ه‍.ش. ۱۳۹۰ خرداد ۲۹, یکشنبه

متن گزارش محرمانه اداره آموزش صدا و سیما که تقلب در انتخبات را تائید می کند!

همزمان با شدت گرفتن فشارها بر محمود احمدی نژاد، اخبار و اسناد محرمانه ای در دست رسانه ها قرار می گیرد که ادعای تقلبی بودن نتایج دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در نظام استبدادی سلطان خامنه ای را بر ملا می کند.
یکی از آخرین نمونه های این اسناد سند محرمانه ای است که کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران آن را برای نخستین بار منتشر کرده است.



این سند که سه ماه پس از انتخابات بصورت گزارشی محرمانه توسط اداره کل آموزش و پژوهش معاونت سیاسی سازمان صدا تحت عنوان «آسیب شناسی رفتار صدا وسیما واعتماد مخاطبان به آن قبل و بعد از انتخابات ریاست جمهوری» در۱۸ مرداد ۱۳۸۸تهیه شده است، عملکرد این سازمان را به شدت مورد انتقاد قرار می دهد و به نوعی حضور مردم در خیابان ها را واکنشی به نحوه پوشش اخبارانتخابات، واکنش به چگونگی شمارش آراء و انعکاس آن، و در نهایت عدم پوشش واکنش معترضان مرتبط دانسته است.



در بخشی از این گزارش که تنها نزدیک به سه ماه بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ تهیه شده و مهر «محرمانه» بر خود دارد «چگونگی شمارش آراء و دستیابی به نتایج اولیه وانعکاس آن با این سرعت» برای بسیاری از مردم «ابهام آفرین» خوانده شده و آمده که «همین مساله تردیدهایی را برای مردم ایجاد کرد» تا « زمزمه هایی» مبنی بر «از پیش تعیین شده بودن نتایج انتخابات» سر دهند: « انتشار زودهنگام نتایج انتخابات پیش از اماده سازی ذهن مردم یکی از خطاهای رسانه ملی در اطلاع رسانی پس از انتخابات بود…. با توجه به پایان زمان رای گیری در ساعت ۲۲ شب بیست و دوم خرداد واعلام نتایج اولیه (پس از شمارش ۶۱ درصد از صندوق های رای) در ساعت ۲:۴۷ دقیقه بامداد روز بعد (که گویای پیروزی احمدی نژاد بود).»
گزارش تصریح کرده است که «… اعلام نتایج انتخابات با این سرعت تقریبا بی سابقه بود».
این گزارش در شرح بخشی دیگر از آنچه «اشکالات وارده به رسانه ملی» که «باعث ناخرسندی معترضان شد» آورده است: «عدم پوشش واکنش های معترضان به نتایج انتخابات در اولین روزهای پس از اعلام نتایج و تاکید بر جشن وسرور حامیان نامزد پیروز، دعوت از مردم برای حضور گسترده در جشن پیروزی آقای احمدی نژاد و پخش مستقیم مراسم از شبکه های رادیویی و تلویزیونی – که متاسفانه در این مراسم، سخنان تندی علیه برخی مسئولان مطرح شد وشعارهای ناپسندی هم از سوی مردم طرح گردید که مطمئنا به صلاح نظام نبود- و سکوت کامل خبری در خصوص سایر نامزدها، از دیگر اشکالات وارده به رسانه ملی است که باعث ناخرسندی معترضان شد.»



در ادامه با انتقاد شدید از عملکرد بعد از انتخابات صداوسیما نویسندگان گزارش محرمانه صداوسیما اضافه کرده اند: «اطلاع رسانی با تاخیر، ناقص وغیرشفاف و عدم پوشش مناسب اخبار معترضان و تجمعات صورت گرفته و نیز بیانیه هایی که ازسوی نامزدهای معترض صادر می شد – با توجه به این که سایر رسانه ها به شیوه های مختلف و با اغراض و اهداف معین این اخبار را پوشش می دادند و طبیعتا مردم به نوعی به این اخبار دست می یافتند – اعتماد مردم را نسبت به صداوسیما خدشه دار کرد ومخاطبان به صراحت دریافتند که نمی توانند خبرها را به طور دقیق، کامل و صحح از رسانه ملی کسب نمایند. بنابراین شاهد روگردانی مردم از رسانه ملی و اقبال آنان به شبکه های خارجی و ماهواره ای بودیم.»
این گزارش در بخش هایی عملکرد پیش از انتخابات را مورد تحسین قرار می دهد و در مقابل می نویسد که « بعد از پایان رای گیری» سیاست های صداوسیما « دچار تغییر ناگهانی درجهت منفی و بعضا عقب گرد» شده است. این گزارش در ادامه آورده است که « یکی از دلایل تبدیل شدن این موضوع (شائبه درسلامت انتخابات) به یک چالش سیاسی-امنیتی و بعضا اغتشاشات و ک
نحوه پوشش خبر کشته شدن مرحوم نداآقاسلطان هم از جمله دیگر انتقادات مطرح شده است: « … دراین خصوص می توان به مساله مرگ ندا آقا سلطان اشاره کرد که بعد از حدود یک هفته و تنها در برخی از بخش های خبری به صورت جزیی به آن پرداخته شد.»
عملکرد صداوسیما دراین گزارش محرمانه توسط نویسندگان آن باعث ایجاد «رنجی تحمل ناشدنی و بغضی کشنده» شده است که به تعبیر آنان « برای کشور، انقلاب و نظام مطلوب نیست». این گزارش همچنین نوشته که این تصور وجود داشته که مردم را صرفا هیزم تنور انتخابات کرده اند: « این احساس شدیدا نامطلوب که مردم یا حامیان نامزدها، صرف هیزم تنور انتخابات شده اند و در یک مقطع، احساسات و عواطف وعلائق آنها برای پر شور شدن انتخابات به رسمیت شناخته شده وبلافاصله بعد از پایان انتخابات، همه این مهربانی ها و شیرینی ها، به بی اعتنایی و بی مهری تبدیل شده است، رنجی تحمل ناشدنی و بغضی کشنده است که برای کشور، انقلاب و نظام مطلوب نیست…. اگر نامزدهای معترض این فرصت را می یافتند که مطالبات خود را در رسانه ملی به عنوان «محرم ترین جایگاه» مطرح نمایند طبیعتا از شدت خشم وعصبانیت آنها کاسته می شد وحجم اعتراضات خیابانی و در پی آن اغتشاشات و درگیری ها تقلیل می یافت.»
در این گزارش «حذف وعدم انعکاس برخی خبرها به صورت کلی و جزئی» و « پرداختن به فعالیت ها وعملکرد دولت نهم چند ماه پیش از برگزاری انتخابات در حجم وسیع» همچنین از عوامل «خدشه دارشدن اعتماد مردم» به صداوسیما برشمرده شده است.
گزارش یاد شده همچنین از منظر نویسندگان اداره کل آموزش وپژوهش معاونت سیاسی مواردی را به عنوان «عملکردخوب» رسانه ملی ایران در قبل از انتخابات مطرح کرده است که از آن جمله می توان به «صداقت درفرآیندانتشاراخبار»، «پوشش موارد ویژه» و «مسوولیت و نقض انتقادی رسانه ها» اشاره کرد.
گزارش ۲۳ صفحه ای «آسیب شناسی رفتار صدا وسیما واعتماد مخاطبان به آن قبل و بعد از انتخابات ریاست جمهوری»، در پایان به ارائه پیشنهاداتی تحت عنوان «راه های تقویت اعتماد عمومی به رسانه ملی» مطرح کرده است.
با بررسی محتوای این گزارش کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران عملکرد قوه قضائیه در دو سال گذشته که موجب محکومیت و حبس صدها نفر شده است را شگفت آور میداند و این گزارش را دلیلی دیگر برای آزادی فوری تمامی زندانیان عقیدتی که پس از انتخابات دستگیر و محکوم شده اند میداند و خواستار رسیدگی و تحقیقات مستقلانه یک کمیته ملی و بیطرف به عملکرد قوه قضائیه میباشد. شگفت آور است که علیرغم وجود چنین تحلیل هایی از عملکرد صداوسیما، مقامات این دستگاه همچنان نقشی مخرب در جریان پروژه اعتراف گیری اجباری زندانیان سیاسی و قلب وقایع رخ داده طی ماه های پس از آن پرداختندشته شدن چند نفر از هموطنان، به دلیل مسدودشدن ناگهانی فضای باز انتخابات ریاست جمهوری» بوده است.
شک نکنید که این سند محرمانه، سندی خواهد شد از تقلب و دروغگویی حامیان خامنه ای و احمدی نژاد در انتخابات سال 1388!

۵ نظر:

ناشناس گفت...

آقاي جلالي عزيز
هربار كه به وبلاگتان سرزده‌ام يا انتقاد بوده يا غرغر! و كلا يادم رفته بود بگويم كه چقدر وبلاگتان مفيد و روزنامه‌نگارانه است. انگار نافمان را با اعتراض و غرغر بريده‌اند!
درست است كه هربار سرتان غر زده‌ام و هربار شما با شكيبايي و وسعت ذهن نظر مرا منتشر كرده‌ايد درصدد پاسخ دندان‌شكن دادن هم برنيامده‌ايد! اما مي‌خواهم بدانيد كه به‌رغم اين نق‌نق‌ها وبلاگتان از معدود وبلاگ‌هايي است كه آن را پيگير مي‌خوانم و از نوشته‌هاي خوبتان بهره مي‌برم.
پاينده باشيد

احمد جلالی فراهانی گفت...

دوست ناشناس من، تحمل انتقاد دیگران و شنیدن حرف مخالف حتی با فحش و فضیحت از سخت ترین تمرینات روحی و روانی است که من و جامعه بزرگ ایرانی به آن نیازمندیم. ممنونم که مرا نقد می کنید.
ممنون تر می شوم که نگاه منتقدانه ات را از من دریغ نکنی.
پادار باشی

ناشناس گفت...

Salam, sorry ke pinglish minevisam.
webloget khoobeh, moratab mikhoonam, faghat ye soal:

falsafeye in akse sigar be lab chi hast? age dalile khasi nadareh, fekr mikonam ye ax bedoon sigar kheyli tasvire behtar va herfeE tari az webloget bedeh. (rowzeh ham nemikhoonam, man khodam sigar mikesham bazi vaghta)

movafagh bashi.

احمد جلالی فراهانی گفت...

دوست ناشناس من! من تا قبل از زندان اوین سیگار نمی کشیدم. وقتی زندانبان در هفدهمین روز اسفند مرا صدا زد برای رهایی ، همبندی داشتم بهایی که به جرم بی گناهی به اسارت استبدادیان درآمده بود. با شرمی خاص گفت: « احمد آقا! لحظه آزادی می شه ازت یه خواهش کنم؟ » گفتم بگوشم برادر این چه حرفیه! گفت: خیلی از ما زندانی ها سیگاری هستیم و اینجا تازه می فهمیم که کشیدن سیگار در آزادی چه معنایی دارد. می شه رفتی بیرون به یاد من و همه آنهایی که دربند استبدادند، سیگار بکشی؟
این سیگار به یاد همه آنان است.
روزی که سرزمینم آنقدر آزادی داشت که کسی را به جرم عقیده و اندیشه متفاوت دستگیر نکنند، حتمن سیگار را از گوشه لبم بر می دارم!
شاد باشید!

ناشناس گفت...

( کمونیست = مسلمان = ضد انتخابات آزاد = تجزیه طلب = تروریست = بیگانه = ضد آزادی و دموکراسی = عامل عقب ماندگی = دشمن ایران و ایرانی )

گر نیک بنگری همه اینها یک تن هستند. « کورش فردوسی»