اسیر استبداد مانده بودند!


یک تابلوی نقاشی کمتر دیده شده از میرحسین موسوی

صاحب اثر: میرحسین موسوی، اندازه:100 در 70، تکنیک: اکریلیک - ترکیب مواد، تاریخ اثر: 1385



موج برائت جستن حامیان خامنه ای از جنایات رخ داده در کودتای خرداد 88

دو سال پس از کودتای ننگین انتخاباتی که با همکاری و مشارکت مثلث خامنه ای- احمدی نژاد و سپاه پاسداران صورت گرفت، رفته رفته وجدان ملول برخی از حامیان خامنه ای برآشفته است و اعتراف به اشتباه رهبر نظام سیاسی ایران به طرق مختلف در حال روی دادن است.
شاید اگر دعوای محمود احمدی نژاد و خامنه ای بر سر قدرت بالا نمی گرفت، به این زودی سریال اعتراف به اشتباهات مکرر خامنه ای در حمایت بی چون و چرا از احمدی نژاد، به این زودیها روخ نمی داد. اما با گسترده تر شدن شکافها میان اقتدارگرایان سنتی حامی خامنه ای و کودتاگران حامی احمدی نژاد، ریزش نیروهای هر دو طرف رنگ و روی دیگری به خود گرفته است.
حالا هواداران خامنه ای کم کم به اشتباه " آقا " شان اعتراف می کنند. گرچه آن را ناشی از بی درایتی و بی کفایتی احمدی نژاد می دانند، اما تا همین جا هم اعتراف به گناه، گام بزرگی است که از سوی آنان برداشته می شود.
فراموش نباید کرد که موج این برائت جستن از آن کودتای ننگین، با سخنان خامنه ای در 14 خرداد امسال و اعتراف به اینکه « حتی امام خمینی هم در مقام رهبری اشتباه می کرد! » توسط دیکتاتور فعلی ایران، زمینه را برای پذیرفتن اشتباه وی در ماجرای کودتای ننگین خرداد 1388 فراهم تر کرده است.
حالا یاران و حامیان خامنه ای در عرصه دنیای مجازی شروع به نوشتن و سخن گفتن از آن کودتا و پذیرفتن آن اشتباه هستند. یکی از آنان که خودش را بسیجی ولایی معرفی می کند، در بخش نظرات پستی که من دو سال پیش در اینجا گذاشتم و از تانخورده بودن رای ها و یکی بودن دستخطهایی که نام احمدی نژاد را بر روی تعرفه های رای به هنگام بازشماری آرا پرده برداری کرده بودم، مطلبی را نوشته که عیناً برایتان می آورم.
او که خودش را مجتبی حجت الاسلامی معرفی می کند، می نویسد: «  الان تازه متوجه شدم چرا در سالروز وفات امام خمینی ، حضرت امام خامنه‌ای فرمودند که خود امام خمینی بارها فرمودند اشتباه کردند و منظور ایشان از این حرف چه بود . با رفتار اخیر رئیس جمهور بالاخره روشن شده است که احمدی‌نژاد با دادن نتایج آرا دروغی انتخابات به امام خامنه‌ای، باعث شدند که حضرت امام خامنه‌ای در ملا عام اعلام کنند که حمایت از احمدی‌نژاد بعد از انتخابات، اشتباه بوده است. فتنه اصلی‌ زیر سر احمدی نژاد و خائنین امثال خودش بوده و هست.ای کاش دسته احمدی‌نژاد هم سر به خیابان بگذارند شخصاً ترتیب ایشان را هم از پشت بام خواهم داد. سرباز ولایت من هستم نه آن مشائی دزد.»
جالب این جاست که این کامنت را برای چند بار در وبلاگ من نوشته است.
در عین حال وبلاگ نویس دیگری که حامی سفت و سخت خامنه ای است در وبلاگش به نام خیزران نوشته« «ما مجموعه طرفداران جمهوری اسلامی ایران، حالا در فضای مجازی هم هستیم. خیلی‌هایمان دیگر دولت دهم را قبول نداریم.»
 نویسنده وبلاگ در ادامه آورده است: «خیلی‌های ما از جمله خودم مجموعه رفتارهای انجام شده توسط بخشی از کارگزاران این نظام را در ایام انتخابات و بعد از آن نمی‌پسندیم و از آن برائت می‌جوییم.»
به نظر می رسد که برخی وجدانها بالاخره بیدار می شوند و اعتراف به حقیقت کودتا و برائت جستن از آن را برای خلاصی از عذاب وجدان آغاز کرده اند. امیدوارم حداقل خامنه ای شهامت اعتراف به اشتباهش را پیش از آنکه به دیدار عزارئیل برود،داشته باشد!

