ه‍.ش. ۱۳۸۹ بهمن ۴, دوشنبه

امام جمعه یک میلیاردی: حوزه اعتباری برای فقاهت خامنه ای قایل نیست

سخنان اخیر امام جمعه مشهد، که چکمه پوشان استبدادی را به ممانعت از بازگشت خاتمی به قدرت توصیه کرده است، ترسیم کننده جغرافیای وحشت استبدادیانی است که به خوبی از اعتبار و حسن شهرت اصلاح طلبان و سید محمد خاتمی در میان تمام اقشار جامعه امروز ایرانی به خوبی آگاهند و می دانند که کمیت صلاحیت شان در برابر افکار عمومی، بد جوری می لنگد.


احمد علم الهدی که به بد دهنی و ناسزاگویی شهره است، در سخنان اخیر خود گفته است: " تنها کسی که می تواند جریانهای سیاسی لائیک اصلاحات را بازسازی کند، خاتمی است. " او ترسیده است. چنانکه تمام چکمه پوشان خودکامه ترسیده اند. باید هم بترسند. آنها می دانند که در میان مردم جایی ندارند و با زور داغ و درفش و گلوله است که مانده اند. آنها از ریزش هر روزه نیروهای خود با خبرند. آنها می دانند که حتی بر سر کار آوردن دولتی کودتایی با رایی ساختگی هم نمی تواند، جماعت استبدادیان را از بحران عدم مشروعیتی که هر روز در آن دست و پا می زنند بیرون بیاورند. از همین روی هم هست که امام جمعه مشهد تصریح می کند که : " بی تردید اگر این آقا [ خاتمی ] بیاید، در عرصه سیاست وارد خواهد شد و با ورودش حتی قبل از انتخابات مجلس، دوباره جریاناتی را به راه خواهد انداخت و همان آش و همان کاسه خواهد شد که باید نگذاریم چنین شود. "

اضطراب علم الهدی از چیست؟
گرچه در ادبیات محاوره ایرانیان، ترس و اضطراب را یکی می دانند اما روانشناسان بالینی را عقیده بر آن است که فرق است میان اضطراب ( Anxiety ) و ترس (Fear ). به عقیده آنان اضطراب هشداری است که فرد را گوش به زنگ می کند. یعنی به فرد هشدار می دهد که خطری در راه است. حال آنکه ترس یک واکنش غریزی در برابر پدیده ای بیرونی است. اضطراب بر این مبنا در پاسخ به تهدیدی پیدا می شود که نامعلوم، درونی و مبهم است و گاهن از تعارض ناشی می شود. به معنای دیگر، عامل اصلی اضطراب ناشی از پدیده ای روانی است که از آینده خبر می دهد. انسانها زمانی دچار اضطراب می شوند که موقعیت خود در آینده را به تماشا بنشینند. به دیگر سخن اضطراب، نشانه ضعف است و زمانی به سراغ آدمی می آید که آدمی در مواجه با پدیده ای فراتر از قدرت و توانایی اش، به تواناییهای خود شک داشته باشد.

بر این اساس باید از خود پرسید چه چیزی علم الهدی را مضطرب ساخته که این چنین بی پروا لب به اعتراف می گشاید؟ چرا کسانی چون او و جنتی که از سر اتفاق هر دو نامشان احمد است از بازگشت اصلاح طلبان به قدرت مضطرب می شوند؟ مگر اینان مدعی نیستند که در انتخابات گذشته 24 میلیون و 500 هزار نفر به کاندیدای محبوبشان رای داده اند؟ پس این همه تشویش و سراسیمه گی برای چیست؟

فرد مضطرب به زعم روانشناسان، دائمن احساس بی قراری می کند و اولین حالتی که به سراغ فرد مضطرب می آید درماندگی است. باید از چکمه چوشانی همچون علم الهدی که مردم را " گاو " و " بزغاله " توصیف می کنند، پرسید که دلیل این همه بی قراری و درماندگی شما از سخنان اخیر خاتمی چیست؟ و چرا از آرام شدن فضا و بازگشت آرامش به دایره اداره کشور می ترسید؟ چرا حاضر نیستید حتی صدای معترضانتان را هم بشنوید؟ شما که اعتبار خود را به نهم دی ماه سال 1388 گره می زنید، چرا از احتمال بازگشت خاتمی به قدرت دچار تشویش و اضطرابید؟

علم الهدی در بخش دیگری از سخنانش می گوید خاتمی متهم است چون ابتدا کاندیدا شد و بعد به نفع میرحسین موسوی کناره گیری کرد. فارق از این اتهام مضحک که روایتش بیشتر به طنز شباهت دارد باید از علم الهدی و امثال او پرسید مگر کناره گیری کردن از انتخابات به نفع رقیبی که مورد تائید شورای نگهبان واقع شده است، جرم تلقی می شود که شما اینگونه به خشم آمده ای؟

امام جمعه مشهد و تمام چکمه پوشان استبدادی البته باید هم از بازگشت اصلاح طلبان به عرصه قدرت در ایران بترسند. چه اگر آنها به قدرت بازگردند، شاید یکی از هزاران مسئله ای که با آن روبرو می شوند موضوع یک میلیارد تومانی باشد که محمود احمدی نژاد در ایام پیش از انتخابات به امام جمعه مشهد داده است تا خرج وی در انتخابات کند.

درباره این نامه محمد نوری زاد در یکی از نامه هایش خطاب به رهبری می نویسد: " به این سخن امام جمعه منصوب خود درمشهد آقای علم الهدی توجه کنید که در همین نماز جمعه اخیر افاضه فرموده اند: .... ابن ملجم ها نمی توانند در کشور علی (ع) به دنبال سیاست باشند. بعضی از جریان های سیاسی که ادعا دارند: نخبگان باید وارد سیاست شوند، بدانند که اگر ولایت پذیر نباشند ولایت ستیزند و ولایت ستیز یعنی ابن ملجم!

این سخن پوک و مفت و بی خاصیت از آن روی توسط این روحانی کم سواد زده می شود که نعل بالنعل حکومت فعلی را حکومت علی می داند و فعالان سیاسی را ابن ملجم. و در این تحلیل پوک، اصلا هم به این اشاره نمی کند که چرا و به چه دلیلی یک رئیس جمهور قبل از انتخابات برای یک امام جمعه، یک میلیارد تومان پول می فرستد. "و به این نیز نمی اندیشد که یک چنین فرمولهایی که ما در نظاممان خلق کرده ایم، ممکن است فرسنگها از رویه علی و اولاد علی دور باشد و حتی در مدار تنفر آنان نیز جای داشته باشد."

مشتی نمونه خروار
گرچه اختلاسها و از مال بیت المال بردن کسانی که به ظاهر ادعای عدالتخواهی می کنند، در ایام روی کار آمدن محمود احمدی نژاد به همین یک مورد محدود نمی شود، ( چنانکه همینک پرونده اختلاس چند ده میلیاردی معاون اول رئیس دولت کودتا در قوه قضائیه باز است و خود وی هم همچنان پرونده اختلاس 300 میلیارد تومانی اش در سازمان بازرسی کشور باز مانده و اسفندیار رحیم مشایی و دیگر یارانش نیز با حجم عظیمی از اتهامات مالی روبرو هستند و هنوز که هنوز است مجلس شورای اسلامی پاسخ گم شدن هزاران میلیارد تومان پول فروش نفت در بودجه های سالهای گذشته را به دست نیاورده. ) با این همه، همین یک مورد اختلاس امام جمعه مشهد، مشتی است نمونه خرواری از اضطرابی که این روزها به جان استبدادیان گریزان از رای واقعی مردم افتاده است. آنها می دانند که سید محمد خاتمی و میرحسین موسوی و کروبی و دیگر اصلاح طلبان به زندان ستم افتاده چه اعتبار و منزلتی در میان مردم ایران و بویژه جوانان دارند و از هم اکنون زنهار می دهند که مبادا تا دوباره حکومت به آنان روی خوش نشان دهد و همه آنچه را که ما خورده ایم و برده ایم دردسرمان شود و مجبور به پاسخ گویی اش باشیم. که هر عقل سلیمی می داند در این پنج ساله گذشته چگونه این جماعت به خوان یغمای اموال و دارایی های ملی ایران زمین نشسته اند و همگان می دانند که نام جمهوری اسلامی هم اکنون در صف اول فاسدترین دولتهای جهان به لحاظ امور اقتصادی نشسته است و افسوس که شهوت حفظ قدرت چشم آنان که باید ببینند را کور کرده است و گوششان را کر.

اعترافات امام جمعه
امام جمعه مشهد در سخنان اخیرش البته چند جمله راست و به دور از دروغ نیز گفته است! سخنان اخیر علم الهدی علاوه بر آن که اضطراب و وحشت کودتاچیان را از بازگشت اصلاح طلبان به قدرت بازتاب می دهد سند دیگری است که استبدادیان از انجام کودتا ناخواسته به دست می دهند. او ضمن اعتراف ( شاید ناخواسته ) به نامعتبر بودن شأن و منزلت فقهی رهبر جمهوری اسلامی در میان حوزویان به طور تلویحی اعتراف می کند که آیت الله خامنه ای نه در میان روحانیون فکری جوان و نواندیش حوزه اعتباری دارد و نه در میان روحانیون سنتی و قدیمی. او می گوید: " آن جریان متحجر حوزه [ سنتی ] بالاخره کم کم منسجم شده بود و ... از طرفی آن جریان غربگرای حوزه نیز که جریان فاسد و مفسدی در حوزه است ... داشتند موضعگیریهای خود را بروز می دادند و ... "

این سخنان علم الهدی که عملن توهین به حوزه های علمیه قم و مراجع آن است نشان دهنده بی اعتباری و کم وزنی رهبر جمهوری اسلامی در میان جریانهای فکری حوزه است و علاوه بر آن این حقیقت تلخ را به منصه ظهور می رساند که عوامل امنیتی و اطلاعاتی استبدادیان حتی در درون حوزه ها هم جاسوس و گماشته دارند. ضمن اینکه این سخنان نشان دهنده ترس و وحشت حکومت از بروز و ظهور افکار نواندیش در میان حوزویان هم هست و همچون رژیم پهلوی به شدت از شکل گیری افکار مترقی در میان روحانیون غیر وابسته در حوزه ها می ترسد و سانسور و اختناقی که هم اکنون بر فضای فکری و اندیشه و بیان کشور سایه انداخته است به درون حوزه ها هم رسوخ کرده.

و دست آخر اینکه علم الهدی در سخنان خود همان چیزی را می گوید که امثال مشفق و وزیر اطلاعات دولت کودتا گفته اند و آن این که کودتای انتخاباتی 1388 برنامه ای از قبل طراحی شده توسط حاکمیت بوده است. امام جمعه مشهد در این باره می گوید: " رهبر قبل از شروع انتخابات، فتنه را مدیریت کردند... زمزمه و جریان رئیس جمهوری از اول فروردین 1388 در بین مردم شروع شد، اما از آبان 1387، رهبر انقلاب، فتنه را پیش بینی کردند. "
این سخنان علم الهدی راوی چند روایت است. اول آنکه شخص رهبر جمهوری اسلامی در انتخابات ریاست جمهوری دخالت کرده و فرمان کودتا به حکم او صادر شده است. دوم اینکه طراحی این کودتا نه به ایام انتخابات که به سال 1387 باز می گردد. یعنی ماهها پیش از برگزاری انتخابات و بالاخره اینکه مدیریت تمامی حوادث پس از انتخابات، مستقیما بر عهده ایشان بوده است.

هیچ نظری موجود نیست: