ه‍.ش. ۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۶, سه‌شنبه

فرزند یک روحانی مشهور دستگیر شده است

از ایران خبر می رسد که نوه یکی از مشهورترین علامه های ایران در سالهای گذشته که پدرش نیز برای مدتی امام جمعه بوده، طی بیست روز گذشته به جرم جاسوسی دستگیر شده است. در این باره یکی از خبرنگاران داخل کشور می نویسد: " یک دستگیری جدید. خبرنگار ست باز هم ؛ نوه علامه معروف ؛ 20 روزست دستگیر شده؛ اتهامش جاسوسی ؛ خاندان محترمی دارد از بزرگان روحانیت و دانشگاه؛ می گویند صلاح هست سکوت کنیم ؛ روز تولدش هست ؛ به والش که می روی انگار هیچ یک از دوستانش نمی دانند پسر را 20 روزست در بی خبری بردند انفرادی به اتهام جاسوسی ؛ همه در حال تبریک گفتن میلادش هستند؛ یکی پس از دیگری کامنت های تبریک می اید روی والش و دلت اتش می گیرد از این همه بی خبری " همه" روی والش می نویسی رفقا ، رفیقتان 20 روزست که برده شده به زندان ؛ خواهرش مسیج می زند بردار این کامنت را ؛ مادرم حالش بد ست و پدرم به شدت دل ازرده ؛ تصمیم بر این شده خبر دستگیری عزیزمان را رسانه ای نکنیم شاید خیری شود برای برادر؛ برایش می نویسم مگر غیر این هست که برادرتان برای دبیرخانه فلان نهاد مهم کشوری کار می کرده؟ مگر عیر این هست که برادرتان در لحظه بازداشت گفته هر انچه در فلان دبیرخانه انجام داده به دستور پسر اقای فلانی بوده ؟ پس چرا نه اقای دبیر فلان نهاد و نه پسرش نمی کنند کاری برای برادر شما تا خلاص شود از این اتهام خانمان سوز؟ می گوید باید سکوت کنیم و سکوت می کند ....
و این طور می مانی با یک اسم ؛ خبرنگاری که حتی در تمام طول کار خبریت ندیدیش اما امروز که می دانی در بند ست و هیچ کاری از دستت بر نمی اید انگار که سالهاست می شناسیش و قلبت درد می گیرد و به هر وسیله ای دست می زنی برای کمک اما این طور سلب می شوی از سوی خواهرش که نگو ننویس چیزی را خبری نکن ؛ صلاح این هست ...
و تو می مانی چطور فلان اقا زاده که دستور انجام کارهای روتین دبیرخانه فلان جا را می داده زیر بار برنامه های کاری خودش و پدیرش نمی رود و خبرنگاری که فقط در روابط عمومی دبیر خانه اجرای کار می کرده ، برای همان برنامه های مدون ان نهاد کشوری متهم می شود به جاسوسی ؟
و تو می مانی وقتی چیزی بیش از این روایت نداری چطور می توانی به دوستی که ندیده ای اما می دانی روزهای سختی را می گذراند کمک کنی ؟ نوه یکی از علامه های برتر فلسفه و پسر یکی از اساتید فلسفه اسلامی ....ان هم این طور مظلوم در روز تولدش! "
دردناکه! واقعن دردناکه!