نیروهای بسیجی و لباس شخصی در یک میهمانی در برابر مردان دست بسته به زنانشان تجاوز کردند!

هر روز که می گذرد، ابعاد تازه تری از جنایت رخ داده در اصفهان فاش می گردد. آخرین خبری که از این ماجرا به بیرون درز پیدا کرده است، افشاگری یکی از زنانی است که در این حادثه مورد تجاوز قرار گرفته است.
محمد مصطفایی وکیل از ایران گریخته سکینه محمدی در این باره به نقل از یکی زنان قربانی در وبلاگش نوشته: « درب باغ زده شد. و یکی از آقایان رفت و در را باز کرد. دو نفر پشت در بودند. گفتند که از طرف پلیس هستند و دارای حکم قضایی هستند. آنها لباس شخصی بر تن داشتند و ظاهرشان به نیروی های بسیجی شبیه بود. صورتشان دارای ریش بوده و پیراهن شان نیز روی شلوارشان بود.»
او ادامه می دهد: « وارد باغ شدند. همین که وارد شدند چند نفر دیگر هم از دیوار و درب وارد شدند و همه جا را محاصره کردند. ما را تهدید کردند که از تلفن همراهمان استفاده نکنیم. مردان چون گمان می کردند که آنها مامور هستند از خود مقاومتی نشان ندادند. این زن می گوید ما به پلیس زنگ زدیم ولی پلیس بعد از اینکه متجاوزین رفتند سر رسیدند. بعد از آن هم به ما گفتند که جرات نداریم حرفی در این خصوص در جایی مطرح کنیم و حال نیز اجازه حرف زدن نداریم. به هیچ عنوان اجازه نمی دهند ما واقعیت را مطرح کنیم و بگوییم که کسانی که به باغ هجوم آوردند از نیروهای لباس شخصی بودند که با تنی چند از اشرار تبانی کرده بودند تا این فاجعه را رقم بزنند و حال آنها هستند که نمی خواهند مجرمین اصلی دستگیر شوند.»
دردناکتر از اظهارات این زن قربانی سخنان امام جمعه اصفهان است که به جای بازخواست مقامات امنیتی شهر گفته است: « آنها که مورد تجاوز قرار گرفته‌اند آدم‌های علیه‌‌السلامی نبوده‌اند، این ۱۴ نفری که فقط دو نفرشان خانواده بوده‌اند برای پارتی به شهر ما آمده بودند و با شراب‌خواری و رقاصی یک عده دیگر را هم تحریک کردند.»
این است شیوه اداره جامعه به طریق چکمه پوشان استبداد. بجای سگ، سنگ را بسته اند و یکی نیست از این آقای به اصطلاح امام جمعه  بپرسد « اگر این رفتار با خانواده شما هم می شد همین استدلال را مطرح می کردید؟ »

پیکر شهید هدی صابر در شدیدترین شرایط امنیتی به خاک سپرده شد

آنها از ما می ترسند. از ما که بیشماریم. از ما که ایستاده ایم. آنها از ما می ترسند. از مرده ما! زنده ما! آنها حتی از جنازه ما می ترسند. نمونه اش شهادت هاله و دفن شبانه اش. مثلش جنازه دزدی های پی در پی و بی پایانشان. حالا نوبت به شهیدی دیگر رسیده است تا با شهادتش زبونی استبدادیان سیاه اندیش را بر ملا کنند. آنچه می خوانید روایت یکی از تشییع کنندگان پیکر پاک شهید هدی صابر است. عیناً برایتان می نویسم تا ببینید با چه جانیانی سر و کار داریم.  
« ساعت 7:15 دقیقه وارد بهشت زهرا شدیم؛در ابتدا جمعیت چند ده نفری بودیم ؛محمد نوری زاد دکتر ملکی .ستاری فر و بقیه دوستان صابر بودند . در یک مورد بخاطر فیلمبرداری یکی از اعضای خانواده جدلی در گرفت اما مسئله خاصی نبود .تا ساعت دوازده خبری نشد و همه سر درگم بودند. بالاخره در پشت غسالخانه و به شکل قرنطینه اجازه دادند نماز خوانده شود.
آقای انصاری راد نماز را خواندند. جمعیت لا اله الله گویان و با پرتاب گل پیکر این نازنین مرد را بدرقه کردند. جنازه برای دفن به قطعه صد ردیف 145 برده شد،جمعیت مدعو چند صد نفر بود و همگی با چشمهای گریان لااله الله گویان دور تا دور پیکر را گرفته بودند. مامورین بشدت فضا را تحت کنترل داشتند.روضه امام حسین را هم نگذاشتند کامل خوانده شود،تنها جلوه اعتراضی مردم حمد و سوره های مداوم بود که با صدای بلند گفته می شد. چند باری صدای الله اکبر بلند شد که ماموران بارها تذکر به خانواده دادند،دور تا دور قطعه گارد ویژه و موتور سواران یگان ویژه حضور داشتند،همسر مرحوم بارها فریاد زد هدی شهید شد! هدی شهید شد! فرزندش می گفت بخندید بخندید...و گریه های ما بی وقفه ادامه داشت مظلومانه هدی به ملکوت رفت! »

آخرین عکسها از مراسم ترحیم شهید صابر

بدون هیچ شرح و بیانی این عکسهای جانگداز را ببینید و به عمق جنایت استبداد دینی پی ببرید:


دکتر پیمان٬‌ نرگس محمدی٬ فیروزه صابر


مهندس صفایی فراهانی


فرزند شهید صابر


دکتر حبیب الله پیمان


وداع با هدی عزیز


محمد بسته نگار٬ دکتر پیمان


دکتر ملکی


دکتر میردامادی


فاطمه گوارایی




۱۳۹۰ خرداد ۲۲, یکشنبه

فیلمی تازه از 22 خرداد امسال!

دیدنی است. این فیلم بهترین گواه از ترس حکومتی است که سالهاست با بحران مشروعیت دست و پنجه نرم می کند و در دومین سالگرد کودتای انتخاباتی اش به نظر می رسد به جای اینکه نیروهای انتظامی و ضد شورش بین مردم مستقر باشند، این مردم هستند که در پادگانی به نام تهران قدم می زنند. به قول مهرداد قاسمفر وحشتی می برند از مردم دانا که مپرس!

خامنه ای خطاب به احمدی نژاد: همین الان برو استعفایت را بنویس و بیاور!

اگر این خبر صحت داشته باشد، باید آن را به سند دیگری برای کودتایی بودن انتخابات 22 خرداد سال 1388 الصاق کرد. اینکه احمدی نژاد خامنه ای را تهدید به استعفا بکند و خامنه ای هم به او بگوید همین الان استعفایت را بنویس و بیاور، نشان دهنده متقلبانه بودن نتایج انتخابات است. چه اگر تقلبی در کار نبود، دزدی رخ نداده بود، چه دلیلی داشت که احمدی نژاد خامنه ای را تهدید به استعفا کند؟ آیا استعفا برای احمدی نژاد معنایی جز اعلام متقلبانه بودن انتخابات دارد؟ اینکه احمدی نژاد به خامنه ای بگوید می روم استعفا می دهم معنایش این است که آبرویت را می برم! کاری می کنم که مردم باور کنند حمایتهای تو از من متقلبانه بوده است و با این کار آبرویت خواهد رفت!
سایت دیگربان خبری را نوشته به نقل ازغلامعلی میگلی‌نژاد نماینده مجلس که روایتی تازه از درگیری میان احمدی نژاد و خامنه ای به دست می دهد. بنا به ادعای سایت بنا که دیگربان خبرش را از آنجا نقل کرده است، این نماینده مجلس در سخنانی که در جمع مردم بوشهر بوده است مدعی شده که شرط احمدی نژاد برای ادامه کارش به عنوان رئیس دولت، برکناری اصغر حجازی٬ حیدر مصلحی و حسین طائب و موافقت با معاونت اولی رحیم‌مشایی٬ خامنه‌ای را تهدید به استعفا کرده بوده است.
این نماینده در ادامه سخنانش ادعا کرده  که احمدی‌نژاد پس از ۱۱ روز خانه‌نشینی در اعتراض به ادامه کار حیدر مصلحی در وزارت اطلاعات، در دیدار با علی خامنه‌ای چهار شرط برای بازگشت خود مطرح می‌کند که همگی آن‌ها رد می‌شود.
برکناری اصغر حجازی معاون رئیس دفتر خامنه‌ای٬ حسین طائب نماینده ولی فقیه در سپاه٬ حیدر مصلحی از وزارت اطلاعات و انتصاب اسفندیار رحیم‌مشایی به سمت معاونت اولی رئیس دولت، چهار شرط احمدی‌نژاد برای بازگشت به کار بوده که به گفته این نماینده مجلس آقای خامنه‌ای با همه آن‌ها مخالفت کرده است.
این نماینده در ادامه افزوده که رهبری در پاسخ به این شروط به احمدی‌نژاد گفته است: «هیچ یک از این شرط‌ها را نمی‌پذیرم و بروید به کارتان ادامه دهید.»
به گفته میگلی‌نژاد٬ احمدی‌نژاد نیز «بدون در نظر گرفتن بسیاری از مسائل به آقای خامنه‌ای جواب داده بود که می‌روم استعفا می‌دهم، و آقا نیز بی‌درنگ گفته بود همین الان برو استعفایت را بنویس و بیاور.»
این نماینده مجلس همچنین ادامه داده است: «هنگامی که احمدی‌نژاد در حال ترک کردن بیت رهبری بود، شخصی به وی گفت: می‌دانی داری با این کار‌هایت مقابل نظام و رهبری این انقلاب ایستادگی می‌کنی؟ که احمدی‌نژاد با لحن تندی پاسخ داده بود: بنده می‌دانم دارم چگونه عمل می‌کنم، حالا شما ادامه دهید ببینید من متضرر می‌شوم یا شما...»
میگلی‌نژاد در پایان گفته که «نظام تاکنون هزینه‌های بسیاری برای احمدی‌نژاد داده، بیش از این نمی‌توانیم ادامه دهیم.»
اگر این روایت درست باشد برای جمهوری اسلامی چیزی جز تاسف باقی نمی ماند که شیوه اداره مملکتش توسط رهبر آن بی شباهت به شیوه اداره مملکت توسط قابل بربر نیست!

حضور گسترده مردم در خیابانهای منتهی به ولی عصر/ سینمای آفریقا و فلسطین تعطیل کرده اند

از تهران خبرهای خیلی خوبی می رسد. دوستان و رفقا تحلیلشان این است که مردم سنگ تمام گذاشته اند. بنا به گزارشات آنها تجمع مردم در خیابانهای منتهی به ولی عصر حد فاصل ونک تا میدان ولی عصر بیش از حد تصور بوده است. به گفته یکی از شاهدان عینی :  حضور مردم در حد فاصل عباس آباد تا زرتشت خیلی زیاد بوده است. البته همه مغازه ها به دستور دژخیمان خامنه ای بسته بودند و باز هم از نیروهای کم سن و سال بسیجی استفاده کرده بودند و  برای آنکه بزرگتر به نظر برسند، این بار لباسهای بیشتری پوشیده بودند.
یکی از دوستان می گوید: « یه کار جالب یه مغازه ای کرده بود که من هیچ وقت توی اون محدوده ندیده بودم و اون هم این که یه تانکر آب خنک گذاشته بود برای خوردن مردم و روش هم پر از ربانهای کوچک سبز رنگی بود که بسته بودن بهشون( از این نوارهای باریک سبز حسینی) »
ظاهرن در بعضی از نقاط خیابان ولی عصر، کیفهای دختران و پسران جوان را می گشتند. دوست دیگری می گوید: «نیروهای امنیتی هم طبق معمول از همه ارگانهای امنیتی مخلوط بودند و حتی من آرم سپاه را هم روی بعضی از لباسها دیدم! »
به گفته دوست دیگری در میدان فاطمی از سر خیابان ولی عصر ازدحام نیروهای امنیتی کاملن چشمگیر بوده است و سر خیابانهای اصلی منتهی به خیابان ولی عصر پر از نیرو بوده است. میدون ولی عصر هم  مملو از خودروهای نیروهای امنیتی و اراذل و اوباش خامنه ای بوده است.
در ضمن سینمای آفریقا و فلسطین هم به دستور نیروهای امنیتی تعطیل کرده اند.

پیکر هدی صابر فردا 8 صبح در بهشت زهرا تشییع می شود

یکی از دوستان الان خبر گرفته است از بیمارستان مدرس. ظاهرن پیکر هدی صابر کالبد شکافی شده است و خانواده اش اعلام کرده اند که پیکر هدی صابر فردا هشت صبح از محل غسالخانه بهشت زهرا تا مقبره خانوادگی شان تشییع می شود.الان هم در منزلشان در خیابان دروس، كوچه مسجد پلاک 3 طبقه ششم مراسم ترحیم آن شهید آزادی در حال برگزاری است. لطفن اطلاع رسانی کنید!

ازدحام جمعیت در میدان ونک و اطراف صدا و سیما

الان یکی از دوستانم در صدا و سیما خبر دارم کرد که جمعیت انبوهی در اطراف میدان ونک گرد هم آمده اند، به گفته این دوست عزیز، ازدحام جمعیت در حوالی صدا و سیما وحشتناک است. رفیق من همچنین گزارش می دهد که علاوه بر انبوه جمعیت در خیابان ولی عصر، تعداد زیادی از نیروهای گاردی با همان هیبت گلادیاتوریشان سوار بر موتور و چماق بدست ایستاده اند و دستور داده اند که تمام مغازه های خیابان ولی عصر کره کره ها را پائین بکشند و تعطیل کنند.
خبرهای تکمیلی را برایتان می فرستم!

هدی صابر نمرده است، او را کشته اند!

نوشته اند هدی صابر مرد! با اعتصاب غذا خودکشی کرد! نوشته اند تا مگر در برابر تاریخ و محکمه بی رحمش مفری بجویند برای خلاصی. خلاصی از بارگناهی که بدان مرتکب شده اند و گردنشان را خواهد گرفت. نوشته اند هدی صابر بر اثر شوک ناشی از اعتصاب غذا در زندان جان باخت.
نوشته اند تا نقطه تاریک دیگری از کارنامه سیاه خامنه ای و یاران ولایتمدار خونخوارش، پاک شود. در حالیکه واقعیت را چیز دیگری است. مرگ هدی صابر طبیعی و حتی در اثر اعتصاب غذا نبوده است که اعتصاب غذای او اعتصاب غذای تر بود و نه اعتصاب غذای خشک. مرگ او نه در اثر اعتصاب غذا که در اثر تمسخر و نیشخند اراذل و اوباش خامنه ای در زندان اوین رخ داده است. مرگ او در اثر خنده های کریه مردانی رخ داده است که جرثومه پلیدی و رذالتند! آنها که از مردن ما دلشاد می شوند. هدی صابر را کشتند. همانها که وقتی او التماس می کرد او را به درمانگاه اوین ببرند به او رکیک ترین الفاظ را حوالت می دادند و می گفتند: « حقته! گه خوردی که اعتصاب غذا کردی! » هدی صابر نمرده است. او را کشته اند. او را خامنه ای کشته است. تاریخ را اشتباه ننویسیم! هدی صابر را خامنه ای کشت. چنانکه سیامک پورزند را. چنانکه هاله سحابی را. چنانکه ندا آقا سلطان را. چنانکه سهراب اعرابی را. چنانکه زهرا کاظمی را. چنانکه سعیدی سیرجانی را. چنانکه همه بی گناهانی که در 23 سال رهبری او مظلومانه و بی گناه، کشته شدند. چنانکه پروانه و داریوش فروهر را. چنانکه محمد مختاری و جعفر پوینده را...

فردا راهپیمایی سکوتت را به یاد ِ سکوت ِ ساکت ِ قربانیان خاموش دژخیمان خامنه ای و استبداد سیاهش، بر پا کن!

فردا راهپیمایی سکوتت را به یاد ِ سکوت ِ ساکت ِ قربانیان خاموش دژخیمان خامنه ای و استبداد سیاه دینی اش، بر پا کن! فردا راهپیمایی سکوتت را به یاد خانواده هایی برپا کن که دو سال تمام است که تحت شدیدترین فشارهای امنیتی و تهدیدهای جانی، تمام دردهایشان را در سکوتی سرشار از خون جگر و بغضهای پنهان فریاد کرده اند. فردا راهپیمایی سکوتت را به یاد شهدای غریب و گمنام ِ  جنبش سبز و خانواده های مظلومشان برپا کن. به یاد خانواده «حسین اختر زند» که دو سال تمام است در شهرستانی غریب سکوت کرده اند، برپا کن. به یاد خانواده لطفعلی یوسفیان که از طریق استنشاقِ گاز اشک آور در حوادثِ پس از انتخابات جان باخت و تا دو سال تمام سکوت کردند!


به یادِ علی فتحعلیان ، دانشجوی ۲۰ ساله ای که در خرداد 1388 در ماجرای مسجد لولاگر کشته شد و خانواده اش که دو سال تمام است که سکوت اختیار کرده بودند، راهپیمایی سکوتت را برگزار کن. به یاد خانواده حسین اخترزند، جوانِ ۳۲ ساله اصفهانی که در گمنامی و غربت کشته شد و خانواده اش همچنان سکوت را به هر کار دیگری ترجیح می دهند. به یاد احمد نجاتی  که از بازداشت شدگان بازداشتگاه کهریزک بود و به دلیل ضرب و شتم در بازداشتگاه، بعد از آزادی به دلیل از دست دادن هر دو کلیه جان باخت و خانواده مظلومش، برگزار کن!
فردا راهپیمایی سکوتت را به یاد محرم چگینی کارگری معترضی که در راهپیمایی ۲۵ خرداد ۸۸ در تظاهرات مسالمت آمیزی که مردم برای پس گرفتن رای شان به خیابان آمده بودند؛ مقابل پایگاه بسیج با ضرب گلوله کشته شد و کاربرانِ اینترنتی فیلم تیر خوردن ، به زمین افتادن و بلند کردن پیکرش از روی زمین توسط مردم را منتشر کردند.

۱۳۹۰ خرداد ۲۱, شنبه

خشم مردم انزلی از کشته شدن دو نوجوان در بازی روز گذشته پرسپولیس و ملوان

برخی از اخبار تائید نشده از مرگ دو نوجوان حاضر در ورزشگاه انزلی، در پی هجوم گارد ویژه امنیتی به تماشاگران بازی دو تیم پرسپولیس و ملوان خبر می دهند.
بر اساس اظهارات برخی از شاهدان عینی در ورزشگاه انزلی،  در پی حمله  گارد ویژه به تماشاگران با کابل و باطوم و شلیک چندین گاز اشک آور به میان سکوها، برخی از تماشاگران در اثر هجوم جمعیت از سکوهای فوقانی ورزشگاه به پایین پرتاب شده اند.
یکی از شاهدان عینی در این باره گفته است:«حداقل دو نوجوان به علت استنشاق گاز اشک آور و سقوط از ارتفاع کشته شده اند. »
برخی گزارشات از عصبانیت شدید مردم در انزلی و جو فوق العاده امنیتی این شهر خبر می دهند. مردم انزلی  نیروی انتظامی را مسئول کشته شدن این دو نوجوان می دانند.
بنا بر خبرهای رسیده از این شهر، همزمان با پایان نمیه ی اول بازی فوتبال بین ملوان و پرسپولیس نیروهای سیاه پوش گارد ویژه شهر را به یک پادگان نظامی تبدیل کرده بودند و حتی در بسیاری از نقاط شهر، از جمله چهارراه برق و بازار کاسپین با مردم درگیر شدند.
بر همین اساس مردم معتقدند که حمله ی آنها به تماشاچی ها یک برنامه ی از پیش تعیین شده بوده است. در حال حاضر در شنبه بازار انزلی، برخی از مردم و بازاریان قصد تعطیلی بازار و اعلام عزای عمومی دارند.










چرا مسیر میدان ولی عصر تا ونک برای تظاهرات فردا مناسب است؟


1-مسیر خیابان ولی عصر برای نیروهای سرکوب ناشناخته مانده است. این موضوع فرصت خوبی را برای ما فراهم می کند زیرا نیروهای سرکوب بدون تمرین نمی توانند کارائی تام داشته باشند.
2- خیابان های فرعی بسیاری از ولی عصر منشعب می شوند. این خیابان ها در صورت بروز خطر می توانند به عنوان مسیرهای جایگزین مورد استفاده قرار گیرند. خیابان مطهری و عباس آباد از جمله این مکان ها می باشند که علاوه بر ارتباط با خیابان شریعتی با فرعی های بسیاری به همدیگر وصل می شوند. در اطراف میدان ونک نیز به سمت شرق خیابان گاندی و جردن قرارمی گیرند. این دو مکان پرتردد با فرعی های بسیار و پارک هایی که در آنها قرار دارد بسیار مناسب اند. همچنین خیابانهایی مانند بهار شیراز از طریق خیابان ملاصدرا در غرب نیز می تواند جزو مسیرهای جایگزین مورد استفاده قرار گیرند. علاوه بر خیابان های یاد شده مسیر میدان ولی عصر تا ونک پر از خیابان ها و کوچه های فرعی در دو سو می باشد. (تصاویر 1 تا 3)
3- از ساکنین این مناطق (مسیر اصلی و خیابان های منتهی) خواهشمندیم درب های منزل خود را برای دوستان سبز باز نگه دارند تا امکان دستگیری کمتر شود. در روزهای قبل نمونه های بسیاری از این کمک های بی شائبه را شاهد بودیم پس نگران نباشیم.
4- علیرغم ترافیک سنگین چون بخش وسیعی از این مسیر در طرح ترافیک نیست، ورود به آن با اتومیبل راحت تر از مسیر انقلاب-آزادی می باشد. می توانیم در یکی از مسیرهای منتهی به این خیابان اتومیبل خود را پارک کرده به جمع دوستان بپیوندیم یا با وسایل نقلیه عمومی خودمان را تا جایی در نزدیک مسیر مورد نظر برسانیم. ما گزینه دوم را پیشنهاد می کنیم.
5- شرکتهای داخلی و خارجی مهم بسیاری در خیابان های منتهی به ولی عصر (مانند مطهری، بهشتی، جردن و...) قرار دارند و این مسیر را از اهمیت استراتژیک بالایی برخوردار می کنند. هر گونه برخورد با ما، می تواند هزینه بسیار سنگینی برای دولت کودتا داشته باشد.
6- علاوه بر شرکتها، ادارات، وزارت خانه ها و مراکز کلیدی بسیاری در این مسیر قرار دارند. از وزارت کشور در فاطمی تا فرمانداری تهران در بهشتی و صدا و سیما در شمال میدان ونک مثالهایی از این مکان های می باشند. به دلیل وجود این گره ها، نیروهای سرکوب نمی توانند به راحتی پخش شوند و پیوسته باید تعدادی از نیروهای خود را در اطراف آنها متمرکز کنند.
7- مساله دیگر وجود چندین پارک در اطراف خیابان ولی عصر و مسیرهای منتهی به آن می باشد. علاوه بر اینکه برخورد با معترضین در این پارک ها به سادگی خیابان نیست (مخصوصا پارک ملت) پدر بزرگ ها و مادر بزرگهای سبز ما که حضور پر رنگی در تظاهرات اخیر داشته اند می توانند در آنها استراحت کنند.



8- ساختمان ها بلند و برج های زیادی که در این مسیر قرار دارند فیلمبرداری از راهپیمایی را سهل تر می کنند. ترس از فیلم برداری نیروهای کودتا را در سرکوب دودل خواهد کرد. از عزیزانی که به این مکانها دسترسی دارند خواهشمندیم از حضور پرشکوه مردم تصویربرداری کرده آن را به سرعت در اینترنت قرار دهند.
9- این راهپیمائی در پیاده روهای عریض خیابان ولیعصر انجام می شود ولذا هیچگونه اخلالی در حرکت اتومبیل ها و حمل و نقل بوجود نمی آورد .مواظب جوب های آب های عریض خیابان ولی عصر باشیم.



علاوه بر نکات بالا به توصیه های زیر نیز دقت کنیم:
قدم اول: همواره به یاد داشته باشیم که درصد کمی از نیروهای سرکوبگر توانایی برخورد دارند و قسمت بیشتری از آرایش نظامی آنها به جهت ایجاد ترس در میان افراد است.
قدم دوم: مهم‌ترین و مهاجم‌ترین نیروی سرکوب لباس شخصی‌های جوان و میان‌سال هستند. از میان این نیروها، تنها تعداد معدودی از این نیروها انگیزه برای درگیری دارند و تنها وظیفه‌شان هدایت حرکت جمعیت به کوچه‌ها است که به این ترتیب جمعیت را متفرق کنند. با این حال، توانایی بازداشت معترضان را دارند.
قدم سوم: هدف استراتژیک تجمع در میادین اصلی مسیر حرکت هست. سعی کنیم بدون درگیری و در سریع ترین زمان ممکن خود را به میادین اصلی در مسیر خیابان ولی عصر برسانید.
قدم چهارم: نیروهای سرکوب به شدت از سد معبر و جمع شدن جمعیت هراسانند و تلاش می‌کنند به هر قیمتی که شده ما را به مسیر فرعی هدایت کنند. تنها چند دقیقه ایستادن کافی است.
قدم پنجم: تا جایی که می توانیم تنها و منفرد در راه‌پیمایی شرکت نکنیم در صورت حمله سرکوب‌گران با معترضان در صورتی که بیش از ۵ یا ۶ نفر به این حرکت اعتراض کنند، مهاجمان عقب می‌نشینند.
قدم ششم: موتور، مهم‌ترین رسانه حمل و نقلی سرکوب‌گران است. با ایجاد ترافیک می‌توانیم هم آنان را در رسیدن به مقصدشان باز داریم و هم فرسوده و خسته‌شان کنیم.
قدم هفتم: در صورت بازداشت توجه داشته باشیم که ما تنها رهگذر بودیم. هیچ شاهدی مبنی بر اینکه شما قصد شرکت در تظاهرات دارید وجود ندارد. در صورت دستگیری هر نوع اتهامی را رد کنید. وارد بحث سیاسی با سرکوب‌گران نشویم. هدف آنان منفعل کردن و جدا کردن افراد فعال‌تر است. در صورتی که در زمان بازداشت صبور باشیم به ترساندنمان اکتفا و بعد از مدت کوتاهی ما را آزاد خواهند کرد.
قدم هشتم: این راهپیمائی روی سه خواسته مشخص یعنی آزادی زندانیان سیاسی ، انتخابات آزاد و مقابله با بیکاری و گرانی که مورد تقاضای آحاد مردم است انگشت می گذارد. این خواسته ها نه خلاف قانون اساسی است و نه خلاف اسلام . بنابراین حاکمیت نمی تواند خدشه ای در مشروعیت و قانونیت مطالبات راهپیمایان وارد نماید .

هر ایرانی سبز یک رسانه
با هر ابزاری که داریم تکثیر کنیم

پرتاب گاز اشک آور و شلیک هوایی در بازی پرسپولیس و ملوان

این فیلم بهترین گواهی از امینتی بودن همه امور در مملکت ماست. آخر بازی فینال جام حذفی در کدام کشور و در کدام منطقه جهان با قرق شدن زمین فوتبال توسط چکمه پوشان استبداد برگزار می شود؟ پرتاب گاز اشک آور و شلیک هوایی توسط ماموران نیروی انتشامی گویای وضعیت امروز مملکت ماست! اینبار ظاهرن از دستشان در رفت پخش این ماجرا!

۱۳۹۰ خرداد ۲۰, جمعه

افزایش شعار نویسی در اماکن عمومی برای 22 خرداد

این گزارش تصویری نشان می دهد که چطور دو سال سرکوب و کشتن جوانان بی گناه و در بند کردن آزادگان، کمکی به نظام استبدادی خامنه ای نکرده است و چطور جوانان غیور ایرانی خودشان را برای 22 خرداد آماده می کنند.