ه‍.ش. ۱۳۸۹ دی ۶, دوشنبه

هر روز یکی از ما را می برند

هر روز یکی از ما را می برند. هر روز یکی از ما را می دزدند. ما که تنها گناهمان گفتن است و به گاه خموشی نیز دستگیر می شویم. اتهاممان هم معلوم است. اقدام علیه امنیتی که ملی نیست. اقدام علیه امنیتی که نداریم. اقدام علیه امنیتی که سرتاپایش دروغ است. هر روز یکی از ما را به مسلخ می برند تا قلم را سر بریده باشند. تا قلم مرده باشد. تا آزادی مرده باشد. تا آزادی نباشد. هر روز یکی از ما قربانی هراس مالیخولیایی مردمانی می شود که قلدران ناقلندر شبهای تاریک سرزمین منند. یک روز من را می برند و روز دیگر تو را. یک روز نازنین را می برند و روز دیگر مهران را و روز دیگر هادی را. یک روز احمد غلامی می برند و روز دیگر کیوان را. می برند تا ابلیس مست قدرتشان کمی آرام شود. می برند تا جنون شهوتناک ضحاکی شان کمی آرام بگیرد. می برند تا دلهایشان با فریاد زدن وشکنجه کردن ما در اتاقکی کوچک و کم حجم آرام شود. تا تمام حقارتها و خفتی که از ماردوش بودن خودشان می کشند کمی تسکین یابد. و هر بار حرف همان حرف همیشگی است. اقدام علیه امنیت ملی! اقدام علیه کدام امنیت ملی آقای دادستان؟ آقای دولت آبادی؟ امنیتی که دولتی دزد و لاابالی برایمان تدارک دیده است چیزی جز ناامنی نیست. چه این دولت خود ناامنی است.


داد از این دادستانان که دادمان را به داغ و درفش و غل و زنجیر، که حقمان را به شکنجه و تحقیر و انسانیت و شرف وآزادیمان را به ضجه های درداندود شبگیر بستند و نستاندند و جرم بدتر از گناهمان شدند و ما را به بیهودگی سرافکندگی تاریخ رساندند و سپردند.

آقای دولت آبادی خودت هم می دانی که بازیچه دست چهار نفر آدم امنیتی هستی. خودت هم می دانی که قصاص قبل از جنایتی که می کنی دروغ است. تو در برابر دادگاه وجدان خودت محکومی آقای جعفری دولت آبادی. تو می دانی که ضعیف ترین و دادنستان ترین دادستان این سرزمین هستی. چاره ای هم نداری. حب و بغض و دنیاپرستی ات چنان است که برای ماندن دو روز بیشتر در قدرت دروغ می گویی. می دانی که نازنین خسروانی بی گناه است. می دانی که هادی حیدری بی گناه است. می دانی که کیوان مهرگان بی گناه است. می دانی که تمام روزنامه نگارانی که در بندند بی گناهند. اما باز هم به همکاری با جنایت کاران امنیتی ادامه می دهی. ننگ بر نظام قضایی که جز دروغ حرفی برای گفتن ندارد. ننگ بر نظامی که بهترین فرزندان این آب و خاک را به غل و زنجیر و بند و تحقیر کشانده است.

هیچ نظری موجود نیست: