۱۳۹۰ مرداد ۸, شنبه

مدیرکل بازرگانی استان کرمانشاه به همراه دو معاونش دستگیر شد

ماجرای دستگیری مدیران دولت کودتایی احمدی نژاد ادامه دارد. در آخرین مورد از این دست، اصغر میرزایی مدیر کل بازرگانی استان کرمانشاه به همراه علی ملکشاهی معاون نظارت و رضا کرم فتاح پور معاون بازرسی این اداره هفته گذشته به جرم فساد اقتصادی بازداشت شده اند.



جالب اینجاست که میرزایی از مدیران مدعی اصولگرایی در استان کرمانشاه است که ظاهراً میلیاردها تومان رانت در یارانه شیر، جوائز صادراتی و میوه شب عید مردم را به صورت غیر قانونی بدست آورده است.
علی ملکشاهی یکی از معاونین بازداشت شده او هم از کاندیداهای مورد حمایت اصولگرایان در انتخابات دور هشتم بود!

۱۳۹۰ مرداد ۶, پنجشنبه

خودنویس به نقل از میرحسین: اعدامهای 67 جنایت بوده است!

من نیک آهنگ کوثر را می شناسم. سالهاست که افتخار دوستی با او را دارم. نیک آدمی نیست که بخواهد دروغ ببافد. گرچه در برخی موارد با یکدیگر اختلاف عقیده داریم اما می دانم نیک انسانی نیست که برای جلب مخاطب بیشتر خبری را در وب سایت خودنویسش بگذارد.
اما این مطلبی که در خودنویس کار شده، حرف و حدیث بسیاری را به همراه خواهد داشت. او به نقل از یک منبع موثق و قابل اطمینان نقل قولی را از میرحسین موسوی منتشر کرده که مطمئناً سر و صدای فراوانی به چا خواهد کرد.
سایت خودنویس به نقل از یکی از حاضران در جلسه نشست مسئولان ستاد میرحسین با وی در نمیه شعبان سال گذشته نوشته:  سال پیش در چنین روزهایی وقتی میرحسین موسوی میزبان اعضای ستاد تبلیغاتی بود، سوالی به دست‌اش رسید درباره «اعدام‌های دهه ۶۰ و نقش مهندس موسوی در آن». موسوی از دیرینه بودن سوال گفت و گفت از ابتدای حضور در کارزار انتخابات ریاست‌جمهوری همواره این سوال را طرح کرده‌اند. به دغدغه‌های خود و دلایل نپرداختن صریح به آن اشاره کرد: «در شرایط حساس و تاریخی‌ای که جنبش سبز مردم ایران در آن قرار دارد، پرداختن صریح من به این موضوع بیش از هر چیز تبلیغات سوء و تهمت‌ها و دروغ‌های دست‌گاه‌های تبلیغاتی حاکمیت را از نو به سمت جنبش روانه می‌کند و در شرایطی که همه توان ما باید صرف آگاه‌سازی توده‌ها و اقشار مختلف مردم نسبت به وضعیت و سیاست‌های نامناسب و خطرناک کنونی شود، باید برای خنثی کردن دروغ‌های جدید به کار رود و احساس می‌کنم که بحث درمورد هر کدام از وقایع گذشته ما را به سمت تونلی می‌برد که انتهایی برای آن نمی‌توان متصور بود و ما را از پرداختن و تشریح حوادث کنونی که نقش تاثیرگذارتری در زندگی آتی مردم دارد، غافل می‌کند و این بیش‌تر به نفع سیاست جریان حاکم است؛ بنابراین ترجیح داده‌ام در این موارد به صورت رسمی اظهارنظری نکنم و این را موکول کرده‌ام به یک فضای آرام و بدون التهاب؛ با این حال در این جلسه به دلیل فضای صمیمی حاکم به طور خلاصه و برای رفع ابهام به آن می‌پردازم. هرچند برای درج خبری روی سایت این حرف‌ها را نمی‌زنم ولی نقل سینه به سینه آن توسط جمع حاضر مانعی ندارد چون برخی در این باره دغدغه جدی دارند. ماجرا را در دو بخش توضیح می‌دهم: یکی شرایط حاکم بر زندان‌ها پس از انقلاب و دیگری نقش من و دولت من در این موارد.»
به نوشته این سایت میرحسین موسوی در این نشست در ادامه گفته است: « حقیقت این است که بسیاری از کسانی که اعدام شدند، مجرم نبودند و اگر هم کاری کرده بودند پیش از این حکم‌شان صادر شده بود و در حال طی کردن محکومیت بودند. برخی‌ها را ما حتی می‌شناختیم، از پیش از انقلاب و پس از انقلاب، کسانی بودند که تنها کار فرهنگی می‌کردند، کتاب می‌نوشتند، شاعر بودند، نویسنده بودند. حالا مخالف هم اگر بودند نهایت فعالیت‌شان، فعالیت قلمی و فرهنگی بود، اقدام مسلحانه نکرده بودند. اصلا در قالب سازمان منافقین قرار نمی‌گرفتند. یکی از آن‌ها از بستگان محبوبه متحدین بود که مرحوم شریعتی پیش از انقلاب متنی را درباره آن‌ها نوشت که به "محبوبه و حسن" معروف بود. یا همین آقای احسان نراقی جزو کسانی بود که در لیست اعدام‌ها بود و ما پس از اطلاع تلاش‌های زیادی کردیم که مانع شویم و درمورد خیلی‌های دیگر هم پی‌گیر بودیم که البته متاسفانه کار از کار گذشته بود. آن‌ها حکم امام را دست‌آویز قرار دادند و به جای مجازات مجرمان واقعی دست به یک تسویه حساب گسترده زدند که بسیاری از آنها مشمول حکم امام نمی‌شدند.
بنده می‌خوام بگویم حکم امام تنها بهانه بود برای برخی از این آقایان. آقایی که در آن هیات بود و من اسم نمی‌برم اصلا خط‌مشی‌شان همین بود که مخالف را باید حذف کرد. آن زمان با همین خط‌مشی و تفکر عمل کرد و پس از آن هم در جاهای دیگر همین را پی گرفت. تفکر آن‌ها بر حذف مخالف است(۲). به هر صورت این‌ها با فردی که در آن زمان مسول زندان اوین بود، شروع به تسویه حساب و اعدام‌هایی کردندکه اصلا در جهت منافع نظام نبود و وقتی مسولان باخبر شدند سریع جلوی آن را گرفتند.
این‌جا باید نکته‌ای را اشاره کنم که مربوط به نقش بنده است. حقیقت این است که نه بنده نه هیچ کدام از سران وقت قوا از این ماجرا خبر نداشتند. در جلسه‌ای که با سران سه قوه در همان زمان داشتم، کسی نبود در آن جلسه که با این کار موافق باشد. خاطرم هست حتی آقای خامنه‌ای در همان جلسه ابراز کردند که «این اعدام‌ها مثل قیری است که بر سر نظام می‌ریزد و همه را سیاه می‌کند». این موضع ایشان بود. حالا درست است که الان ایشان مخالف بنده هستند و در دو موضع متفاوت قرار داریم ولی دلیل نمی‌شود که بخواهم دروغ بگویم و حقیقت تاریخی را برای استفاه و نفع شخصی وارونه کنم تا چهره مخالف خود را سیاه جلوه بدهم. واقعیت این است که ایشان هم مخالف بود. اگر این جلسه نبود شاید ابعاد واقعه از این هم وحشت‌ناک‌تر می‌شد.»
اگر این خبر صحت داشته باشد، هیاهوی زیادی علیه میرحسین موسوی در داخل و به نفع میرحسین در خارج به راه خواهد افتاد. باید منتظر واکنش نزدیکان میرحسین در این باره ماند. حیف که سید سبز ما در بند مزدوران سلطان خامنه ای در بند است تا خودش درباره این سخنان حرف بزند!

۱۳۹۰ مرداد ۵, چهارشنبه

عکسی منتشر نشده از حماسه خس و خاشاک!

در بیست و هشتمین روز خرداد ماه سال 1388 مردم تهران حماسه ای خلق کردند که در تاریخ ایران به عنوان حماسه خس و خاشاک لقب گرفته است. این عکس، تصویری از آن روز است که برای نخستین بار منتشر می شود. البته ناشر آن من نیستم، اما این عکس سخنها دارد با من و تویی که حالا برای گرد آوردن دوباره چنین جمعیتی راه دشواری در پیش داریم! یاد آن روز بزرگ بخیر! آیا چنین روزی دوباره تکرار می شود؟



۱۳۹۰ مرداد ۴, سه‌شنبه

احمد قابل از خامنه ای طلب عفو عمومی کرد!

داشتم مصاحبه احمد قابل با وب سایت العربیه را می خواندم و از این پیشنهاد او شوکه شدم. او در این مصاحبه بطور خیلی آشکاری از سلطان خامنه ای طلب عفو عمومی می کند و می گوید: « حاکمیت می تواند از راه های دیگری شروط اصلاح طلبان و معترضان جنبش سبز را محقق کند بدون این که متهم به عقب نشینی شود و بخواهد احساس ضعف بکند. مثلا در قانون اساسی حقی داریم که در اختیار رهبری قرار گرفته و آن بحث "عفو عمومی" است. متاسفانه با وجود مرور 32 سال از انقلاب، هنوز از این حق که حق مردم نیز هست استفاده نشده. می بینید کسانی که اتهاماتی در اوایل انقلاب داشتند، با وجود مرور 32 سال هنوز امنیتی برای بازگشت به کشور خود ندارند. ضمن این که ممکن است بسیاری از این اتهامات واهی باشد اما دستگاه قضایی تا زمانی که مجوز حقوقی و قانونی برای منتفی کردن این اتهامات و مختومه کردن پرونده ها نداشته باشد، این پرونده ها همچنان باز می ماند و خیلی ها متضرر می شوند. اما اگر اعلام "عفو عمومی" شود، بسیاری از این پرونده ها خود به خود مختومه و احکام صادر شده برای همیشه منتفی می شود. این اقدام می تواند آثاری داشته باشد که بسیاری از خواسته های معترضان را برآورده می کند. »
او ادامه می دهد: « مثلا در آستانه انتخابات هنگامی که سوابق سیاسی همه افراد "صفر" شود، طبیعتا زمینه رد صلاحیت هایی که شورای نگهبان تحت عنوان نظارت استصوابی انجام می دهد، خود به خود منتفی می شود. بدین ترتیب بدون این که بخواهند لغو نظارت استصوابی را اعلام کنند، عملا به همان خواسته از طریق عفو عمومی می توان رسید. یا این که همه زندانیان سیاسی خود به خود آزاد خواهند شد، چون بناست اجرای احکام متوقف شود. »
قابل که باید بزودی خودش را به زندان وکیل آباد مشهد معرفی کند در ادامه گفته است: « اگر الآن معترضان می گویند یکی از شرایط آن ها آزادی زندانیان سیاسی از جمله آقایان موسوی و کروبی هست، خب این آزادی دیگر تحت عنوان پذیرش خواست معترضان صورت نمی گیرد. بلکه دیگر تحت عنوان "عفو عمومی" این اقدام صورت خواهد گرفت و تلقی عمومی این خواهد بود که رهبر از موضع قدرت این دستور را داده است. لذا دیگر به حاکمیت این احساس دست نخواهد داد که از موضع ضعف و با عقب نشینی دست به چنین اقدامی زده است. ضمن این که در این چارچوب خواسته های معترضان نیز تحقق پیدا می کند که در اصطلاحات سیاسی امروز به آن "بازی برد برد" می گویند. در صورتی که اگر این عفو عمومی اعلام نشود و بخواهند زندانی ها رو آزاد کنند، شاید حاکمیت احساس باخت کند. پس بهتر این هست از این حقی که در قانون اساسی مد نظر قرار گرفته شده استفاده شود. »
قابل در این مصاحبه همچنین درباره شرایط شرکت اصلاح طلبان در انتخابات گفته است: « مجموعه شروطی که از جانب اصلاح طلبان مطرح شده عبارت است از این که باید تضمین عملی برای این که افراد در صورت حضور در صحنه رد صلاحیت نشوند وجود داشته باشد، رای مردم خوانده شود و رخداد سال 88 تکرار نشود، ابراز شده که به هیچ عنوان نه به دستگاه اجرایی و نه به دستگاه نظارتی یعنی شورای نگهبان اعتماد ندارند و آن ها را بی طرف نمی دانند و انتخابات باید زیر نظر نهادهای بی طرف برگزار شود و زندانیان سیاسی آزاد شوند. »
به گفته این دین پژوه اصلاح طلب که از شاگردان مرحوم آیت الله منتظری است: « طبیعتا فراهم شدن این شروط نیازمند تغییراتی گسترده است. قوانین انتخاباتی باید تغییر کند. این قانونی که اخیرا تصویب شده مبنی بر این که نمایندگان مجلس را حتی پس از رای آوردن و تایید اعتبارنامه می توان حذف کرد، باید لغو شود. طبیعتا اینها همه اجزاء باورهای کلی است که آقای خاتمی و سایر اصلاح طلبان همچون آقایان موسوی و کروبی پیش از حصر بیان کردند. فکر نمی کنم بدون تامین این ها بتوان انتخاب را انتخاب شمرد. همه این ها فرع این است که انتخابی وجود داشته باشد. اگر صحنه کشور تبدیل به تنها یک نمایش انتخاباتی شود مطمئن باشید دستکم چهره های برجسته اصلاح طلبان در انتخابات شرکت نخواهند کرد و برای این تصمیم هیچ دغدغه ای هم نخواهند داشت. زیرا مجموعه رفتار حاکمیت در انتخابات گذشته و بعد هم رفتارهای پس از آن به گونه ای بود که هیچ حجتی بر طیف حاکم علیه معترضان باقی نگذاشت تا بتوانند به خاطر شرکت نکردن در انتخابات آن ها را متهم کنند. بلکه تمام اتهامات متوجه طیف حاکم است که چیزی به نام انتخاب در کشور باقی نگذاشته و پدیده انتخابات را تبدیل به انتصابات کرده. طبیعی است هیچ اصلاح طلبی حاضر نیست انتصابات را انتخابات بنامد و در آن شرکت کند.  »
با خواندن این حرفها فکر می کنم یکی دیگر از علامتهای اصلاح طلبان برای سلطان خامنه ای ارسال شده است. درخواست عفو عمومی توسط قابل از خامنه ای در حالی صورت می گیرد که هنوز دهها تن از مخالفان نظام در زندان بسر می برند و عاملان و آمران کشته شدن بیش از 70 نفر از کشته شدگان حوادث پس از انتخابات روشن نشده اشت!

مرگ مشکوک یک فوتبالیست جوان/ رکورد دار روپایی با توپ در ایران درگذشت!

اکبر دانشوری آقای گل رده سنی فوتبال جوانان در ایران که رکورد ضربات روپایی با توپ را در ایران هم داشت، روز گذشته در یک حادثه مشکوک در بیمارستان لقمان الدوله تهران جان باخت!
دانشوری با زدن یازده هزار ضربه روپایی در این زمینه در ایران استثناء بود!
او که علاوه بر این مهاجم تیم فوتبال آبفای تهران هم بود، تنها 23 سال داشت و بسیاری او را پدیده آینده فوتبال ایران می دانستند.
برخی خبرگزاریهای ایران نوشته اند مرگ او ناشی از تشنج ناگهانی در خیابان و برخورد با جدول کنار خیابان و انتقال دیرهنگام او به بیمارستان جان او را گرفت.
با درگذشت مشکوک وی تعداد قربانیان ورزش ایران در 10 روز گذشته به هفت نفر رسید!

۱۳۹۰ مرداد ۳, دوشنبه

خبر خوب: پگاه آهنگرانی آزاد شد!

الان صفحه فیس بوک شبکه تلویزیونی العربیه خبر از آزادی پگاه آهنگرانی داده است.
این خبر در حالی منتشر می شود که محسنی اژه ای دادستان کشور هم صبح امروز از آزادی قریب الوقوع پگاه آهنگرانی و مرضیه وفا مهر به قید وثیقه خبر داده بود!

شمس الواعظین خطاب به روزنامه نگاران ایرانی: ما سپر بلای شهروندان شده ایم

این پیام توسط یک شخص مطمئن از سوی شمس الواعظین روزنامه نگار نامی ایران که برای گذراندن دوران محکومیتش توسط نظام استبدادی سلطان خامنه ای به زودی راهی در زندان می شود، در اختیار من قرار گرفته است. شمس از همه همکارانش خواسته تا این پیام را به هر طریق ممکن منتشر کنند و من به سهم خودم آن را در این جا منتشر می کنم:

به همه همکارانم درهر کجای گیتی سلام می کنم و درود می فرستم

من برای مدتی در میان شما نخواهم بود، قرار است برای اجرای حکم ظالمانه زندان به زودی خود را به اوین معرفی کنم. این کمترین چیزی است که به گمان من برای حفظ استقلال روزنامه نگاران و حفظ موقعیت حرفه ای روزنامه نویسی در کشور باید به عنوان هزینه پرداخت کنیم.
طی 10 سال اخیر این پنجمین بار است که به زندان می روم به اتهام حرف زدن و نه چیز دیگر.
وقتی در یک سرزمین حرف زدن جرم تلقی می شود، معنای آن این است که اندیشیدن و فکر کردن نیز ضوابطی دارد البته از دیدگاه کسانی که برای حرف زدن شهروندان و روزنامه نگاران محدودیت ایجاد می کنند. ما روزنامه نگاران باید خود را سپر بلای شهروندان بکنیم تا در تمامی امور از حق آزادی بیان برخوردار باشند. به زندان افکندن مدافعان آزادی بیان و اندیشه آخرین رفتاری است که در قرن بیست و یکم به نام پاره ای از کشور ها از جمله ایران ثبت شده است اما خرسندی من این است که این شیوه رفتار حکومت های یاد شده آخرین مقاومت های خود را تجربه می کند.
من به همه همکاران گرامی ام به ویژه روزنامه نگارانی که در سایه این محدودیت ها و انبوده مشکلات در درون کشور مشغول فعالیت هستند این امید را می دهم که نابسامانی های موجود رو به پایان است حتی اگر بهای این ماجرا سنگین باشد.
به همه همکارانمان مجددا درود می فرستم و به آنها توصیه می کنم که با نگاهی سرشار از امید به آینده به فعالیت های خود ادامه دهند و از موانع موجود نهراسند.

خبرگزاری فارس داریوش رضایی نژاد را محقق کلیدهای چاشنی سلاح هسته ای معرفی کرد!

درست یک روز پس از آنکه حیدر مصلحی وزیر اطلاعات دولت کودتا هرگونه ارتباط داریوش رضایی نژاد با برنامه هسته ای ایران را رد کرد، خبرگزاری امنیتی فارس طی خبری اعلام کرد که رضایی نژاد محقق کلیدهای چاشنی سلاح هسته ای بوده است.
به نوشته این خبرگزاری امنیتی «رضایی‌نژاد از جمله محققانی بود که در طی چند ماه اخیر بر ساخت کلیدهای قطع و وصل االکتریکی متمرکز شده بود.»
به نوشته این خبرگزاری «چنین فعالیتی با توجه به کاربرد کلیدهای فوق در فعال کردن چاشنی‌های سلاح هسته‌ای و موشکی سبب قرار گرفتن رضایی در لیست ترور دستگاه‌های اطلاعاتی غرب شده است.»
«فارس» در عین حال افزوده که «این کلید‌ها در بسیاری از صنایع نظامی و غیرنظامی کاربرد دارد و به هیچ عنوان مدرکی در خصوص در جریان بودن این پروژه در قالب یک برنامه تسلیحاتی هسته‌ای وجود ندارد.»
این خبرگزاری همچنین از ادامه جریان ترور دانشمندان و نخبگان مرتبط با پروژه های تسلیحاتی و هسته ای ایران در آینده خبر داده و نوشته: « «با توجه به عبور ایران از نقطه غیرقابل بازگشت در فناوری غنی سازی٬ نوک پیکان حملات تروریستی تمام دانشمندان دفاعی ایران را در بر خواهد گرفت.»
به نوشته خبرگزاری فارس «تمام کسانی که به هر عنوانی فعالیت آن‌ها ظن به کار گیری در یک برنامه تسلیحاتی را از سوی دستگاه‌های اطلاعاتی غرب و اسراییل را برانگیزد، در لیست ترور قرار خواهند گرفت.»

۱۳۹۰ مرداد ۲, یکشنبه

ترور داریوش رضایی نژاد، مشکوک تر از آن است که ما فکر می کنیم!

کافی است نام داریوش رضایی نژاد را در فیس بوک جستجو کنید تا متوجه شوید، چقدر ترور او مشکوک است! دوستان رضایی نژاد همگی از طرفداران برنامه پارازیت صدای آمریکا هستند و علاقه مندی هایشان خیلی به علاقه مندی های  طرفداران جنبش سبز نزدیک است. همین انگیزه باعث شد تا سراغ یکی از دوستانش در صفحه فیس بوک بروم و از او سئوالاتی را درباره این دانشجوی ترور شده بپرسم. گرچه به این دوست نادیده که از نزدیکترین دوستان داریوش رضایی نژاد است قول داده ام که متن گفتگوی فیس بوکی مان را منتشر نکنم، اما دست کم توانستم وی را راضی بکنم که در اینجا و نه رسانه های دیگر، بنویسم که داریوش رضایی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری دور دهم به میرحسین موسوی رای داده بود و از منتقدان سر سخت حوادث پس از انتخابات بود و چندان میانه ای با نیروهای افراطی حامی خامنه ای نداشت!
همه اینها یک طرف، این موضوع هم یک طرف که ساعاتی پس از ادعای خبرگزاری فارس مبنی بر همکاری وی با وزارت دفاع، معاون وزارت علوم دولت کودتا در گفت و گو با مهر ارتباط سازمان یافته این دانشجوی دانشگاه خواجه نصیر با وزارت دفاع را رد کرده است.
ضمن اینکه بنا به ادعای دوست داریوش رضایی نژاد، او قرار بود بزودی راهی آلمان شود. این موضوع را معاون وزیر علوم دولت کودتا در گفتگو با خبرگزاری مهر تائید کرده و گفته « قرار بود که وی بخشی از کار عملی اش را در آلمان بگذراند. » ( نقل به مضمون )
اینجا عکسی از این دانشجوی بیگناه می گذارم که به همراه همسر و تنها دخترش است. ظاهر این خانواده به هیچ وجه با نیروهای امنیتی سلطان خامنه ای همخوانی ندارد!

لیست مورد حمایت مصباح یزدی و خامنه ای در انتخابات مجلس نهم لو رفت!

وب سایت میهن در مطلبی تحت عنوان «تندروترین فهرست انتخاباتی کیهان و مصباح » از نامهایی نظیر علیرضا پناهیان، مهدی طائب، سعید قاسمی، سعید حدادیان و حسین یکتا که جملگی منبری ها و مداحان و سپاهیان تندرو و به «عماریون» معروفند، به عنوان اصلی ترین فهرست انتخاباتی خامنه ای و مصباح یزدی برای انتخابات مجلس نهم نام برده است!
به نوشته این وب سایت بخش دیگری از اعضای جبهه پایداری. وزرای برکنار شده دولت احمدی نژاد معروف به وزرای رهبری هستند مانند صفار هرندی، پرویز فتاح ،محسنی اژه ای، لنکرانی، محصولی و البته الهام که هم به عنوان بخش دیگری از منتصبان سلطان خامنه ای برای مجلس بعدی نام برده است.
همچنین بخش سوم نیروهای تندرو مجلس مانند حمید رسایی، مرتضی آقا تهرانی، سرتیپ محمد کوثری، روح الله حسینیان و علی اصغر زارعی هستند، هم به دستور خامنه ای و مصباح برای ورود به مجلس آماده می شوند.
به نوشت این وب سایت رهبری این جبهه پایداری در سطح عالی با آِیت الله مصباح یزدی و آیت الله عزیز خوشوقت است که هر دو بسیار به آیت الله خامنه ای نزدیک اند. به نظر می رسد با توجه به نظارت عالی مصباح یزدی و عزیز خوشوقت بر این طیف و نیز با توجه به عضویت بسیاری از منصوبان رهبری در این گروه و حمایت کیهان، این طیف به رهبری نزدیکتر باشد و در روزهای آتی این جریان درصدد اعمال فشار رسانه ای برای سهم گیری بیشتر در فهرست های انتخاباتی اصولگرایان برآید. در همین چارچوب سرتیپ پاسدار صفار هرندی سردبیر سابق کیهان و مشاور کنونی فرمانده کل سپاه این طیف را ” اصولگرایی نوین” خوانده و گفته است این طیف برگفتمان اجتماعی تکیه دارد در حالی که راست سنتی بر نگاه افراطی سیاسی اصرار دارد و فاقد گفتمان سیاسی و ادبیات نوین است.
این خبر البته برای کسانی که می خواهند بر تنور انتخابات بدمند باید قابل توجه باشد که به نام حمایت از « نهاد انتخابات » می خواهند چه کسانی را راهی مجلس کنند!

بخند بهاره که خنده هایت مرگ خامنه ای است!

بخند بهاره که لبخند تو مرگ ظلمت و ظلمات است. بخند بهاره که لبخند تو همه آواری است که بر سر بازجوهایت فرو می ریزد. بر سر دیکتاتورهای بد قامت زمانه! بخند بهاره که لبخند تو مرگ همه ساعتهای بازجویی است! مرگ خامنه ای است!

۱۳۹۰ تیر ۳۱, جمعه

پخش فیلم سکسی در یکی از مساجد تهران در حین وعظ و قرآن خوانی یک روحانی!

خواندن بعضی از خبرها بیشتر آدم را به فکر فرو می برد تا اینکه او را شوکه کند. مثل خبر پخش فیلم سوپر در مراسم ختم یک بانوی جان باخته در مسجدی در تهران! آنهم در حالی که یک روحانی مشغول موعظه خانواده عزادار بوده است!
ماجرا از این قرار بوده که هنگام سخنرانی و وعظ یک روحانی و ختم قرآن در حین برگزاری مراسم ختم یك خانم مسن، حدود ده دقیقه فیلمی سکسی ر وی پرده سالن به نمایش در می آید.
ظاهراًمسئول صوتی و تصویری در حال تماشای فیلمی سکسی بر روی دستگاه خود بوده، غافل از این كه خروجی دستگاه وی به ویدئو پروژكشن سالن ختم هم متصل بوده و همزمان فیلم بدون صدا روی پرده پشت سخنران در حال نمایش بوده است.
بامزه اینجاست که موضوع با واكنش سریع مردان حاضر در سالن مواجه نمی‌شود و صاحبان عزا هم كه در خارج سالن برای خوشامدگویی ایستاده بودند، بعد از دقایقی از طریق خانمهای مجلس از موضوع مطلع می‌‌شوند و تا پیدا كردن مسوولان مسجد و رفتن به اتاق مسوول صوتی و تصویری و قطع پخش فیلم، حدود ده دقیقه طول می‌كشد كه موجب عصبانیت صاحبان عزا می‌شود.
آنچه باعث می شود تا با خواندن این خبر آدمی به فکر فرو برود این سئوال کلیشه ای است که چطور در جامعه ای که حکومتش این همه بر بگیر و ببند و جداسازی زن و مرد و پیاده کردن احکام اسلامی به شیوه 1400 سال پیش اصرار دارد، این اتفاق رخ می دهد؟ آیا این اتفاق نشان دهنده بلا اثر بودن این همه سختگیری و این همه اصرار بر دخالت در زندگی عادی مردم نیست؟ آیا این اتفاق نشان دهنده مشک دار و مسئله دار بودن مدعیان دین در این سرزمین نیست؟
پ.ن : سایتهای اصولگرا این خبر را پاستوریزه شده منتشر کرده اند:
http://www.ayandenews.com/news/33249

پارسا کشته شد! پارسا را مادرش کشت!

پارسا کشته شد به همین راحتی! پارسا را نه قاتلان بالفطره حرفه ای که مادرش کشت که برایش شهوت و درغلطیدن با مرد مورد علاقه اش مهمتر از حیات پارسا بود. پارسا را مادرش کشت و من و تویی که در برابر این همه کودک آزاری و پاشیده شدن بذر خشونت ساکتیم.

پدر بزرگش می گوید: بیمارستان جنازه را تحویلمان نمی داد چون پول نداشتیم!
پدر بزرگش می گوید: جسد پارسا را به پزشکی قانونی داده اند تا ببینند مادرش او را چگونه کتک زده است که مرگ مغزی شده!
مادرش می گوید: پارسا را من نکشتم! فاسقم کشت!
پارسا مرد! به همان راحتی که باربد مرد! به همان راحتی که نمایندگان نامحترم مجلس سلطان خامنه ای از تصویب قانون منع کودک آزاری خودداری می کنند! به همان راحتی که آدمها را در برابر چشمان مردم مشتاق! اعدام می کنند! به همان راحتی که مادرش را فردا آزاد می کنند! چون می تواند به هر کوفتی که شده وثیقه و ودیعه و دیه جور کند! به همین راحتی که تو این خبر را می خوانی و از کنارش می گذری!
پارسا کشته شد! پارسا را مادرش کشت!
روزی که پارسا مرد ، خبرگزاریها نوشتند« كودك چهارساله‌اي كه قرباني كودك‌آزاري مادر و مرد مورد علاقه‌اش شده بود، به علت " خونريزيي مغزي " مرد! »
به همین راحتی!

من به شخصه بابت اعتراف سلطان خامنه ای به رذالت خود و نمایندگان منتصبش سپاسگزارم!

روح الله حسینیان که روحانی افراطی و از مهره های معروف سلطان خامنه ای است در اظهار نظری تازه به نقل از سلطان خامنه ای گفته است که وی نمایندگان مجلس را بابت « دو دو کردن » هایشان در ماجرای رای اعتماد به وزیر پیشنهادی ورزش، رذل خوانده و گفته است: « در این ماجرا مجلس رذالت نشان داد! »
ضمن تشکر از سید علی خامنه ای بابت اعتراف به « رذل بودن نمایندگان منتصب خودش » باید از سلطان  حکومت سلطنتی ولایت فقیه پرسید « آیا کسی که مهر وکیل الدوله ای نمایندگان مجلس هفتم و هشتم را امضاء کرده خود جنابعالی نبوده اید؟ آیا این وکیل الدوله ها بدون اجازه شما آب هم می خورند؟ آیا رذالت نمایندگان منتصب جنابعالی، نشانه ای از رذالت جنابعالی به عنوان ناصب آنها در مجلس ، محسوب نمی شود؟ »
سلطان خامنه ای حتمن می دانسته که نمی شود کسی به رذالت فردی اعتراف کند و ناصب اصلی را رذل نداند!
من به شخصه بابت این اعتراف ساده سلطان خامنه ای از او تشکر می کنم که خودش بالاخره پی به رذالت خود و نمایندگان منتصبش برد!

عکسی از دست نوشته رئیس جمهور واقعی ایران

این عکس دستخطی است از میرحسین موسوی! هنرمندی که هنرمندانه در برابر استبداد دینی سلطان خامنه ای ایستاد و از عهدی که با ما بسط ذره ای عقب ننشست!
نمی دانم می توانم این متن زیبا را شعر بنامم یا نه اما هر چه هست خطی خوش است و نوشته ای پر معنا!

۱۳۹۰ تیر ۳۰, پنجشنبه

برای ما که دلتنگ میرحسین هستیم این کلیپ ساده یک تسکین است!

این کلیپ ساده را باید دید. باید دید تا یادمان باشد مردی همچنان به پای عهد و پیمانش با مردم ایستاده است. مردی که نامش میرحسین موسوی است. مردی که به ما درس شرافت و پایمردی داد.


۱۳۹۰ تیر ۲۹, چهارشنبه

دیدار سید محمد خاتمی از خانواده میرحسین موسوی و زهرا رهنورد

باید به سید محمد خاتمی بابت تغییر رویه اش تبریک گفت و از رویکرد جدید او استقبال کرد. اینکه امروز سید محمد خاتمی از خانواده زهرا رهنورد و میرحسین موسوی دیدار می کند، اتفاق کمی نیست که بشود آنرا نادیده گرفت.
درباره این دیدار سایت کلمه نوشته است «سید محمد خاتمی روز شنبه و در آستانه نیمه‌ی شعبان و سالروز میلاد امام زمان (عج) با حضور در خانه‌ی پدر و مادر دکتر رهنورد، ضمن دلجویی از احترام‌ السادات نواب‌صفوی مادر این زندانی سیاسی، پدر پیر و بیمار زهرا رهنورد را نیز مورد عیادت قرار داد. در این دیدار که با حضور فرزندان میرحسین موسوی و زهرا رهنورد انجام شد،  فرزندان میرحسین موسوی در پاسخ به  ابراز نگرانی  و سوالات سید محمد خاتمی  درباره وضعیت خانواده و آنچه در پنج ماه گذشته بر آنان گذشته، آخرین وضعیت و شرایط پدر و مادرشان و فشارهای وارده بر  خانواده در این مدت  را توضیح دادند.

آنها با تایید مواردی که در مصاحبه‌ی چندی قبل با مادر زهرا رهنورد مطرح شده بود، از جمله دلنگرانی‌های موجود درباره‌ی وضعیت جسمی موسوی و رهنورد و نیز رفتارهای ناشایست و تهدیدهای ماموران علیه خانواده، به مسائل دیگری در همین زمینه اشاره کردند؛ از جمله محدودیت‌های شدید در ارتباطات مهندس موسوی و دکتر رهنورد با خانواده، انگشت‌شمار بودن تماس‌های تلفنی و ملاقات‌ها که همین تعداد اندک نیز در حضور ماموران امنیتی زن و مرد و تحت نظارت دوربین‌های آنها بوده است.
دختران مهندس موسوی و دکتر رهنورد، همچینین با تاکید بر غیر قانونی بودن حبس و حصر پدر و مادرشان افزودند آنها از حقوق قانونی و متعارف اکثر زندانیان  سیاسی از جمله ملاقات و دسترسی منظم به تلفن نیز بهره‌مند نیستند و این وضعیت موجب نگرانی مضاعف خانواده شده است.
در ادامه‌ی این دیدار، خانم نواب صفوی نیز ضمن تشکر ازحضور سید محمد خاتمی در جمع این خانواده، از تکرار این دیدار در آینده استقبال نمود.

۱۳۹۰ تیر ۲۸, سه‌شنبه

یک سرباز بی گناه در اثر شکنجه در پادگان از هر دو پا فلج شد

متعجبم که چرا خبری به این مهمی مورد توجه اهالی رسانه قرار نگرفته است. خبر فلج شدن سربازی پادگان بر اثر تحمل شکنجه و حبس و انفرادی.
در این باره وب سایت دیگربان به نقل از سایت رویش نیوز نوشته یک سرباز وظیفه در زاهدان بر اثر «تنبیه فیزیکی»٬ «۹۶ ساعت تحمل سلول انفرادی» و «انجام کار‌های سنگین» در پادگان محل خدمتش، فلج شده است.


این سایت گزارش کرده که فرزاد فتاحی ناغانی سرباز وظیفه‌ای است که در سال ۱۳۸۸ به خاطر ۷۵ روز غیبت٬ در پادگان محل خدمتش مورد شکنجه قرار گرفته و «فلج» شده است.
کمیسیون پزشکی و پزشکی قانونی اعلام کرده که «قصور مسئولین نظامی پادگان مربوطه» منجر به فلج شدن این سرباز شده است.
آن‌طور که این سایت گزارش کرده است پدر و مادر این سرباز «بعد از گذشت بیش از یک سال و هفت ماه از آن سهل انگاری هر روز ضعیف‌تر از دیروز به تر و خشک نمودن فرزند ۲۱ ساله‌شان می‌پردازند.»
بعد از خانه نشین شدن فرزاد «نه تنها بیمه‌اش قطع شده بلکه کمک مالی و حق نگهداری از وی» هم قطع شده و دیه‌ای نیز به خانواده‌اش پرداخت نشده است.
این سایت اضافه کرده که مقام‌های مسئول با تهدید، از پدر این سرباز خواسته‌اند از پیگیری این پرونده خودداری کند.
آن‌طور که پدر فرزاد فتاحی ناغانی گفته است: «بجای اینکه فرد مسئول در این حادثه را مجازات کنند، به او ترفیع نیز داده‌اند.»

۱۳۹۰ تیر ۲۷, دوشنبه

همزمان با سالگرد فاجعه کهریزک، مرتضوی از حکم برائت خود خبر داد

در نظام ولایت مدار سلطان خامنه ای جایی برای عرضه اندام عدالت وجود ندارد. نمونه آخر این مدعا اظهارات اخیر سعید مرتضوی است که حکم منع تعقیب دادگاه کهریزک را اعلام برائت خود دانسته است. من خوب به یاد دارم ایامی را که در اثر رسوایی فاجعه کهریزک همین قاضی برکشیده سلطان خامنه ای که روزگاری از او تحت عنوان ذوالفقار علی یاد می شد چطور از خبرنگاران التماس می کرد که خبر تکذیبه هایش را منتشر کنند.
حالا اما ظاهراَ به واسطه چراغ سبز سلطان خامنه ای جلاد سابق مطبوعات و آزادی بیان دوباره فضا را برای بازگشتن به حرفه سابق مناسب دیده است و در یاداشتی در خبرگزاری امنیتی فارس از تبرئه خود خبر داده است.
مرتضوی همزمان با سالگرد فاجعه کهریزک طی یادداشتی در خبرگزاری فارس ضمن اشاره به حکم صادر شده از سوی دادسرای کارکنان دولت در ارتباط با شکایت خانواده سه تن از کشته شدگان بازداشتگاه کهریزک، حکم منع تعقیب قضات پرونده را "لازم الاجرا" دانسته و آن را به منزله "حکم برائت" خود و دو قاضی دیگر این پرونده دانسته است.
این ادعا در حالی از سوی مرتضوی مطرح می شود که در گزارشی که در ۲۰ دی ۱۳۸۹ در مجلس قرائت شد مرتضوی به عنوان آمر اصلی آن فاجعه معرفی شد.
البته از حکم برائت امثال مرتضوی در نظام سلطانی خامنه ای نباید خیلی تعجب کرد. در این نظام اراذل و اوباش واقعی همواره قدر می بینند و جانیان حقیقی ارج و منزلت می یابند!

شکنجه روحی روانی هفت وبنگار بی گناه ایرانی در زندان اوین و سکوت آزاردهنده ما!

بیشتر از یک سال است که سرنوشت هفت وب نگار ایرانی در هاله ای از ابهام قرار دارد و سکوت ما وبلاگ نویسان دردی است آزار دهنده! ايمان مسجدی ، امير لطيفی ، محمدرضا گلی زاده ، لادن مستوفی مآب ، هانيه صانع فرشی، حجت نيکويی و سپهر ابراهيمی سال قبل در روزهای ٢٧ و ٢٨ تيرماه ١٣٨٩ از سوی ماموران وزارت اطلاعات در شهرهای مختلف ايران بازداشت شدند و اين دانشجويان جوان که بين ١٩ تا ٢٧ سال سن دارند، به " توهين به مقدسات ، تبليغ عليه نظام، اقدام عليه نظام ، سب النبی ، محاربه و ...." متهم شده‌اند. اتهاماتی که بنا به گفته گزارشگران بدون مرز و بر اساس قانون مجازات اسلامی می‌توانند به صدور احکام سنگين و به ويژه اعدام عليه آنها منجر شوند.
درباره این هفت نفر سازمان گزارشگران بدون مرز می نویسد« آنها در تاريخ ٢٧ فروردين در شعبه ٢٨ دادگاه انقلاب اسلامی تهران محاکمه شدند. وکلا و خانواده‌های آنها اخيرا از آرای صادره عليه انها مطلع شده‌اند، با آنکه خوشبختانه طرح دو اتهام سنگين "سب النبی ، محاربه" عليه آنها منتفی شده است، اما اين جوانان به احکامی ناعادلانه و سنگين محکوم شده‌اند. ايمان مسجدی و سپهر ابراهيمی هر کدام به هشت سال زندان، محمدرضا گلی‌زاده، هانيه صاتع فرشی، به هفت سال زندان، حجت نيکويی و لادن مستوفی مآب به پنج سال زندان و امير لطيفی به هفت سال زندان و ٧٤ صربه شلاق محکوم شده‌اند.
«اين افراد پس از بازداشت تا چندين ماه در سلول‌های انفرادی نگاهداری شده و از سوی بازجويان وزارت اطلاعات برای اعتراف به عضويت در شبکه‌های "ضد اديان و کفارآميز" تحت فشار قرار گرفته و مجبور به اعتراف شده‌اند. متاسفانه اين اعترافات فاقد اعتبار قانونی از سوی بازجويان عليه آنها و در تائيد اتهامات وارده مورد استفاده قرار گرفته است. لازم به يادآوری است که در همه‌ی مدت بازداشت اين افراد اجازه ملاقات با خانواده و يا وکلای خود را نداشته‌اند. »
يک سال پس از دستگيری ،شرايط بازداشت اين وب‌نگاران بسيار نگران گننده است. در حالی از نظر جسمی و روحی به شدت ضعيف و بيمار هستند: لادن مستوفی مآب و هانيه صانع فرشی در بند متادون زندان اوين، محمدرضا گلی‌زاده و ايمان مسجدی در بند ٣٥٠ زندان اوين، حجت نيکويی، سپهر ابراهيمی و امير لطيفی در زندان مخوف رجايی شهر و در بند زندانيان عادی زندانی هستند . اين زندان به دليل موارد متعدد قتل، تجاوز و شکنجه يکی از خطرناکترين زندان‌های ايران است. برخی از اين زندانيان از سوی زندانيان عادی مورد حمله قرار گرفته و زخمی شده اند.
در ايران زندانيان از حقوق اوليه خود بهرمند نيستند و به ويژه از درمان پزشکی محروم هستند. وب‌نگار زندانی حسين رونقی ملکی از جمله اين زندانيان است، وی در تاريخ ١١ مهرماه ١٣٨٩ از سوی شعبه ٢٦ دادگاه انقلاب تهران به ١٥ سال زندان محکوم شد. اين وب‌نگار بيش از سيصد روز را در سلول انفرادی بسر برده است. حسين رونقی ملکی به شدت بيمار است، عليرغم عمل جراحی بر روی کليه و نياز به مراقبت‌های پزشکی ويژه، مقامات قضايی و بازجويان وزارت اطلاعات از دادن مرخصی به وی که حق قانونی همه زندانيان است ممانعت می‌کنند.
سکوت ما مدعیان وب نگاری در برابر رفتار خصمانه نظام سلطانی سلطان خامنه ای خیانت و اجحافی بزرگ به آنها و آینده خودمان است. نباید در این باره دچار روزمرگی و فراموشی شویم!

۱۳۹۰ تیر ۲۶, یکشنبه

تلفات سنگین نیروهای نظامی جمهوری اسلامی و پژاک در درگیریهای شنبه شب!

در سکوت خبری رسانه های داخلی، وب سایت العربیه خبر از درگیری شدید میان نیروهای کرد افراطی با نیروهای نظامی جمهوری اسلامی داده است و نوشته: « نیمه شب شنبه 25 تیرماه منطقه مرزی میان ایران و عراق شاهد درگیری های خونبار میان نیروهای گروه مسلح کرد حزب حیات کردستان "پژاک" و نیروهای نظامی جمهوری اسلامی ایران بود که به وقوع تلفات میان دو طرف درگیری انجامید. »
از سوی دیگر شیرزاد کمانگر سخنگوی پژاک یکشنبه در گفت و گو با "خبرگزاری فرانسه" اظهار داشت: "درگیری های خونین نیمه شب گذشته میان نیروهای حزب ما و ارتش ایران در گرفت که به زخمی شدن شماری از افراد ما و کشته و زخمی شدن ده ها نفر از نیروهای ارتش ایران انجامید."
به گفته  سخنگوی پژاک "همزان با درگیری ها ارتش ایران از آتش توپخانه بهره می برد که از ده ساعت گذشته تا کنون ادامه دارد."
محل وقوع درگیری به گفته این مسئول در حزب پژاک حومه منطقه پنجوین واقع در 50 کیلومتری شهر سلیمانه کردستان عراق است.
البته هنوز معلوم نشده است که چند نفر در این درگیری کشته شده است، اما با این نحوه پوشش خبر به نظر میزان تلفات هر دو طرف سنگین بوده است!

آنکه باد می کارد، طوفان درو می کند: یک روحانی دیگر به ضرب چاقو از پای درآمد

کسی که باد می کارد نباید از درو کردن طوفان فغان و هوار کند. اینکه خبرگزاری فارس خبر از وخامت حال یک روحانی پس از درگیری در بلوار پروین تهرانپارس می دهد، نشانه ای از طوفانی است که در راه است. طوفانی که باعث و بانی اش نظام سلطانی خامنه ای و محتسبانی است که به اسم امر به معروف و نهی از منکر خون مردم را در شیشه کرده اند!
دو ماه پس از آنکه خبرگزاریهای ایران از حمله به یک روحانی به دلیل آنچه آنها اجرای امر به معروف و نهی از منکر می خواندند، خبر داده بودند خبرگزاری امنیتی فارس از کشته شدن یک روحانی در تهرانپارس تهران خبر می دهد و می نویسد: « این طلبه جوان به همراه دوستانش از سوي اراذل و اوباش كه حدود 6 نفر بودند مورد حمله قرار گرفت و از ناحيه شاهرگ به شدت زخمي شد. »
به نوشته این رسانه امنیتی « نيمه‌ شب گذشته راكبان يك خودروي پرايد قصد آزار و اذيت چند خانم جوان با ظاهر و پوشش معمولي در چهارراه سيدالشهدا واقع در بلوار پروين (تهرانپارس) را داشتند كه با اعتراض چند نفر از جوانان محل كه از هيئت عازم منزل بودند، درگيري آغاز شد. در جريان اين درگيري، يك طلبه جوان كه به همراه دو نوجوان به رفتار ناشايست راكبان خودروي پرايد و موتورسيكلتي كه همراه آنها بود، اعتراض كرد، از سوي يكي از راكبان پرايد و از ناحيه شاهرگ گردن مورد اصابت چاقو قرار گرفت.
اين روحانی به همراه دوستانش از سوي اين افراد كه حدود 6 نفر بودند مورد حمله قرار گرفت كه وي از ناحيه شاهرگ به شدت زخمي شده است و پس از انتقال به بيمارستان عرفان، ساعت 5 صبح مورد جراحي قرار گرفته و در حال حاضر اين طلبه بيهوش است اما به گفته پزشكان احتمال دارد به خاطر خونريزي شديد و نرسيدن خون به مغز دچار ضايعه مغزي شود.
این اتفاق در حالی رخ می دهد که در دهمین روز ارديبهشت ماه سال جاري در خيابان سي متري نيروي هوايي که حوزه کلانتري 128 تهران نو بوده، یک روحانی دیگر به نام سيد محمود مصطفوي  مورد حمله جوانان تهرانی قرار گرفته بود و از ناحيه چشم سمت چپ مضروب شده بود.
این در حالی است که همچنین چندی پیش حجت الاسلام فرزاد فروزش امام جماعت دانشگاه علوم پزشکی تهران که برای نجات یک دختر جوان از چنگال دو نفر از اراذل و اوباش از جان‌گذشتگی کرد، در آستانه نابینایی چشم راست خود قرار گرفت اما با عمل جراحی چشم در بیمارستان رسول‌ اکرم(ص) خطر تخلیه چشم او برطرف شد.
من قصد ندارم به هیچ وجه خشونت را ترویج کنم، اما از قدیم گفته اند از هر دست که بدهی از همان دست می گیری. نتیجه سختگیری و اذیت و آزار مردم به اسم دین همین می شود که جوانان خشمگین خودشان راهکار حل مشکلاتشان را بیابند.

۱۳۹۰ تیر ۲۲, چهارشنبه

هواپیمای ایرباس ایران در بریتانیا توقیف شد!

این همه الدرم بلدرم مقامات امنیتی رژیم سلطانی سلطان خامنه ای، حاصلی جز آبروریزی های هر روزه برای نام و اعتبار ایران و ایرانی نداشته و ندارد. نمونه آخرش توقیف هواپیمای ایرباس ایران در انگلستان است که بولتن نیوز از آن خبر داده است.
به نوشته وب سایت دیگربان به نقل از « بولتن نیوز » هواپیمای ایرباس «ماهان» در فرودگاه بیرمنگام به دستور مقام‌های بریتانیایی توقیف شده است.
این سایت به نقل از بولتن نیوز نوشته که «هواپیمای ایرباس آ ۳۱۰–اف a ۳۱۰-f - ojhh پارک شده در محوطه شماره ۸۱ فرودگاه بیرمنگام به دستور دادگاه بریتانیا توقیف شده است.»
این سایت افزوده که هواپیمای مذکور با درخواست کمپانی «gecas» که «راه حل‌های سرمایه‌گذاری و همچنین فاینانس خرید هواپیما را انجام می‌دهد»، صورت گرفته است.
«بولتن‌نیوز» اضافه کرده است: «سه فروند هواپیمای بوئینگ ۷۴۷ شرکت هواپیمایی ماهان که توسط دلالی به نام وحید علاقه‌بند خریداری شده بود٬ اکنون در فرودگاه امام زمین‌گیر شده‌اند.»
این سایت نوشته که قیمت این هواپیما‌ها با وجود دسته‌دوم بودن آن‌ها ۲۷۵ میلیون دلار است و از آنجا که شرکت «gecas» پول این هواپیما‌ها را دریافت نکرده٬ هوایپیمای ایرباس ماهان در بیرمنگام را توقیف کرده است.
«بولتن‌نیوز» در ادامه نوشته که «اکنون دفتر صنایع و امنیت انگلستان، شرکت فرانسوی ایرانی هوانوردی زرند را نیز مورد سوال قرار داده و تحقیقات در مورد این شرکت را آغاز کرده است.»
شرکت هوانوردی «زرند» شرکت لیزینگ کننده هواپیمای ایرباس توقیف شده در بیرمنگام انگلستان است.
البته این خبر را بولتن نیوز معلوم نیست به چه دلیلی از روی سایتش حذف کرده است. ظاهراً اعلام چنین خبرهایی به مذاق حضرت سلطان خوش نمی آید!

وقتی خبرگزاری ایسنا برای حمیرا و قمیشی تبلیغ می کند!

به این عکسها نگاه کنید. قرار بوده که این عکسها از مراسم امحاء سی دی های به قول آقایان مستهجن باشد! چه تبلیغی بهتر از این برای این دو خواننده مطرح. دست کم چهار نفر آدم پیدا خواهند شد و از خودشان خواهند پرسید مگر این دو نفر چه می خوانند که به آنها می گویند مستهجن! بعضی وقتها ضد تبلیغ بهترین تبلیغ برای هنرمندان است! نمونه اش ضد تبلیغ خبرگزاری ایسنا برای حمیرا و قمیشی!



پگاه آهنگرانی به جرم پوشش اخبار جام جهانی فوتبال زنان دستگیر شد

دستگیری پگاه آهنگرانی خبر خطرناکی است. معنای این خبر چیزی جز رسیدن موج دستگیریها به هنرمندان مشهور نیست و پس از  دستگیری جعفر پناهی و رامین پرچمی، دستگیری پگاه آهنگرانی می تواند زنگ هشداری باشد برای جامعه هنری که حکومت از حسن شهرت هنرمندان هم نمی ترسد.
بنا به نوشته وب سایت العربیه « پگاه آهنگرانی سه روز است که در بازداشت به سر می برد! » به احتمال فراوان علت دستگیری پگاه آهنگرانی پوشش دادن بازیهای جام جهانی فوتبال زنان در آلمان است که او با همکاری دویچه وله این کار را بر عهده گرفته بود. درباره دستگیری اش العربیه می نویسد: «  بنا بر اخبار رسیده در این مدت پگاه آهنگرانی با خانواده خود تماسی نگرفته و از محل نگهداری او اطلاعی در دست نیست.
هنوز در مورد اتهامات احتمالی این بازیگر خبری منتشرنشده است.پگاه آهنگرانی بازیگر وفرزند منیژه حکمت از کارگردانان ایرانی و جمشید آهنگرانی کارگردان فیلم های " جوانمرد " و " شبیخون " است.
او در دوره انتخابات ریاست جمهوری دو سال پیش ایران در ستاد میرحسین موسوی نامزد معترض به انتخابات ریاست جمهوری فعال بوده است.
پگاه آهنگرانی در روزهای پس از انتخابات احضار و مورد بازجویی قرار گرفته بود.
پیش از این اعلام شده بود پگاه آهنگرانی قصد دارد جام جهانی فوتبال زنان را برای شبکه خبری دویچه وله آلمان پوشش دهد.
آهنگرانی پیش از این جشنواره فیلم برلین را برای این شبکه پوشش داده بود.
مریم مجد عکاس مطبوعات ایران که برای عکاسی از جام جهانی فوتبال زنان عازم آلمان بود ژوئن گذشته در فرودگاه تهران بازداشت شده بود.»

۱۳۹۰ تیر ۲۱, سه‌شنبه

ورود خانمها بدون سرپرست قانونی یا شوهر به مراکز تفریحی از 10 مرداد ممنوع می شود؟

هر دم از این باغ بری می رسد! ممنوع شدن ورود خانمها به قهوه خانه ها کم بود، حالا شایع شده که ورود خانمها بدون سرپرست قانونی یا شوهر به مراکز تفریحی بزودی ممنوع می شود!
در این باره برخی منابع غیر رسمی اعلام کرده اند که رئیس پلیس اماکن نیروی انتظامی جمهوری اسلامی طی بخشنامه ای به مراکز تفریحی، ورود خانمها بدون سرپرست قانونی یا شوهر به مراکز تفریحی از 10 مرداد ممنوع می شود. بر اساس این بخشنامه ورود دختران زیر 18 سال بدون پدر و مادر ممنوع می شود و دختران بالای 18 سال تنها با سرپرست قانونی و زنان ازدواج کرده تنها بهمراه شوهرشان مجاز خواهند بود تا از مراکز تفریحی عمومی استفاده نمایند. البته صحت و سقم این خبر هنوز تائید نشده است! اما از مسئولین جمهوری اسلامی هیچ چیزی بعید نیست!

۱۳۹۰ تیر ۱۹, یکشنبه

مسئول مرگ این نوزاد، سلطان خامنه ای است!

خدایا ما را از خواب بیدار کن! خدایا باور کن که این کابوس وحشت زای را هیچ ملتی نمی تواند تحمل کند! خدایا این تصویر تعبیر خواب ماست یا حقیقت مان؟ چه باید بنویسم برای این عکس؟ چه باید بنویسم؟ جز اینکه امیدوار باشم این تصویر و عکس دروغ باشد و محصول فتوشاپ!


این عکس هفته گذشته در یکی از خیابانهای سعادت آباد گرفته شده است! گرچه نمی توان از مسئولیت پدر و مادر کودک گذشت، اما مسئول اول و آخر این فاجعه شخص سلطان خامنه ای است!

تناقضات گفتاری وزیر کشور دولت کودتا و معاون پارلمانی وزارت خارجه!

در حال مرور کردن خبرها بودم که دو خبر کنار یکدیگر توجه مرا به طنز آمیز بودن حال و روز حاکمان این سامان جلب کرد! خبر اول را وزیر کشور دولت کودتا افاضه فرموده اند و گفته اند که « ایران جزیره ثبات و آرامش در جهان است! » خبر دوم را اما حسن قشقاوی اعتراف کرده اند که  پنجاه نفر از دیپلماتهای ایران یا پناهنده شده اند و یا اقامت گرفته اند و خلاصه از مملکت فرار کرده اند!
او که معاون پارلمانی وزیر امور خارجه است اعتراف فرموده که «  تا کنون نزدیک به 10 نفر از دیپلمات‌های ایران پناهنده شده و قریب به 40 نفر از کشورهای خارجی اقامت گرفته‌اند! »
باید از وزیر کشور دولت کودتایی سلطان خامنه ای پرسید: قسم حضرت عباس را باور کنیم یا دم خروس را! مجبوری مگر خالی ببندی برادر من! 

۱۳۹۰ تیر ۱۸, شنبه

فاجعه ای دیگر این بار در زندان رجایی شهر در شرف وقوع است/جان حشمت الله طبرزدی در خطر است

از ایران خبر می رسد که مسئولان امنیتی زندان رجایی شهر کرج علیرغم عارضه قلبی که برای حشمت الله طبرزدی رخ داده است، مانع از درمان وی در بهداری زندان یا بیمارستان  شده اند.
در این باره کميته دانشجويی دفاع از زندانيان سياسی طی خبری اعلام کرده « حشمت الله طبرزدی دبيرکل ۵۳ سله جبهه دمکراتيک ايران و زندانی سياسی محبوس در زندان رجايی شهر کرج (گوهردشت) دچار عارضه ی قلبی شد. »
به نوشته وب سایت این کمیته با وجود عارضه قلبی مهندس طبرزدی و خطر جدی که سلامت اين زندانی سياسی را تهديد می کند، مسئولان اين زندان از رسيدگی و درمان وی خودداری کرده و از انتقال وی به بهداری زندان و يا مراکز درمانی جلوگيری کرده اند.
جبهه متحد دانشجويی ساعتی پيش با اعلام اين خبر، سلطان خامنه ای را مسئول مستقيم جان  طبرزدی و ساير زندانيان سياسی عنوان کرد.
طی هفته های گذشته نيز خودداری مسئولان زندان و بی تفاوتی عامدانه مسئولان قضايی جمهوری اسلامی نسبت به وضعيت سلامت زندانيان سياسی منجر به سکته قلبی و مرگ رضا هدی هدی صابر روزنامه نگار، فعال ملی مذهبی و زندانی سياسی بند ۳۵۰ زندان اوين گرديد که اين مساله نگرانی ها را در مورد وضعيت خطرناک مهندس حشمت الله طبرزدی افزايش می دهد.
مهندس حشمت الله طبرزدی در ۱۸ تيرماه ۷۸ در بازداشت بود و امروز نير در ۱۸ تير ۱۲ سال بعد در زندان است و رنج های فراوانی زا طی ۱۲ سال گذشته تحمل کرده است.
آقای طبرزدی که نقش مهمی در راه اندازی جنبش دانشجويی مستقل و سکولار دمکرات -در قالب جبهه متحد دانشجويی- و سپس ايجاد فعاليت های اعتراضی خيابانی -در قالب جبهه دمکراتيک ايران- در دهه گذشته داشته است همواره مورد غضب نهادهای امنيتی و قضايی قرار گرفته و بارها دستگير و زندانی شده است.
باید مجامع جهانی را از طریق اطلاع رسانی گسترده نسبت به ظلم وجنایت رژیم علیه زندانیان سیاسی و عقیدتی آگاه کرد! هر کس می تواند در این باره اطلاع رسانی کند!

۱۳۹۰ تیر ۱۵, چهارشنبه

آسوده بخواب مقام معظم! یگانه دخترک پنج ساله با پدرش کارگری می کند!


به چهره این دختر خوب نگاه کن حضرت سلطان خامنه ای! ببین این دختر پنج ساله نامش یگانه است! اشتباه نکنید حضرت سلطان، یگانه این عکس را در مهدکودک نیانداخته است قربان! این عکس را از او در حین کارگری ساختمان انداخته اند. حضرت سلطان که هفت میلیارد دلار پول نفت را صدقه سر مسلمانان هند، دور ریخته اید، پدر یگانه درباره دخترش به خبرنگاران گفته است: «   چون کسي را ندارم مجبورم دخترم را روزانه به سر ساختمان بیاورم که با توجه به اینکه زمان رفت و آمدم به شهر مامازن 6 ساعت است به شدت دخترم خسته و اذیت می شود. »
جناب معظم! پدر یگانه می‌گوید: در مامازن یک اتاق اجاره کرده که ماهانه 100 هزار تومان اجاره می‌دهد و چون يگانه را روزها سر ساختمان مي‌آورم، او نيز پا به پاي من كار مي‌كند و فعاليت‌هاي سبكي همچون حمل‌ كيسه‌هاي مصالح ساختماني را انجام مي‌دهد. جناب سلطان! یگانه چند روز پیش به خاطر گرد و خاک ناشی از گچ و سیمان مریض شده و یک شب تمام تب کرده است.
حضرت معظم! یگانه به خبرنگاران گفته است « پدرم مریض است و پول نداریم. من هر روز با او می‌آیم که در خانه تنها نباشم. پدرم پایش درد می‌کند هر وقت کیسه‌های سیمان را بلند می‌کند اذیت می‌شود و شب‌ها از شدت درد خوابش نمی‌برد. من زور ندارم، اما کمکش می‌کنم که کمتر اذیت شود.» می دانم که حفظ بیضه اسلام برای شما مهمتر است حضرت برتری ! اما خانه‌ یگانه خیلی دور است  و خودش می گوید که « ما در خانه‌مان یخچال و تلویزیون و تلفن نداریم. »
جناب سلطان که تولدتان را با یاعلی آغاز فرموده اید آیا می دانید که علی برای این کودکان زار زار می گریست؟ برایتان متاسفم مقام معظم! که مملکتتان آنقدر گل و بلبل است که یگانه مجبور است دستهای ظریفش را لای سیمان و آجر و آهن پر خراش کند! راحت بخوابید جناب سلطان! همه چیز مرتب است! فتنه سبز سرکوب شده است و میرحسین و زهرا رهنورد و مهدی کروبی و فاطمه کروبی دربندند و احمد زید آبادی و مسعود باستانی هم در زندان اوینند و کسی نیست که برای یگانه بنویسد و مزاحم شما شود! آسوده بخوابید والا مقام! یگانه امشب را از خستگی نیمه جان به خواب می رود!
پ.ن : این نوشته بر اساس خبری است که در روزنامه دنیای اقتصاد امروز به چاپ رسیده است:
http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?%40=260214

آزاده اردکانی، معلم خصوصی مشایی و بقایی و رئیس موزه ملی بازداشت شد

بالاخره گرفتندش! او اطلاعات زیادی درباره بقایی و مشایی دارد و همه خبرنگاران اجتماعی به خوبی او را می شناسند. خانم معلمی که یک شبه رئیس سایت میراث آریا شد و یک شبه رئیس موزه ملی ایران. آن هم در شرایطی که سنش کمتر از 30 سال است!
حالا وب سایت آینده نیوز خبر دستگیری اش را تائید کرده است و نوشته : « به رغم اطلاعیه روز گذشته سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، بررسی‌های خبرنگار "آینده" از منابع موثق و گوناگون، از صحت بازداشت خانم آزاده اردكانی حكایت دارد.
طبق این اخبار خانم تهمینه دانیالی، معاون سازمان میراث فرهنگی و گردشگری نیز بازداشت شده است.


با دستگیری آزاده اردكانی، معلم خصوصی زبان انگلیسی اسفندیار رحیم مشایی و حمید بقایی جریان دستگیری پرونده موسوم به جریان انحرافی به یك قدمی اعضای كابینه رسید.
آزاده اردكانی، دختری كه تا دو سال پیش از این تنها یك لیسانسه میكروبشناسی دانشگاه آزاد بود، پس از تدریس خصوصی زبان انگلیسی به دو تن از نزدیكان احمدی‌نژاد یعنی مشایی و بقایی یكباره نردبان موفقیت را به صورت جهشی طی كرد و تقریبا از صفر به معاونت موزه ملی ایران و سپس به ریاست آن منصوب گردید.
اردكانی كه انتصابش به ریاست موزه ملی ایران بدون تجربه، تحصیلات و تخصص از ابهامات دولت دهم بود، بیش از یك رییس موزه دارای نفوذ بود؛ به نحوی كه از وی به عنوان رابط مشایی با جامعه هنری نام برده می شد و حضورش در كنار هدیه تهرانی و مشایی، مدتها سوژه رسانه های خبری بود.
این سایت همچنین نوشته : « خانم تهمینه دانیالی كه از گذشته با احمدی نژاد ارتباط داشته، در شهرداری تهران به دعوت احمدی نژاد مسئولیت معاونت اجتماعی منطقه 6 را پذیرفته و در دولت احمدی نژاد بعد از مشاور بانوان وزارت جهاد كشاورزی معاون صنایع دستی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری شده بود.
روز گذشته بعد از انتشار اخباری در خصوص بازداشت رئیس موزه ملی، سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در اطلاعیه ای مطول تلاش كرد این امر را تكذیب كند كه در صورت اصرار بر عدم بازداشت وی، آینده آمادگی دارد تا همین امروز گفت و گوی با اردكانی در دفترش داشته باشد.
دستگیری این دو زن تاثیر زیادی بر منازعات سیاسی آینده ایران خواهد داشت!

۱۳۹۰ تیر ۱۴, سه‌شنبه

افکار سردخانه را جنازه های باد کرده رقم می زنند!

سالها پیش فروغ فرخزاد در پاسخ به سئوالی گفته بود: « توی زمانی داریم زندگی می کنیم  که تمامی مفاهیم و مقیاسها دارند معنی خودشان را از دست می دهند و دارند - نمی خواهم بگویم بی ارزش - در حال متزلزل شدن هستند... دنیای بیرونی آنقدر وارونه است که نمی خواهم باورش کنم. »
حالا حکایت امروز دنیای مجازی ماست که راستش تلاش می کنم از آن دور و دورتر شوم. دنیای واقعی ما را که امثال خامنه ای و احمدی نژادها پر کرده اند. خامنه ای ها و احمدی نژادهایی که گاه خود مائیم! ما که تحمل نقد را نداریم و گیر دادن و توهین و تحقیر کردن را عین نقد می دانیم و کسی اگر گفت بالای چشممان ابروست، آبرویی برایش نمی گذاریم.
دنیای مجازی ما هم که شده بت تراشیدن و بت پرستیدن و چه بتهایی؟ جرثومه های سرشار از تناقضاتی مکرر و ملال آور! آنقدر قامتمان کوچک و انداممان بی قامت شده است که به میان مایگان بسنده می کنیم.
این میان اگر کسی پیدا شود و حرفی بزند و سئوالی بپرسد که به حق باشد و راستی را از دروغی تشخیص داده باشد و سره ای را از ناسره ای بازشناخته باشد، بیچاره اش می کنیم!
باید به الگوی فروغ فرخزاد بنویسم که « در زمانی که داریم زندگی می کنیم، نه تنها تمامی مفاهیم و مقیاسها معنای خودشان را از دست داده اند بلکه بی ارزش هم شده اند و دنیای مجازی مان چنان شلم شوربایی است که دور شدن از آن دست کم مایه آرامش خاطر و آسایش جان است! »
بیچاره ملتی که ما هستیم! ملتی که میان مایگان را بت واره می پرسد و فرومایگان چنان مجال جولان یافته اند که به قول جلال ستاری « بهتر است اهل خرد سکوت کنند و دم بر نیارند تا دمی به بازدمی تعبیر نشود! »
عباس معروفی در سال بلوایش چقدر قشنگ این روزهای ما را ترسیم کرده است: « شهر با وجود نظامیان رنگ وارنگی که مدام در رفت و آمد بودند، بیش از همیشه مورد هجوم وقایع تلخ بود. اختیار هیچ کس دست خودش نبود، هیچ کس امنیت نداشت، تجاوز و دزدی و آدم کشی روز به روز بیش تر می شد، مردم حتا در خانه دربسته شان آسوده نبودند، نمی دانستند رو به کدام طرف نماز بخوانند، قبله شان گم شده بود! »
دلم می خواهد فروغ بخوانم و مثل ایام حکومت سعید امامی ها خودم را به ندیدن و نشنیدن بزنم و راهم را کج کنم و بروم.
فروغ می خوانم که در شعر تنها صداست می ماندش می گفت:
« در سرزمین قد کوتاهان
معیارهای سنجش
همیشه بر مدار صفر سفر کرده اند! »
پ.ن: جمله اول هم از فروغ است و از همین شعر!

تشویق شجریان و پناهی در مراسم بزرگداشت محمد نوری، علی رغم سانسور مجریان برنامه

خواندن برخی خبرها آدم را خوشحال می کند. از اینکه مردم هستند. زنده اند و می بینند و می دانند آدمی سرشار می شود. مثل خبر حضور جعفر پناهی در مراسم بزرگداشت محمد نوری و صدا زدن نامش توسط مردمی که باشعورند و می دانند و سکوتشان از رضایت نیست!
درباره حوادث دیشب و مراسم بزرگداشت محمد نوری، وب سایت 24 نوشته است: « مراسم بزرگداشت محمد نوری یکشنبه شب با حضور حمید شاه آبادی معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و جمعی از نویسندگان و هنرمندان موسیقی، سینما،تئاتر و تلوزیون در تالار وحدت برگزار شدکه همراه با حاشیه هایی بود.
به نوشته این وب سایت در این مراسم زمانی که مجری از بزرگان موسیقی ایران یاد می کرد؛ وقتی نام محمدرضا شجریان را برد؛ تمام سالن یکپارچه او را تشویق کردند و تا دقایقی حضار در سالن، به صورت ممتد استاد آواز ایران را تشویق می کردند.
حضور یکباره «جعفر پناهی» که در میان برنامه وارد تالار وحدت شد نیز با تشویق بی نظیر مردم همراه شد به طوری که عده ای یکپارچه او را صدا می کردند «پناهی...پناهی...» جعفر پناهی نیز در میان تشویق مردم که با کوبیدن پاهایشان به کف سالن همراه بود؛ کنار فرزند پروفسور حسابی نشست.
در این مراسم که چهره های مختلفی از هنرمندان موسیقی و سینما نیز حضور داشتند، مانی رهنما، رضا یزدانی و خشایار اعتمادی برنامه اجرا کردند.
در این مراسم از همسر زنده یاد محمد نوری، دختر زنده یاد فریدون مشیری و «محمد سریر» توسط حمید شاه آبادی معاون امور هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و محمد میرزمانی مدیر دفتر موسیقی تقدیر شد.
یکی از دوستان نوشته که مجریان برنامه تلاش زیادی کردند که نامی از پناهی و شجریان نبرند و مردم با صدا زدن ممتد آنان، مجریان را مجبور به اعلام آنان کردند.

۱۳۹۰ تیر ۱۲, یکشنبه

جنجال تازه اسفندیار رحیم مشایی: مشایی در اروپا وعده سرنگونی خامنه ای را داده است

یک منبع کاملن موثق  از سفر اروپایی و چند روزه اسفندیار رحیم مشائی در زمانی که رسانه ها بر سر موضوع  بازداشت او گمانه زنی می کرده اند، خبر داده است.
این منبع موثق درباره سفر اخیر مشایی گفته است: « وی در یک سفر اروپایی چراغ خاموش در رم، پاریس و مادرید و ... حضور داشته و در این سفرها که برای جلب سرمایه گذاریهای اقتصادی کلان در حوزه توریسم انجام شده، در رم تعدادی از چهره های  اقتصادی برجسته ایتالیا به وی گوشزد می کنند که با توجه به  قوانین موجود در ایران و با وجود سیستم سلطانی خامنه ای آنها هیچ گونه امنیت و تمایلی برای کار در ایران ندارند و در پاسخ به این موضوع مشایی می گوید: " تا زمان اجرای پروژه های شما، ایران دچار تغییرات بنیادینی چه در قوانین و چه در راس قدرت خواهد شد!"
این همه در حالی اتفاق می افتد که دستگیری یاران درجه دو حلقه اولیه احمدی نژاد ادامه دارد و وی در آخرین سخنرانی خود مشایی و کابینه اش را خط قرمز خود برای ساکت ماندن اعلام کرده است.

۱۳۹۰ تیر ۱۱, شنبه

فیلمی از وحشی گری و شکنجه معلمی که خود قربانی خشونت است!

این فیلم را ببینید تا دستگیرتان شود که ریشه های استبداد در سرزمین ما آبشخورش از کجاهاست. ببینید که چطور نامعلمی بی رحم و سنگدل، نه تنها کودکان را کتک می زند که به آنها می آموزد چگونه به شکنجه کردن یکدیگر مشغول شوند! آیا این کودکان همان بازجوهای امروز اوین نیستند؟ آیا رفتار این معلم جیرفتی سرچشمه در حقارتی فروخفته در وی که در دامان خشونت رشد کرده است ندارد؟

کبری در انتقام از پدرش، با اسید او را کور کرد!

خبر تکان دهنده اما واقعی است. تکان دهنده است چون این ماجرا در سراب اتفاق افتاده است و نه در تهران یا یکی از شهرهای بزرگ ایران. دختری که مورد تجاوز پدرش قرار گرفته بود با پاشیدن اسید بر صورت پدرش از او انتقام گرفت. این حادثه وحشتناک را خبرگزاری مهر به صورتی بی سر و ته منتشر کرده است.
دادستان سراب از وقوع یک مورد اسیدپاشی در سراب خبر داد که طی آن پدری قربانی کینه دختر شد. محمد شکری گفته است: دختری به نام کبری سوی صورت پدرش اسید پاشیده و این حادثه موجب از بین رفتن بینایی یک چشم و آسیب دیدن شدید پوست صورت و گردن پدر شده است. 
هرچند که پدر از شکایت خود صرف نظر کرده اما پرونده بعد از پایان تحقیقات در اختیار قاضی دادگستری قرار خواهد گرفت تا جنبه های عمومی جرم مورد بررسی قرار گیرد. خبرنگار مهر در سراب در گفتگو با دختری که با عمل خود بینایی پدرش را نشانه رفته بود به بررسی چگونگی ماجرا پرداخته است و متن گفتگوی خود را سانسور شده منتشر کرده است.
اصل حادثه از این قرار است که کبری را پدرش در سن 17 سالگی به زور به یکی از دوستان معتادش شوهر می دهد و دخترک خسته از اذیت و آزار شوهر معتادش به خانه پدرش باز می گردد و با وسوسه پدر مواجه می شود و پس از آنکه پدر به او به زور تجاوز می کند، درصدد انتقام از وی بر می آید و با پاشیدن اسید بر صورت وی، او را کور می کند!


درود بر غیرت مردم یاسوج!

در این تصویر جوانان شیر دلی را می بینید که در اطراف مجسمه آریو برزن حلقه زده اند و علیه تخریب آن شعار می دهند. گفته می شود نماینده وزارت اطلاعات در این جمع از منتفی شدن تخریب این مجسمه خبر داده است.

یک عنصر اطلاعاتی: خامنه ای بیشتر از هفت میلیون رای ندارد

اظهارات تازه منتسب به اسفندیار رحیم مشایی گواه دیگری از رخ دادن تقلب در انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 است. رضا گلپور که از عناصر اطلاعاتی نظام سلطانی خامنه ای است ،در اظهاراتی تازه با همشهری ماه گفته است: « مشایی در پاسخ به من گفت مگر مذهبی ها و آقای خامنه ای چقدر رای دارند ؟ بیش از هفت میلیون است؟ ما باید از همه طیف ها در کنار خود داشته باشیم. در اینجا برای من مشخص شد که کار از رفع شبهه گذشته و نوعی بیماری انحراف و گنده گوئی است. گفتم این قتل هایی که در رامسر به شما نسبت داده می شود چیست؟ پاسخ داد حالا چهار تا سگ محارب هم کشته شدند مگر چه اتفاقی اقتاده است؟...
در این روزها که دعوای حامیان خامنه ای و احمدی نژاد بالا گرفته است، استناد به سخنان آنان برای اثبات تقلب در انتخابات کافی است. یاران خامنه ای می گویند، احمدی نژاد همه آرائش بواسطه حمایت خامنه ای است و یاران احمدی نژاد می گویند: « خامنه ای بیشتر از هفت میلیون رای ندارد! »
چه دلیلی بالاتر از این برای اثبات تقلب در انتخابات!

۱۳۹۰ تیر ۱۰, جمعه

عکسی دیده نشده از هدی صابر در کابین ملاقات زندان اوین

توضیحی برای این عکس لازم نیست. عکس را به یاد آن مرد آزاد و آزاده ببینید!